سودان، با مساحتی بیش از ۱.۸ میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۵۰ میلیون نفر بر اساس برآوردهای سازمان ملل در سال ۲۰۲۵، در موقعیت استراتژیک شمال شرقی آفریقا قرار دارد. این کشور، که در تقاطع دریای سرخ، رودخانه نیل و صحرای آفریقا واقع شده، از منابع طبیعی غنی مانند نفت، طلا، اورانیوم، مس و زمینهای کشاورزی حاصلخیز برخوردار است. با این حال، از زمان استقلال در سال ۱۹۵۶، سودان صحنه درگیریهای داخلی مداوم بوده که ریشه در عوامل تاریخی، قومی، اقتصادی و دخالتهای خارجی دارد. این درگیریها میلیونها کشته و آواره به جا گذاشته و توسعه پایدار و وحدت ملی را مختل کرده است. تحلیل حاضر، بر پایه دادههای معتبر از گزارشهای سازمان ملل، شورای روابط خارجی و منابع خبری مانند الجزیره، تدوین شده و تصویری جامع از بحران ارائه میدهد. تمرکز بر نقش قدرتهای خارجی در تشدید تقسیمات و بهرهبرداری از منابع است، زیرا این رویکرد با درک ضرورت مقابله با نفوذ خارجی برای دستیابی به ثبات همخوانی دارد.
تاریخچه درگیریهای سودان:
از استقلال تا بحران کنونی تاریخ درگیریهای سودان به دورههای مشخص تقسیم میشود که هر کدام لایهای از پیچیدگیهای ساختاری را نشان میدهد. سیاستهای استعماری بریتانیا، که شمال و جنوب را جداگانه اداره میکرد، زمینه تقسیمات قومی-مذهبی را فراهم آورد.
-جنگ داخلی اول (۱۹۵۵-۱۹۷۲):
این جنگ پیش از استقلال رسمی آغاز شد و میان نیروهای شمالی (عمدتاً عرب و مسلمان) و جنوبی (عمدتاً آفریقاییتبار با گرایشهای مسیحی یا سنتی) رخ داد. علت اصلی، احساس حاشیهنشینی جنوب در توزیع قدرت و منابع بود. دولت مرکزی در خارطوم سیاستهای عربیسازی و اسلامیسازی را پیش برد که منجر به شورش جنوبیها شد. این جنگ حدود ۵۰۰ هزار کشته به جا گذاشت و با توافق آدیسآبابا در ۱۹۷۲ پایان یافت که خودمختاری محدودی به جنوب داد، اما این توافق شکننده بود و مسائل ریشهای را حل نکرد.
-جنگ داخلی دوم (۱۹۸۳-۲۰۰۵):
این درگیری طولانیترین جنگ داخلی آفریقا بود و با لغو خودمختاری جنوب توسط رئیسجمهور جعفر نمیری و اعمال قوانین شریعت در سراسر کشور آغاز شد. جنبش آزادیبخش خلق سودان به رهبری جان گارانگ علیه دولت مرکزی قیام کرد. علل فنی شامل کنترل منابع نفتی جنوب (۸۰ درصد تولید نفت سودان) و اختلافات بر سر آب رودخانه نیل بود. این جنگ بیش از ۲ میلیون کشته و ۴ میلیون آواره داشت و با توافق جامع صلح در ۲۰۰۵ پایان یافت که زمینه همهپرسی استقلال جنوب را فراهم کرد. گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد این جنگ اقتصاد سودان را با خسارت سالانه ۲ میلیارد دلار مواجه کرد.
-بحران دارفور (۲۰۰۳-تاکنون):
همزمان با جنگ دوم، در منطقه غربی دارفور، شورش گروههای غیرعرب مانند فور، ماسالیت و زاغاوا علیه دولت مرکزی آغاز شد. دولت عمر البشیر با حمایت از شبهنظامیان عربتبار جانجاوید (که بعدها به نیروهای پشتیبانی سریع یا RSF تبدیل شدند) به سرکوب پرداخت. این درگیری توسط سازمان ملل به عنوان نسلکشی توصیف شد و بیش از ۳۰۰ هزار کشته و ۲.۵ میلیون آواره به جا گذاشت. علل اقتصادی شامل رقابت بر سر منابع آب و زمین در میان خشکسالیهای ناشی از تغییرات آب و هوایی بود. دادگاه کیفری بینالمللی در ۲۰۰۹ حکم بازداشت البشیر را به اتهام جنایات جنگی صادر کرد.
-جدایی جنوب سودان (۲۰۱۱):
بر اساس توافق جامع صلح، همهپرسی استقلال جنوب برگزار شد و ۹۸ درصد به جدایی رأی دادند. این جدایی سودان را از ۷۵ درصد منابع نفتی محروم کرد و مرزهای جدید را محل مناقشه قرار داد، مانند منطقه ابیه. این رویداد اقتصاد سودان را با تورم ۳۰۰ درصدی و کاهش تولید ناخالص داخلی به میزان ۴۰ درصد مواجه کرد.
-انقلاب ۲۰۱۹ و کودتای ۲۰۲۱:
اعتراضات مردمی علیه رژیم البشیر در دسامبر ۲۰۱۸ آغاز شد و در آوریل ۲۰۱۹ به سرنگونی او منجر گردید. شورای نظامی انتقالی قدرت را گرفت، اما فشارهای مردمی به توافق با نیروهای مدنی برای انتقال به دموکراسی انجامید. با این حال، کودتای اکتبر ۲۰۲۱ توسط ژنرال عبدالفتاح البرهان (رهبر SAF) و محمد حمدان داگالو (همدتی، رهبر RSF) این روند را متوقف کرد. این کودتا ریشه در رقابت بر سر قدرت و منابع داشت و زمینه جنگ فعلی را فراهم آورد.
-جنگ داخلی فعلی (۲۰۲۳-تاکنون):
از آوریل ۲۰۲۳، درگیری بین SAF و RSF آغاز شد و تا نوامبر ۲۰۲۵ ادامه دارد. این جنگ بیش از ۱۵۰ هزار کشته، ۱۰ میلیون آواره داخلی و ۲ میلیون پناهنده خارجی به همراه داشته و بحران انسانی عظیمی ایجاد کرده است. تا اکتبر ۲۰۲۵، RSF شهر الفاشر را تصرف کرد و گزارشها از کشتار بیش از ۲۰۰۰ غیرنظامی حکایت دارد.
علل ساختاری و فنی درگیریها درگیریهای سودان ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی است که با تحلیل فنی میتوان دستهبندی کرد:
-علل قومی و مذهبی:
سودان دارای بیش از ۵۰۰ گروه قومی است، با عربها (۴۰ درصد) در شمال و آفریقاییتباران در جنوب و غرب. سیاستهای استعماری این تقسیمات را تشدید کرد و دولتهای مرکزی با سیاستهای عربیسازی احساس محرومیت در میان غیرعربها ایجاد نمود. در دارفور، رقابت قومی بین عربها (حمایتکننده RSF) و غیرعربها (مانند ماسالیت) به نسلکشی منجر شده است. این تقسیمات نتیجه توطئههای خارجی برای جلوگیری از وحدت ملی است.
-علل اقتصادی: کنترل منابع کلیدی محور اصلی است. سودان دارای ۵ میلیارد بشکه ذخایر نفتی (عمدتاً در جنوب پیشین)، معادن طلای دارفور (تولید سالانه ۱۰۰ تن، که RSF ۸۰ درصد آن را کنترل میکند) و رودخانه نیل (منبع ۸۵ درصد آب مصر) است. جنگ فعلی بر سر ادغام RSF در ارتش و کنترل معادن طلا است که درآمد سالانه همدتی را به بیش از ۵۰۰ میلیون دلار میرساند. بحران اقتصادی پس از کودتای ۲۰۲۱ با تورم ۲۰۰ درصدی و کاهش تولید کشاورزی به دلیل جنگ تشدید شده و قحطی در دارفور ایجاد کرده (فاز ۵ IPC در آگوست ۲۰۲۴).
-علل سیاسی و ساختاری:
عدم وجود نهادهای دموکراتیک پایدار با ۲۰ کودتا از استقلال تاکنون نشاندهنده ضعف ساختاری است. رژیم البشیر با تقویت شبهنظامیان برای جلوگیری از کودتا، RSF را ایجاد کرد که اکنون رقیب SAF شده. رقابت بر سر قدرت پس از ۲۰۱۹ بدون حل مسائل ریشهای به جنگ منجر شد.
-دخالتهای خارجی:
این عامل کلیدی است و سودان را قربانی منافع قدرتهای بزرگ میسازد. امارات متحده عربی با حمایت مالی و تسلیحاتی از RSF از طریق چاد و لیبی، به دنبال کنترل معادن طلا و بندر پورتسودان است. مصر از SAF حمایت میکند تا بر آب نیل کنترل داشته باشد. روسیه ابتدا RSF را حمایت کرد و سپس به SAF روی آورد برای پایگاه دریایی. آمریکا و غرب با تحریمها و دخالتهای گزینشی بحران را تشدید کردهاند، مانند منجمد کردن کمکهای بشردوستانه در فوریه ۲۰۲۵. اسرائیل متهم به حمایت غیرمستقیم از RSF برای دسترسی به منابع است که بخشی از استراتژی تضعیف کشورهای منطقه است. گزارشهای سازمان ملل نقض تحریم تسلیحاتی توسط چین، ترکیه و ایران را نشان میدهد، اما تمرکز بر دخالتهای غربی-عربی بحران را به جنگ نیابتی تبدیل کرده است.
نقش قدرتهای خارجی و نیاز به مقابله درگیریهای سودان نمونهای از جنگهای منابع است که توسط قدرتهای خارجی برای بهرهبرداری از آفریقا طراحی شده. نفوذ نوین با استفاده از شبهنظامیان محلی مانند RSF (ریشه در جانجاوید) تقسیمات قومی را تشدید میکند تا وحدت ملی نابود شود. این رویکرد مشابه سیاستهای استعماری بریتانیا مانع تشکیل دولتی قوی میشود که از منابع خود دفاع کند. دخالت امارات و عربستان اغلب با منافع غربی همسو است و نشاندهنده خیانت به ثبات منطقه است. گزارشهای کارنگی نشان میدهد گفتمان نفرتپراکنی در رسانههای اجتماعی توسط عوامل خارجی تقویت شده و جنگ را طولانی کرده است. وضعیت فعلی و پیامدها
تا نوامبر ۲۰۲۵، جنگ بین SAF و RSF ادامه دارد با پیشروی SAF در خارطوم (تصرف کاخ ریاستجمهوری در مارس ۲۰۲۵) و سقوط الفاشر به دست RSF (اکتبر ۲۰۲۵) همراه با کشتارهای قومی. بحران انسانی شامل قحطی (۲۵ میلیون نفر در گرسنگی شدید)، شیوع وبا (۱۰۰ هزار مورد) و مالاریا است. اقتصاد با انقباض ۴۰ درصدی مواجه شده و زیرساختها نابود گشته. سازمان ملل هشدار داده این بحران بدترین فاجعه انسانی جهان است.
درگیریهای سودان نتیجه ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی است که بدون حل ریشهای ادامه خواهد یافت. برای صلح پایدار نیاز به ادغام واقعی نیروهای مسلح، توزیع عادلانه منابع و مقابله با دخالتهای خارجی است. این بحران فرصتی برای تقویت مقاومت در برابر نفوذ خارجی است. پیشنهاد میشود کشورهای منطقه با حمایت دیپلماتیک و بشردوستانه به وحدت سودان کمک کنند تا این کشور به عنوان قدرتی مستقل در آفریقا ظهور یابد.
معاونت بینالملل بسیج دانشجویی استان همدان
