
برای ستایشِ «سطح» و مذمتِ «عمق» مثالهای فراوانی هست. اما این وسط، نقاشی ایرانی مثالِ ویژهای است، چون اولاً بهخاطرِ نقاشی بودنش خیلی «سطح» دارد و ثانیاً بهخاطرِ ایرانی بودن و رازآمیز بودنش شدیداً مستعدِ حفاری و رفتن به «اعماق» است.
نقاشی ایرانی، یعنی آن نوع نقاشی که از دورانِ جلایری آغاز شد و در روزگارِ پساشاهعباس از بین رفت، چیزِ بسیار رازآمیزی است؛ هم خودِ آثار رازآمیزند، هم احوالاتِ نقاشان. و بیخبریِ ما از چندوچونِ تکنیکهای نقاشی هم به این رازآمیزی دامن میزند.
در این نوع نقاشی، فیگورِ آدمها را «قلمگیری» میکردند. یعنی دورتادورِ دست و صورت و لباس را با یک قلمِ بسیار باریک (در حدِ کسری از میلیمتر) خطی به رنگِ تیره میکشیدند. چرا؟
ببینیم پاسخِ آقای «تفسیر»کننده چیست:
«این خطهای تیرهرنگِ دورِ آدمها، مرزی است میانِ «جهانِ برون» و «جهانِ درون»؛ میانِ ذهن و جهان؛ میانِ انسان و جهان. و این مرز بدین معناست که فرهنگِ ایرانی برای استقلالِ فرد از جهانِ پیرامونش اهمیتِ بسیار قائل است، و این از آن روست که در فرهنگِ ما یک نوع اومانیسم حاکم بوده است.»
چطور میشود یک نفر اینقدر حرفهای «عمیق» بزند؟
این حرفها، که از قضا خیلی هم سطحی است، از آنجا ناشی میشود که آقای مفسر، که احتمالاً خیلی هم کتاب خوانده، به دنبالِ پر کردنِ قفسهها و طبقهبندیهای ذهنیِ خود است، نه دیدن و فهمِ واقعیت. یعنی یک سری حرف در دلش مانده بوده و داشته دق میکرده و حالا به بهانۀ نقاشیِ ایرانی، آن حرفها را زده تا غمباد نگیرد!
ما نمیدانیم که نقاشانِ ایرانی حقیقتاً چه در سر داشتهاند. اما با نگاه به همین «سطح» و ظاهرِ آثار، میشود حدس زد که علتِ آن قلمگیری، صرفاً یک مسئلۀ تکنیکی است، نه آن حرفهای بهظاهر عمیق. در آثارِ نقاشیِ ایرانی، «سایهروشن» خیلی چیزِ کمیابی است. نقاشان برای ایجادِ بُعد، یا از سایهروشن اصلاً استفاده نمیکردند و یا بهندرت تن به این کار میدادند. پس تنها راهی که میشد فیگورِ آدمها را از پسزمینه جدا کرد، همین خطهای تیرهرنگ بوده است.
وانگهی، اصلاً میپذیریم که حرفِ آقای پژوهشگر درست است. یعنی قرار است که آن خطها «بُرون» و «درون» را و ذهن و جهان را از هم جدا کنند. بسیار خب! با این توضیح، دربارۀ خطهای دورِ خر و گاو و درخت چه باید گفت؟ لابد خطِ دورِ خر هم حاکی از یک چیزِ خیلی «عمیق» است. مثلاً آن خطها شاید مرزی باریک است میانِ ازخودبیگانگی (خر بودن) و خودآگاهی تاریخی (باغی که خر در آن میچرد)!