بیایید رو راست باشیم - هیچکس دلش نمیخواد "نابلد" به نظر برسه.
مخصوصاً در دنیای فناوری که هویتمون گره خورده به چیزایی که بلدیم. ترس از پرسیدن یه سوال "پیشپاافتاده" آدم رو فلج میکنه. مدام تردید میکنی، مستندات رو پنج بار میخونی، دوازده تا تب استکاورفلو باز میکنی... اما بازم تو جلسه یا چت تیمی سکوت میکنی. چون میترسی «تازهکار به نظر برسی».
ولی حقیقتی که بیشتر مردم نمیخوان قبول کنن اینه:
هر توسعهدهندهای — فارغ از سطح ارشدیتش — روزانه چیزای مبتدی رو گوگل میکنه!
سندرم ایمپاستر واقعیه. و این فشار که "همه چیز رو باید بلد باشی"، عملاً جلوی یادگیریمون رو میگیره.

رشد رو ستایش میکنیم، اما مراحل اولیهاش رو تحقیر میکنیم.
میگیم "سوال بپرس"، ولی عملکرد رو بر کماطلاعی ترجیح میدیم.
ارشدیت رو میپرستیم، ولی فراموش میکنیم مسیر رسیدنش چقدر سخت بوده.
و عجیبتر اینجاست:
بهترین مهندسایی که باهاشون کار کردم، پرسوالترینها بودن. نه چون چیزی بلد نبودن—بلدن چون انقدر براشون مهمه که عمیق بفهمن. ترجیح میدن دو دقیقه "احمق" به نظر بیان تا دو هفته یه چیز ناقص تحویل بدن!
تا حالا سوالی رو قورت دادی و بعدش پشیمون شدی؟
اخیراً مجبور شدی چه مفهوم «پیشپاافتادهای» رو دوباره یاد بگیری؟
تیمها چطور میتونن فضای امنتری برای پرسشها ایجاد کنن؟
بیایید کنجکاوی رو «نشان افتخار» کنیم — نه پرچم قرمز.
چون ما حقوق نمیگیریم که همه چیز بلد باشیم.
حقوق میگیریم که با هم راهش رو پیدا کنیم.