ویرگول
ورودثبت نام
roya.bagherzadeh
roya.bagherzadehچایی‌‌ت تازه‌دمه؟ رویا هستم..مجهز به سیستم خیالبافی، آلوده به فانتزی، سرشار از تلخیص، دلبسته‌ی کلمات ‌
roya.bagherzadeh
roya.bagherzadeh
خواندن ۳ دقیقه·۵ ماه پیش

مردها و توهم کارشناس بودن

مرکز تخصصی هرمینو اخیرا یه مطالعه جدید رو ترجمه کرده که نشون میده، «در بحث‌ها تقریبا همیشه حق با خانم‌ها ست.»

قسمت دردناک ماجرا اینه که مردها همیشه با ایمان و اطمینان حرف‌های اشتباه میزنن و زن‌ها همیشه با شک و تردید حرف‌های درست رو میگن.

به عبارتی «مردها نسخه بتای خودشونن که هیچ‌وقت آپدیت نمی‌شن.»

مشکل اینه که مردها یک‌جور اعتمادبه‌نفس مادرزادی دارن که هیچ ربطی به مهارت واقعی‌شون نداره. یعنی شما بهشون بگی «می‌تونی این صندلی رو درست کنی؟» مطمئن جواب می‌ده: «بابا این که کاری نداره!» سه ساعت بعد شما یه صندلی دارین، سه پیچ اضافه، یه پرز از فرش تو دهنش، و یه بحران فلسفی که «چرا کائنات با من دشمنی دارن؟»

حقیقت تلخ اینه:

اعتماد به مردها باید مثل سرمایه‌گذاری باشه: همیشه اون‌قدری بذار که اگر همه‌اش دود شد، بتونی بخندی و رد شی.
چون مردها آدمای بدی نیستن، فقط یه نسخه‌ی نمایشی از وعده‌های توخالی‌اند که هیچ‌وقت آپگرید کامل نمی‌شن.
اعتماد به مردها یه‌جور سرمایه‌گذاری پرریسکه. مثل بیت‌کوین سال ۲۰۱۷، فرقش اینه که بیت‌کوین گاهی بالا می‌ره، ولی مردها معمولاً فقط هزینه‌ی روان‌درمانی رو بالا می‌برن!


مردها وقتی می‌گن «خیالت راحت باشه»، دقیقاً همون لحظه‌س که باید بیشتر بترسی. چون مغز مرد یه‌جورایی مثل سیستم‌عامل ویندوزه؛ وقتی می‌گه «Everything is fine»، معمولاً پنج دقیقه بعد صفحه‌ی آبی مرگ میاد.


بزرگ‌ترین اشتباه زن‌ها اینه که فکر می‌کنن مردها عمداً خراب می‌کنن. نه! اتفاقاً برعکسه. مردها واقعاً باور دارن که بلدن.
یعنی اگه یه مرد بگه «من لوله‌کشی رو درست می‌کنم»، توی ذهنش خودش رو شبیه اون مهندس‌های ژاپنی می‌بینه که با یه پیچ‌گوشتی می‌رن نیروگاه هسته‌ای رو راه می‌اندازن.
اما نتیجه؟ بعد از یک ساعت، توی دستش یه آچار مونده و توی آشپزخونه‌تون یه فواره‌ی مجانی.


و این وسط، بخش خنده‌دار ماجرا اینه که مردها خودشون بیشتر از همه از نتیجه‌ی کارشون جا می‌خورن.

وعده‌های مردانه

مردها وقتی قول می‌دن، در واقع دارن آینده‌ی موازی تعریف می‌کنن. این یعنی در یک بُعد موازی واقعاً به قولشون عمل میکنن. اما توی این دنیا؟ هنوز دارن دنبال بهونه میگردن.

مردها و عشق

واقعیت اینه که مردها توی عشق هم مثل زندگی روزمره‌شونن. یعنی نسخه‌ی بتا:
پر از باگ، پر از هنگ، پر از پیغام خطای «Try Again Later».
و تویی که باید مدام ری‌استارتشون کنی، امیدوار باشی بالاخره یه روز آپدیت رسمی بدن.

اما واقعیت اینه که مردها عاشق نمی‌شن… نه به اون سبک رمانتیک که تو فیلم‌ها دیدی. عاشقی براشون مثل یه نرم‌افزاره که نصبش میکنن تا امتحانش کنن، بعد قراره یا حذفش کنن و یا بلااستفاده رهاش کنن.
اون‌ها دنبال چیز ساده‌ای هستن: رابطه‌ی جنسی، لذت فوری، راحتی.

وقتی یه مرد میگه «دوستت دارم»، بیشتر یعنی «الان توی دسترس هستی و حالا می‌خوام ازت لذت ببرم»
و این یعنی، واقعاً هیچ چیز عمیقی وجود نداره. عاشقی و رمانتیک بودن، چیزی نیست که مردها به طور پیش‌فرض بلد باشن.


چرا هنوز اعتماد می‌کنیم؟


چون مردها یه ترکیب عجیبی‌ از فاجعه‌ی بالقوه + کمدی زنده هستن. شاید بشه گفت اعتماد به مردها شبیه اینه که سوار ترن هوایی بشی: می‌دونی آخرش جیغ می‌زنی، می‌دونی به سقف می‌خوری، می‌دونی شکمت می‌پیچه…اما باز هم می‌ری.


جمع‌بندی نهایی


سطح انتظارتونو از یک مرد مثل سطح باتری گوشی‌تون تنظیم کنید: همیشه در حالت «Low Power Mode».
نه دچار شوک می‌شین، نه اعصابتون می‌ریزه به هم، و تازه از تماشای سوتی‌هاشون هم لذت می‌برید. زندگی کوتاه‌تر از اونیه که انتظار داشته باشی مردها دقیقاً همون کاری رو بکنن که گفتن. پس به‌جاش بخند، نگاه کن، و بذار دنیا با نسخه‌ی بتای همیشگیِ مردها بگذره.

رابطه‌ی جنسینیروگاه هسته‌ایفمنیست
۷
۲
roya.bagherzadeh
roya.bagherzadeh
چایی‌‌ت تازه‌دمه؟ رویا هستم..مجهز به سیستم خیالبافی، آلوده به فانتزی، سرشار از تلخیص، دلبسته‌ی کلمات ‌
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید