
کودکان را نباید با سیاست و ایدئولوژی تربیت کرد. نباید خوب و بدِ سیاسی را در مغزشان فروکرد.
آیا دارم همان حرفهای دورانِ «سلام فرمانده» را تکرار میکنم؟ بله. ولی منظورم آنطرفِ قصه است. در این یک هفتهٔ ثباتِ نسبیِ اینترنت، مواردِ بسیاری دیدم که بعضیها در صحنهٔ ادبیاتِ کودک، دربارهٔ این حرف میزنند که در روزگارِ جنگ باید به بچهها صلح آموخت. به نظرم این حرف و این رویکرد، بهغایت ایدئولوژیک، جنگافروز و مروجِ خشونت است. هر کسی که بگوید «جنگطلبی، ایدئولوژیک است و من، در عوض، صلحطلبم» مدعی است که صلح را ایدئولوژیزدایی کرده. بسیار خب. اما من بلد نیستم چنین کاری را. به نظرم جنگ و صلح، به یک اندازه ایدئولوژیکاند.
لطافتِ بچهها نه تنها با جنگ ناسازگار است، بلکه با صلحِ سیاسی هم ناسازگار است، زیرا که صلحِ سیاسی، بدیلِ جنگ است و صلحِ پس از جنگ، تداعیهای خونینِ جنگ را پاک نمیکند و اگر هم پاک کند، بدتر است. هر صلحی در سیاست، تعلیقِ موقتِ خون است. صلحِ سیاسیِ منزه از تاریخ و خون، نوعی رومانتیسمِ ایدئولوژیک است، که بیماریِ امروزِ ماست و امیدوارم به بچهها سرایت نکند. ایدهٔ صلحِ زیبای بیجنگ، نه تنها بهغایت ایدئولوژیک است، بلکه از خطرناکترین، خشونتآمیزترین و جنگافروزترین ایدئولوژیهاست.
بیتردید بچهها باید با واقعیتِ جنگ مواجه شوند. باید بفهمند که این صداها، صدای بمب است. بچهها باید ترسِ جنگ را (در حدِ لطافتشان) تجربه کنند، که اگر نکنند، تبعاتِ جنگ را به نحوِ فسادآمیزتری تجربه خواهند کرد. باید بفهمند که آمریکا روی ایران بمب انداخته و همسایه و خاله و پدربزرگ را کشته. اما هر چیزی بیشتر از این، ایدئولوژی و خشونت است. الحاقِ هرگونه تفسیری بر این جمله (اعم از تفسیرِ دینی یا تفسیرِ عرفی) آیندهٔ کودک را تحتالشعاع قرار میدهد. به کودک ربطی ندارد که امپریالیسم چرا بد است یا ایران چرا توسعه نیافته یا حجابِ اجباری چرا بد است.
کودک را باید بهمرور با واقعیتِ کشور مواجه کرد. کودک کمکم باید بداند که «ایرانیان در سال ۵۷ انقلاب کردند». اما اینکه «انقلابِ ایران، حماقت بود/ شجاعت بود» ایدئولوژیک است و برای کودک، خطرناک. اینکه «آمریکا روی ایران بمب انداخت» ایدئولوژیک نیست، اما اینکه «جنگِ ایران و آمریکا به خاطرِ سوءتدبیرِ حاکمانِ ما بود» یا مثلاً «جنگِ ایران و آمریکا بابِ شهادت را دوباره باز کرد» باری است سنگینتر از توانِ کودک. کودک قطعاً باید بداند که در میناب چه گذشت. اما هر چیزی بیش از این سطح از گزارش، ایدئولوژی است. هر نوع «مرگ بر» (اعم از مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر آمریکا، مرگ بر جنگ، مرگ بر مذاکره و...) برای بچهها زیان دارد.
کاش دست از سرِ بچهها برداریم. به نظرم تربیتِ سیاسی و ایدئولوژیک (با هر سمتوسویی) نوعی کودکآزاریِ پنهان است. برای تربیتِ سیاسی کودک (که قطعاً لازم است) کافی است حقوقِ «دیگری» را به او بیاموزیم، که اگر واقعاً بیاموزیم، شقالقمر کردهایم.
- پینوشت: بله. حواسم هست که هر جملهای، نوعی از تفسیر است. اما منظورم از الحاق کردنِ تفسیر بر جمله، تشدیدِ تفسیر است. به هر حال، «آمریکا به ایران حمله کرد» بارِ تفسیریِ کمتری نسبت به «آمریکای جهانخوار به ایران حمله کرد» دارد.