
اون یکی از تاثیرگذارترین چهرههاست و تحسینبرانگیزترین زنی که تابحال شناختم.
هنرمند هیپهاپ پورتو، یکی از بزرگترین ستارههای آمریکایی-آفریقایی، یکی از تاثیرگذارترین فعالهای جنبش حقوق مدنی، عجیبترین جاسوس دوران جنگ جهانی دوم، اولین زن سیاهپوستی که وارد پانتئون شد و اولین سوپراستار سیاهپوست دنیا!ا
اما چیزی که باعث میشه از نظر من این زن تحسینبرانگیز باشه، هیچکدوم از این عناوین نیست.
ژوزفین همهی ویژگیهایی که باعث تجربهی تبعیض و رنج بیشتر میشن رو داشت:
زن بود.
سیاهپوست بود.
در خانوادهی فقیر به دنیا اومده بود.

معمولا دخترهایی که در خانوادههای مرفه به دنیا میان، در بزرگسالی زنان سرسخت و با اعتمادبهنفسی میشن؛ چون حمایت و حفاظت خانواده رو دارن؛ و از همه مهمتر، چون از بچگی یاد میگیرن که لایقن! و میتونن هرجا دلشون بخواد باشن و از گفتن حقیقت نترسن.
اما دخترایی که در خانوادههای فقیر به دنیا میان، احتمالش خیلی کمه در بزرگسالی زنِ سرسخت و با اعتمادبهنفسی بشن!...
چون اونا با هنجارهای زنانه بزرگ میشن:
فرمانبرداری
انعطافپذیری
سربهزیری
پذیرش
دختر به دنیا بیای، فقیر به دنیا بیای، در قلب شورشهای نژادپرستانه، به عنوان یک سیاهپوست به دنیا بیای... میتونی تصور کنی دنیا چقدر جای وحشتناکی برات میشه؟
اما ژوزفین با مهارتش، کاری کرد یه جامعهی سفیدپوستِ نژادپرستِ مردزده، ایستاده براش دست بزنه!... سیاهپوستی که به نظر بقیه جذاب، شورانگیز، خیرهکننده و دوستداشتنی بود.
ژوزفین در کتاب زندگینامهاش نوشته:
من پول زیادی به دست میارم؛ اما بازم پول بیشتری میخوام. نه فقط بخاطر خود پول، بلکه به خاطر اهمیتی که تمام دنیا به پول میده...شما نمیتونید تمام دنیا رو تغییر بدین، من قصد دارم با صلاح دشمن بجنگم.
اواسط دههی ۱۹۳۰، ژوزفین موفقترین و ثروتمندترین زن اروپا بود. چه عنوان زیبایی! ...همهی ما از تصاحبش به وجد میایم مگه نه؟ ...اما برای ژوزفین این کافی نبود!
اون میخواست به عنوان یه اجراکننده روی صحنه بره! ...نه به عنوان یه اجراکنندهی سیاهپوست.
با اینکه علاقهای به پیچیدگیهای سیاست نداشت، اما به محض دیدن یک نژادپرست، متوجه افکار نژادپرستانهی اون میشد. همین باعث شد به دشمن قسمخوردهی نازیها و یکی از چهرههای مقاومت فرانسه تبدیل بشه.
اما بعد از اتمام جنگ، ژوزفین به عنوان شهروند فرانسوی، نتونست یه اتاق تو یکی از هتلهای زادگاهش رزرو کنه!
۳۶ بار جواب رد شنید و بار آخر، به جای پنهان کردن عصبانیتش، مثل یک انسان معمولی، عصبانی شد!
یه شهر از پذیرش یه زنِ سرسختِ عصبانی سرباز زد و اون زن، قانون چندین سالهشون رو بهم زد:
ژوزفین همهی اجراهاش رو کنسل کرد و اعلام کرد تا وقتی همهی تماشاگران سیاهپوست و سفیدپوست باهم، پشت یک میز اجرا رو نبینن، هرگز اجرا نخواهد کرد.
فیلیس رز ژوزفین رو اینطوری توصیف میکنه:
« یک ابرقهرمان در کتابهای مصور، که یک لحظه مثل یک ستارهی موسیقی مشغول غذا خوردنه، ناگهان تغییر اخلاقی در مغزش به وجود میاد و تبدیل به مبارز حقوق مدنی میشه. لحظهای بعد وسط جنگ، با لباسهای نیروی امدادی.
ژوزفین هیچوقت بچهای به دنیا نیورد، اولش چهار فرزند به سرپرستی گرفت: یک سرخپوست، یک سفیدپوست، یک زردپوست و یک سیاهپوست. تا شاهد زندهای بسازه از دموکراسی واقعی!
اما بعد به چهار فرزند اکتفا نکرد و برای تکمیل ماموریتش از مذهبها و ادیان مختلف فرزند گرفت، تا به دنیا نشون بده رنگ پوست و ادیان متفاوت میتونن یه خانواده باشن.

حالا دیگه شما هم این زن رو میشناسین. ژوزفین بیکر ملکهی صحنه با قلبی از طلا