آموزش زبان انگلیسی با داستان طنز و خنده دار و داستان های طنز انگلیسی یک راه موثر برای آموزش زبان انگلیسی می باشد که بی شک روش نوین یادگیری زبان انگلیسی در سال ۲۰۱۰ به بعد معرفی شده.

زبان انگلیسی یکی از زبانهای هندواروپایی از شاخهٔ ژرمنی است. خود شاخهٔ ژرمنی به دو بخش شرقی و غربی تقسیم میشود و انگلیسی به ژرمنی غربی تعلق دارد. این زبان در انگلستان و جنوب شرقی اسکاتلند تکامل یافتهاست. از دیگر زبانهای شاخه ژرمنی میتوان به آلمانی، هلندی، دانمارکی، سوئدی و نروژی اشاره کرد.
بریم سر اصل مطلب :
خب اول یادتون باشه دوستان این داستان ها بیشتر بامزه هستند نه خنده دار!
پس قرار نیست قهقهه بزنید و از خنده غش کنید :| قراره فقط خشک نباشه، خب چند نمونه از این داستان هارو قرار میدم

A cowboy rode into town and stopped at a saloon for a drink. Unfortunately, the locals always had a habit of picking on strangers. When he finished his drink, he found his horse had been stolenHe went back into the bar, handily flipped his gun into the air, caught it above his head without even looking and fired a shot into the ceiling. “Which one of you sidewinders stole my horse?!?!? ” he yelled with surprising forcefulness. No one answered. “Alright, I’m gonna have another beer, and if my horse ain’t back outside by the time I finish, I’m gonna do what I done in Texas! And I don’t like to have to do what I done in Texas! “. Some of the locals shifted restlessly. The man, true to his word, had another beer, walked outside, and his horse had been returned to the post. He saddled up and started to ride out of town. The bartender wandered out of the bar and asked, “Say partner, before you go… what happened in Texas?” The cowboy turned back and said, “I had to walk home
ترجمه : گاوچراني وارد شهر شد و براي نوشيدن چيزي ، كنار يك مهمانخانه ايستاد . بدبختانه ، كساني كه در آن شهر زندگي ميكردند عادت بدي داشتند كه سر به سر غريبهها ميگذاشتند . وقتي او ( گاوچران ) نوشيدنياش را تمام كرد ، متوجه شد كه اسبش دزديده شده استاو به كافه برگشت ، و ماهرانه اسلحه اش را در آورد و سمت بالا گرفت و بالاي سرش گرفت بدون هيچ نگاهي به سقف يه گلوله شليك كرد . او با تعجب و خيلي مقتدرانه فرياد زد : « كدام يك از شما آدمهاي بد اسب منو دزديده؟!؟! » كسي پاسخي نداد . « بسيار خوب ، من يك آب جو ديگه ميخورم ، و تا وقتي آن را تمام ميكنم اسبم برنگردد ، كاري را كه در تگزاس انجام دادم انجام ميدهم ! و دوست ندارم آن كاري رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم! » بعضي از افراد خودشون جمع و جور كردن . آن مرد ، بر طبق حرفش ، آب جو ديگري نوشيد، بيرون رفت ، و اسبش به سرجايش برگشته بود . اسبش رو زين كرد و به سمت خارج از شهر رفت . كافه چي به آرامي از كافه بيرون آمد و پرسيد : هي رفيق قبل از اينكه بري بگو ، در تگزاس چه اتفاقي افتاد ؟ گاوچران برگشت و گفت : مجبور شدم پیاده برم خونه

و اینکه حتی میتونید از کتاب ها یا انیمیشن های طنز استفاده کنید و اون هارو به صورت انگلیسی بخونید.
چند نمونه معرفی میکنم.
خب نظر شما چیه؟ اگر داستان یا کتاب یا انیمیشن طنز انگلیسی بلد هستید معرفی کنید تا دیگران هم استفاده کنند.
کلمات کلیدی :
آموزش زبان انگلیسی نصرت,آموزش زبان انگلیسی در 50 روز,آموزش زبان انگلیسی برای کودکان,آموزش زبان انگلیسی آنلاین,آموزش زبان انگلیسی کودکان,آموزش زبان انگلیسی تصویری,آموزش زبان انگلیسی سریع,آموزش زبان انگلیسی در 50 روز درس 6,آموزش زبان انگلیسی صوتی,آموزش زبان انگلیسی هشتم,آموزش زبان انگلیسی با فیلم,آموزش زبان انگلیسی در خانه,آموزش زبان انگلیسی پایه دهم,آموزش زبان انگلیسی در 50 روز درس 10,آموزش زبان انگلیسی در 50 روز درس 5,آموزش زبان انگلیسی نصرت تصویری درس دوم,آموزش زبان انگلیسی کلاس هفتم,آموزش زبان انگلیسی در 50 روز درس 8,آموزش زبان انگلیسی در 50 روز درس 4,آموزش زبان انگلیسی هفتم و آموزش زبان انگلیسی با داستان طنز