ویرگول
ورودثبت نام
معاونت بین الملل بسیج دانشجویی استان همدان
معاونت بین الملل بسیج دانشجویی استان همدان
معاونت بین الملل بسیج دانشجویی استان همدان
معاونت بین الملل بسیج دانشجویی استان همدان
خواندن ۶ دقیقه·۱ ماه پیش

ماجرای سومالی‌لند و پیوند آن با پیمان ابراهیم، استراتژی صهیونیستی برای تجزیه و تغییر چهره خاورمیانه

در عرصه سیاست بین‌الملل، تحولات ژئوپلیتیکی اغلب ریشه در منافع قدرت‌های استعماری و صهیونیستی دارند که به دنبال تضعیف دولت‌های اسلامی و عربی هستند. ماجرای سومالی‌لند، به عنوان یک منطقه جدایی‌طلب از سومالی، نمونه‌ای بارز از این استراتژی‌هاست. این منطقه که در سال ۱۹۹۱ استقلال خود را اعلام کرد، اخیراً با حمایت رژیم صهیونیستی اسرائیل، گام‌های جدی‌تری برای کسب به رسمیت شناخته شدن بین‌المللی برداشته است. این مسئله نه تنها تمامیت ارضی سومالی را تهدید می‌کند، بلکه بخشی از پروژه گسترده‌تر پیمان ابراهیم است که رژیم صهیونیستی برای تغییر چهره کشورهای خاورمیانه و تجزیه آن‌ها به منظور تضمین برتری خود پیگیری می‌کند. در این نوشتار، با رویکردی مبتنی بر اصول علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، این پیوند را بررسی کرده و اهداف پنهان آن را به صورت دقیق و جامع تشریح می‌نماییم.

زمینه تاریخی و وضعیت فعلی سومالی‌لند

سومالی‌لند، واقع در شمال سومالی با جمعیت تقریبی ۵ میلیون نفر، پس از فروپاشی دولت مرکزی سومالی در اوایل دهه ۱۹۹۰، استقلال خود را اعلام کرد. این منطقه با سیستم حکومتی نسبتاً پایدار و برگزاری انتخابات، تلاش کرده تا خود را به عنوان یک دولت مستقل معرفی کند، اما تاکنون هیچ عضو سازمان ملل متحد آن را به رسمیت نشناخته بود. از منظر حقوق بین‌الملل، اصل تمامیت ارضی که در ماده ۲ بند ۴ منشور سازمان ملل متحد تأکید شده، جدایی بدون رضایت دولت مرکزی را غیرقانونی می‌داند. این اصل، ریشه در نظام وستفالیایی دارد که بر حفظ مرزهای ملی برای جلوگیری از هرج و مرج تأکید می‌کند.

در ژانویه ۲۰۲۴، سومالی‌لند با اتیوپی توافقی امضا کرد که بر اساس آن، اتیوپی در ازای دسترسی به بندر بربرا در خلیج عدن، استقلال سومالی‌لند را به رسمیت می‌شناسد. این توافق، که به عنوان یادداشت تفاهم شناخته می‌شود، دسترسی دریایی برای اتیوپی را فراهم می‌کند و در مقابل، سومالی‌لند را به عنوان یک بازیگر مستقل تقویت می‌نماید. اما این ماجرا فراتر از روابط دوجانبه است و به استراتژی‌های بزرگ‌تری مانند پیمان ابراهیم پیوند می‌خورد. در دسامبر ۲۰۲۵، رژیم صهیونیستی اسرائیل به عنوان اولین کشور عضو سازمان ملل، سومالی‌لند را به رسمیت شناخت و این اقدام را در روح پیمان ابراهیم توصیف کرد. رئیس‌جمهور سومالی‌لند نیز اعلام کرد که این منطقه به پیمان ابراهیم خواهد پیوست، که این امر نشان‌دهنده نفوذ صهیونیستی در شاخ آفریقا است.

پیمان ابراهیم، پروژه صهیونیستی برای عادی‌سازی و تضعیف خاورمیانه

پیمان ابراهیم، که در سال ۲۰۲۰ با میانجی‌گری ایالات متحده آغاز شد، مجموعه‌ای از توافقات عادی‌سازی روابط بین رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی مانند امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مراکش است. این پیمان، که نام خود را از شخصیت ابراهیم (ع) در ادیان ابراهیمی گرفته، ظاهراً به دنبال صلح و همکاری اقتصادی است، اما از دیدگاه علوم سیاسی، یک استراتژی رئالیستی برای افزایش قدرت رژیم صهیونیستی در منطقه است. بر اساس نظریه رئالیسم، دولت‌ها به دنبال حداکثرسازی منافع خود هستند و پیمان ابراهیم، با دور زدن مسئله فلسطین، به رژیم اسرائیل اجازه می‌دهد تا اتحادهای جدیدی بسازد و محور مقاومت اسلامی را تضعیف کند.

اهداف پنهان این پیمان، فراتر از عادی‌سازی، شامل تغییر چهره ژئوپلیتیکی خاورمیانه است. رژیم صهیونیستی، با الهام از استراتژی تقسیم و حکومت که ریشه در استعمار بریتانیایی دارد، به دنبال تجزیه کشورهای بزرگ اسلامی و عربی است تا آن‌ها را به واحدهای کوچک‌تر و وابسته تبدیل کند. این رویکرد، در چارچوب نظریه نئوکولونیالیسم، به قدرت‌های خارجی اجازه می‌دهد تا منابع و موقعیت‌های استراتژیک را کنترل کنند. برای مثال، عادی‌سازی با سودان و مراکش، دسترسی به منابع آفریقایی را تسهیل کرده و حالا با سومالی‌لند، رژیم اسرائیل به دریای سرخ و شاخ آفریقا نفوذ می‌کند. منتقدان این پیمان، آن را ابزاری برای نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان و تضعیف وحدت جهان اسلام می‌دانند، زیرا مسئله فلسطین را از اولویت خارج کرده و روابط اقتصادی را جایگزین عدالت می‌کند.

پیوند سومالی‌لند با پیمان ابراهیم:

ابزاری برای تجزیه ارتباط سومالی‌لند با پیمان ابراهیم، نمونه‌ای عملی از استراتژی صهیونیستی برای تجزیه است. رژیم اسرائیل، با به رسمیت شناختن سومالی‌لند در دسامبر ۲۰۲۵، نه تنها اولین کشور عضو سازمان ملل در این زمینه شد، بلکه این اقدام را بخشی از گسترش پیمان ابراهیم اعلام کرد. این شناخت، که با امضای بیانیه مشترک بین نتانیاهو، وزیر خارجه اسرائیل و رئیس‌جمهور سومالی‌لند انجام شد، همکاری در زمینه‌های کشاورزی، بهداشت، فناوری و توسعه اقتصادی را وعده می‌دهد.

اما پشت این وعده‌ها، منافع استراتژیک نهفته است: سومالی‌لند با موقعیت جغرافیایی خود در خلیج عدن، کنترل مسیرهای دریایی را فراهم می‌کند و رژیم اسرائیل را در برابر تهدیدات از سوی یمن و سایر نیروهای مقاومت تقویت می‌نماید.

از منظر روابط بین‌الملل، این اقدام نقض اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها است، که در ماده ۲ بند ۷ منشور سازمان ملل تأکید شده. سومالی این شناخت را تجاوز دولتی نامیده و اتحادیه آفریقا نیز آن را محکوم کرده است. رژیم صهیونیستی با حمایت از جدایی‌طلبی در سومالی، الگویی برای سایر مناطق مانند کردستان عراق یا مناطق شیعه‌نشین در عربستان ایجاد می‌کند، که این امر به تجزیه خاورمیانه منجر می‌شود. نظریه‌پردازان سیاسی مانند ساموئل هانتینگتون در برخورد تمدن‌ها هشدار داده‌اند که چنین تقسیماتی می‌تواند به درگیری‌های قومی و مذهبی دامن بزند، اما رژیم اسرائیل از این هرج و مرج برای افزایش نفوذ خود بهره می‌برد.

علاوه بر این، شواهدی از فعالیت‌های پنهان موساد (سازمان جاسوسی اسرائیل) در سومالی‌لند وجود دارد که سال‌ها روابط را زیر آستانه شناخت رسمی پیش برده است. این رویکرد، بخشی از دیپلماسی پنهان است که رژیم صهیونیستی برای گسترش نفوذ در آفریقا استفاده می‌کند. پیوستن سومالی‌لند به پیمان ابراهیم، این منطقه را به عنوان یک متحد جدید در برابر دولت‌های مخالف مانند سومالی، ترکیه و مصر قرار می‌دهد، که این امر تعادل قدرت در شاخ آفریقا را به نفع صهیونیسم تغییر می‌دهد.

تحلیل سیاسی و بین‌المللی: اهداف تجزیه و تغییر چهره خاورمیانه از دیدگاه علوم سیاسی، استراتژی رژیم صهیونیستی در پیمان ابراهیم بر پایه نظریه هژمونی گرامشی استوار است، جایی که قدرت نه تنها نظامی، بلکه فرهنگی و اقتصادی نیز اعمال می‌شود. تجزیه کشورها به واحدهای کوچک‌تر، مانند آنچه در یوگسلاوی یا سودان رخ داد، به رژیم اسرائیل اجازه می‌دهد تا با هر واحد جداگانه مذاکره کند و وابستگی ایجاد نماید. در خاورمیانه، این استراتژی به دنبال تضعیف دولت‌های مرکزی مانند سوریه، عراق و لبنان است، که اغلب حامی مقاومت هستند. برای مثال، حمایت از کردهای سوریه یا مناطق جدایی‌طلب در یمن، بخشی از این پازل است. در سطح بین‌المللی، این اقدامات با اصول سازمان ملل در تضاد است، اما رژیم صهیونیستی با حمایت ایالات متحده، از تحریم‌ها مصون می‌ماند. نظریه لیبرالیسم بین‌الملل پیشنهاد می‌کند که همکاری اقتصادی به صلح منجر شود، اما در مورد پیمان ابراهیم، این همکاری یک‌طرفه و به نفع رژیم اشغالگر است. منتقدان، آن را ابزاری برای نئولیبرالیسم منطقه‌ای می‌دانند که منابع را به سمت غرب هدایت می‌کند و وحدت اسلامی را می‌شکند. در نهایت، هدف نهایی، ایجاد یک خاورمیانه تجزیه‌شده است که در آن رژیم صهیونیستی به عنوان قدرت برتر عمل کند و مسئله فلسطین به حاشیه رانده شود.

ماجرای سومالی‌لند، به عنوان بخشی از پیمان ابراهیم، استراتژی صهیونیستی برای تجزیه و تغییر چهره خاورمیانه را افشا می‌کند. این اقدامات، نه تنها تمامیت ارضی کشورها را تهدید می‌کند، بلکه وحدت جهان اسلام را هدف قرار داده است. در برابر این توطئه‌ها، نیاز به هوشیاری و اتحاد دولت‌های اسلامی است تا اصول حقوق بین‌الملل حفظ شود و مقاومت در برابر اشغالگری تقویت گردد. تنها با حفظ وحدت، می‌توان جلوی این استراتژی‌های تقسیم‌کننده را گرفت و به سوی عدالت واقعی حرکت کرد.

((معاونت بین‌الملل بسیج دانشجویی استان همدان))

رژیم صهیونیستیسازمان ملل
۲
۰
معاونت بین الملل بسیج دانشجویی استان همدان
معاونت بین الملل بسیج دانشجویی استان همدان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید