ویرگول
ورودثبت نام
roya.bagherzadeh
roya.bagherzadehچایی‌‌ت تازه‌دمه؟ رویا هستم..مجهز به سیستم خیالبافی، آلوده به فانتزی، سرشار از تلخیص، دلبسته‌ی کلمات ‌
roya.bagherzadeh
roya.bagherzadeh
خواندن ۲ دقیقه·۱۵ روز پیش

از مرکز به حاشیه، یک کنتراست غم‌انگیز


این روزها زیاد درباره آدم‌هایی نوشته می‌شود که به‌خاطر قطعی اینترنت کارشان را از دست داده‌اند.

درباره تعدیل‌ها، درباره تیم‌هایی که کوچک شدند، درباره آدم‌هایی که ناگهان بیرون از سازمان ایستادند.

اما کمتر کسی از گروه دیگری حرف می‌زند. گروهی که هنوز تعدیل نشده‌اند. اما از دایره‌ی اهمیت بیرون افتاده‌اند.

کسانی که هنوز در لیست کارکنان هستند، اما دیگر کسی برایشان کاری نمی‌فرستد، کسی صدایشان نمی‌زند، و حتی وقتی کاری انجام می‌دهند، انگار اتفاق خاصی نیفتاده است.

نوع عجیبی از حذف شدن.

نه آن‌قدر واضح که اسمش را «تعدیل» بگذارند، نه آن‌قدر عادی که بتوانی نادیده‌اش بگیری.

مدتی‌ست هر روز صبح زود بیدار می‌شوم. لباس می‌پوشم. از خانه بیرون می‌زنم و حدود یک و نیم ساعت با سرویس طی میکنم و می‌روم سر کاری که اگر از بیرون نگاهش کنی، شاید به نظر برسد اتفاق خاصی در آن نمی‌افتد.

اینترنت قطع است. شبکه‌های اجتماعی متوقف شده‌اند. کمپین‌ها خوابیده‌اند. و آن چیزی که قبلا به آن عادت کرده بودیم — عدد، بازخورد، پیام، لایک— ناگهان محو شده است.

اما کار من متوقف نشده. پشت‌صحنه ادامه دارد. سایت بازطراحی می‌شود. بخش‌های جدید اضافه می‌شود. مقاله‌ها آماده می‌شوند. باگ‌ها یکی‌یکی برطرف می‌شوند.

کار هست، اما ویترین ندارد.

و عجیب است که چقدر ذهن ما وابسته به ویترین است. چقدر نیاز داریم کسی ببیند یا حتی فقط بداند که کاری در حال انجام است.

وقتی دیده نمی‌شوی، کم‌کم یک سوال آرام درونت شکل می‌گیرد: «آیا اصلا کاری که می‌کنم ارزش دارد؟»

و این سوال خطرناک‌تر از هر انتقادی است. چون انتقاد بیرونی را می‌شود جواب داد، اما وقتی خودت شروع کنی به تردید، ماجرا جدی‌تر می‌شود.

گاهی حتی به این فکر می‌کنی که اگر همه‌چیز تمام شود، اگر تعدیل شوی، شاید بد هم نباشد. شاید دیگر لازم نباشد هر روز بروی جایی که زحماتت در سکوت گم می‌شود. شاید سبک‌تر شوی.

مسئله‌ات دیگر بیکار شدن نیست. مسئله‌‌ات بی‌ارزش شدن است. و این دو تا زمین تا آسمان فرق دارند.

بیکار شدن یعنی کار نداری. بی‌ارزش شدن یعنی کارت هست، اما انگار وجود ندارد.

ارزش کار من در خودِ ساختن است.

در بهتر کردن یک سیستم، حتی اگر فعلا کسی متوجه نشود. در آماده کردن زمین، حتی اگر هنوز فصلی برای برداشت نرسیده باشد.

نمی‌دانم این مسیر به کجا می‌رسد.

شاید بمانم.

شاید بروم.

شاید همه‌چیز تغییر کند.

اما یک چیز را خوب می‌دانم:

اتفاقی که دارد می‌افتد یک جنایت است.

شبکه‌های اجتماعیقطعی اینترنتاینترنتتعدیل نیرو
۱۹
۴
roya.bagherzadeh
roya.bagherzadeh
چایی‌‌ت تازه‌دمه؟ رویا هستم..مجهز به سیستم خیالبافی، آلوده به فانتزی، سرشار از تلخیص، دلبسته‌ی کلمات ‌
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید