بسیاری تصور میکنند که «عرش» یا «وحدت»، نقطه پایان و سقفِ مطلقِ تمام چیزهاست. اما اگر نگاهی عمیقتر به ساختار هستی بیندازیم، با یک پرسش بنیادین روبرو میشویم: آنچه که باعث شده این قوانین و این جهانها شکل بگیرند، از کجا آمده است؟
خزانهٔ صورتهای بالقوه
من معتقدم فراتر از سلسلهمراتب پنجگانه ما (مادی، ارواح، جهنم، بهشت و عرش)، قلمرویی بیکران و بیانتها وجود دارد که من آن را «جهان امکان مطلق» مینامم.
این جهان، نه پاداش است و نه تنبیه؛ نه محلِ نعمت است و نه محلِ احاطه. این جهان، در واقع «خزانهٔ همهٔ صورتهای ممکن هستی» است. اگر جهانهای پنجگانه ما را مانند رودخانههایی در نظر بگیریم که به سمت دریا میروند، «امکان مطلق» همان اقیانوسِ عظیم و بیکرانی است که تمام این رودها، پیش از آنکه وجود پیدا کنند، در آن به صورت «احتمال» حضور داشتند.
اصل ۲۴: امکان ناب
مرکز ثقل این قلمرو، اصل بیستوچهارم یعنی «امکان ناب» است. این یعنی وجودِ همهٔ صورتها، پیش از آنکه در قالبِ ماده، زمان یا حتی آگاهی «تعین» یابند.
در زبان متافیزیک، ما با مفهومی روبرو هستیم که میتوان آن را «حضرت امکان» یا «خزانهٔ صور بالقوه» نامید. جایی که تمام قوانین فیزیک، تمام احتمالاتِ خیر و تمام تلاطمهای شر، پیش از آنکه شکل بگیرند، در سکون و سکوتِ «امکان» نهفتهاند.
جهان ما، تنها یکی از بیشمار جهانهایی است که از این دریای بیکرانِ امکان، به صورتِ «تعینیافته» بیرون آمده است. ما تنها بخشی از یک حقیقتِ بسیار بزرگتر هستیم؛ حقیقتی که از «امکان» آغاز میشود و به سوی «وحدت» در حرکت است.