دیدار روز ۲۴ مرداد ۱۴۰۴ میان دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور فدراسیون روسیه، در شهر انکوریج، ایالت آلاسکا، یکی از مهمترین رویدادهای دیپلماتیک سالهای اخیر بهشمار میرود. این نشست که در پایگاه نظامی مشترک المندورف-ریچاردسون برگزار شد، با هدف اصلی یافتن راهحلی برای پایان دادن به جنگ اوکراین، که از اسفند ۱۴۰۰ آغاز شده و بیش از سه سال و نیم ادامه یافته، برگزار شد. با این حال، گمانهزنیهایی در برخی محافل سیاسی و شبکههای اجتماعی مطرح شده مبنی بر اینکه ممکن است موضوعات دیگری، از جمله مسائل مرتبط با ایران، بهصورت پنهان در این مذاکرات مطرح شده باشد. این گزارش با بررسی دقیق جزئیات فنی و سیاسی این دیدار، به تحلیل احتمال معامله میان روسیه و آمریکا بر سر ایران میپردازد.
جزئیات فنی و سیاسی دیدار آلاسکا
زمینه و اهداف اعلامشده نشست آلاسکا در پایگاه نظامی المندورف-ریچاردسون، واقع در انکوریج، برگزار شد. این پایگاه به دلیل موقعیت استراتژیک خود در نزدیکی تنگه برینگ و نظارت بر حریم هوایی مرزی میان آمریکا و روسیه، انتخابی نمادین و ژئوپلیتیکی بود. آلاسکا، که در سال ۱۲۴۶ خورشیدی با مبلغ ۷.۲ میلیون دلار از روسیه به آمریکا فروخته شد، بهعنوان مکانی با اهمیت تاریخی برای هر دو کشور انتخاب شد. این انتخاب نهتنها به گذشته روابط دوجانبه اشاره داشت، بلکه نشانهای از تلاش برای بازسازی دیپلماسی در شرایط پرتنش کنونی بود. دولت آمریکا هدف این نشست را شنیدن دیدگاهها و ارائه بهترین ارزیابی ممکن از راههای پایان دادن به جنگ اوکراین اعلام کرد. دونالد ترامپ، که پیشتر در شبکه اجتماعی خود این دیدار را بسیار مورد انتظار توصیف کرده بود، بر لزوم توقف کشتار در اوکراین تأکید کرد و اظهار داشت که این نشست فرصتی برای سنجش امکان آتشبس است. ولادیمیر پوتین نیز این دیدار را بسیار مفید خواند و از لحن دوستانه و روحیه همکاری ترامپ قدردانی کرد. او همچنین به اهمیت تاریخی آلاسکا اشاره کرد و از احترام مقامات آمریکایی به خلبانان شوروی مدفون در این ایالت تشکر کرد.
مقدمات و برنامهریزی این دیدار پس از ماهها تنش میان روسیه و غرب، بهویژه در پی تحریمهای گسترده اقتصادی و نظامی علیه مسکو، برنامهریزی شد. وزارت خزانهداری آمریکا در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، با صدور مجوز عمومی، بهطور موقت برخی تحریمهای محدود علیه روسیه را برای تسهیل مذاکرات لغو کرد. این مجوز، که هیچ دارایی مسدودشدهای را آزاد نکرد، نشاندهنده تلاش واشنگتن برای ایجاد فضایی مناسب برای گفتوگو بود. مذاکرات مقدماتی توسط استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، انجام شد. ویتکاف در تاریخ ۲۳ تیر ۱۴۰۴، در پنجمین سفر خود به مسکو، با پوتین دیدار کرد و زمینهساز این نشست شد. همچنین، رهبران اروپایی و ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، در یک کنفرانس ویدیویی اضطراری با ترامپ و معاونش، جیدی ونس، در روز چهارشنبه پیش از نشست، نگرانیهای خود را درباره احتمال امتیازدهی به روسیه مطرح کردند. زلنسکی صراحتاً اعلام کرد که هرگونه توافق بدون مشارکت اوکراین تصمیمی مرده خواهد بود و خواستار حضور کییف در مذاکرات بعدی شد.
محورهای مذاکرات محور اصلی مذاکرات، یافتن راهحلی برای پایان جنگ اوکراین بود. ترامپ در ابتدا از ایده مبادله ارضی حمایت کرد، پیشنهادی که به معنای واگذاری بخشهایی از خاک اوکراین، از جمله کریمه، دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا، به روسیه بود. این ایده با واکنش منفی شدید کییف و متحدان اروپایی مواجه شد، زیرا اوکراین هیچ بخشی از خاک روسیه را در اختیار ندارد و این پیشنهاد عملاً به ضرر حاکمیت اوکراین بود. پس از مذاکرات با رهبران اروپا، به نظر میرسد ترامپ از این موضع عقبنشینی کرد و بر لزوم آتشبس فوری تأکید نمود. روسیه خواستههای مشخصی را مطرح کرد، از جمله:
تضمین حقوق و آزادیهای جمعیت روسزبان در اوکراین.
ممنوعیت آنچه مسکو تقدیس نازیسم مینامد.
لغو تحریمهای غرب علیه روسیه.
ممانعت از عضویت اوکراین در ناتو.
اوکراین این خواستهها، بهویژه ادعای نازیسم، را رد کرد و تأکید نمود که حقوق روسزبانان در این کشور تضمین شده است. زلنسکی همچنین هرگونه مذاکره بدون حضور اوکراین را غیرقابل قبول دانست. علاوه بر بحران اوکراین، موضوعات دیگری مانند همکاریهای اقتصادی در منطقه قطب شمال و آلاسکا، مسائل امنیتی بینالمللی، و احتمالاً حملات سایبری منتسب به روسیه نیز مطرح شد. یوری اوشاکوف، دستیار رئیسجمهور روسیه، اعلام کرد که این مذاکرات در دو بخش انجام شد: گفتوگوی دوجانبه میان ترامپ و پوتین و سپس مذاکرات با حضور هیئتهای رسمی دو کشور، شامل وزرای امور خارجه، دفاع، دارایی و رئیس صندوق سرمایهگذاری روسیه.
نتایج اعلامشده هرچند جزئیات دقیق توافقات احتمالی منتشر نشده، اما اظهارات مقامات دو طرف نشاندهنده پیشرفتهایی در مذاکرات بود. پوتین از تفاهم با ترامپ سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که اوکراین و متحدانش برنامه صلح را نابود نکنند. ترامپ این دیدار را بسیار سازنده توصیف کرد و اعلام نمود که بر سر بسیاری از نکات توافق شده و تنها یک مورد بسیار مهم باقی مانده است، بدون اشاره به جزئیات آن. او همچنین احتمال برگزاری نشست بعدی در مسکو را رد نکرد. کرملین اعلام کرد که این نشست بیش از دو ساعت به طول انجامید و مذاکرات بعدی، احتمالاً با حضور زلنسکی، در آینده نزدیک برنامهریزی خواهد شد. کریل دیمیتریف، رئیس صندوق سرمایهگذاری مستقیم روسیه، نیز از فضای مثبت مذاکرات و تأکید ترامپ بر ظرفیتهای اقتصادی همکاری میان مسکو و واشنگتن سخن گفت. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که فقدان جزئیات مشخص و ادامه اختلافات عمیق میان مسکو و کییف، چشمانداز صلح را مبهم نگه داشته است.
فضای دیپلماتیک و واکنشها فضای دیپلماتیک نشست با تصاویر دست دادن گرم و لبخندهای ترامپ و پوتین همراه بود. پوتین، که پس از حمله به اوکراین در سال ۱۴۰۰ از سوی بسیاری از کشورهای غربی طرد شده بود، در این دیدار سوار لیموزین زرهی ترامپ شد و این لحظه توسط رسانهها ثبت شد. با این حال، پرسشهای تند خبرنگاران، از جمله درباره کشتار غیرنظامیان در اوکراین، با واکنش سرد پوتین مواجه شد. او در پاسخ به سؤالی درباره نشست سهجانبه با زلنسکی، تنها لبخندی معماگونه زد. سران اروپا و اوکراین نگرانیهایی درباره نتایج این نشست ابراز کردند. بیانیه اتحادیه اروپا بر لزوم ارائه ضمانتهای امنیتی قوی به اوکراین تأکید داشت و اعلام کرد که گام بعدی باید مذاکرات با حضور زلنسکی باشد. برخی تحلیلگران اروپایی این دیدار را نشانهای از شکست تلاشهای اروپا برای اعمال فشار بینالمللی بر مسکو دانستند و معتقدند که ترامپ ممکن است دیدگاههایی مشابه پوتین درباره نقش اوکراین در نهادهای غربی داشته باشد.
تحلیل احتمال معامله بر سر ایران
زمینههای گمانهزنی گمانهزنیها درباره احتمال معامله میان روسیه و آمریکا بر سر ایران عمدتاً از پستهای منتشرشده در شبکه اجتماعی ایکس و تحلیلهای برخی رسانههای غیررسمی نشأت گرفته است. برخی کاربران مدعی شدهاند که روسیه ممکن است در ازای امتیازاتی در اوکراین (مانند بهرسمیتشناختن الحاق مناطق شرقی این کشور)، تعهداتی برای کاهش حمایت از ایران یا عدم مداخله در اقدامات احتمالی آمریکا علیه تهران داده باشد. این گمانهزنیها با توجه به تنشهای اخیر در خاورمیانه، از جمله جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل و ادعاهای مطرحشده درباره برنامه هستهای ایران، تقویت شده است.
شواهد موجود با این حال، هیچ شواهد رسمی یا بیانیهای از مقامات دو طرف نشاندهنده مطرح شدن موضوع ایران در نشست آلاسکا نیست. یک نماینده مجلس شورای اسلامی ایران در اظهاراتی که در شبکه ایکس منتشر شد، تأکید کرد که برخلاف برخی گمانهزنیها و هیاهوهای پوچ در رسانههای ضد انقلاب، ایران بخشی از دستور کار اصلی نشست پوتین و ترامپ نبود و تمرکز این نشست کاملاً بر اوکراین بوده است. این اظهارات با بیانیههای رسمی دولت آمریکا و کرملین همخوانی دارد که هیچ اشارهای به مسائل خاورمیانه یا ایران نداشتهاند. برخی پستها در ایکس به مذاکرات قبلی میان روسیه و آمریکا در ریاض اشاره کردهاند که ظاهراً مسئله هستهای ایران بهصورت جداگانه مطرح شده بود. دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ اعلام کرد که موضوع ایران در دستور کار مذاکرات آتی دو کشور خواهد بود، اما هیچ اشارهای به ارتباط این موضوع با نشست آلاسکا نداشت. همچنین، الکسی ددوف، سفیر روسیه در تهران، در بهمن ۱۴۰۳ اظهار داشت که موفقیت هر مذاکرهای میان ایران و آمریکا به حضور روسیه و چین بستگی دارد، که نشاندهنده تمایل مسکو به حفظ نفوذ خود در مسائل ایران است.
تحلیل ژئوپلیتیکی برای ارزیابی احتمال معامله بر سر ایران، عوامل زیر مورد بررسی قرار میگیرند:
۱. منافع استراتژیک روسیه در رابطه با ایران:
روسیه و ایران در سالهای اخیر روابط استراتژیکی در حوزههای نظامی، اقتصادی و سیاسی برقرار کردهاند. مسکو از ایران بهعنوان شریکی کلیدی در خاورمیانه، بهویژه در سوریه، و بهعنوان وزنهای در برابر نفوذ غرب استفاده میکند. ایران در سالهای اخیر به سازمان همکاری شانگهای و بریکس پیوسته و روابطش با مسکو تقویت شده است. کاهش حمایت از ایران میتواند جایگاه ژئوپلیتیکی روسیه را در منطقه تضعیف کند و به نفع رقبایی مانند آمریکا و اسرائیل تمام شود. بنابراین، بعید است که روسیه بهراحتی حاضر به معاملهای باشد که ایران را تضعیف کند، مگر اینکه امتیازات بسیار قابلتوجهی در اوکراین یا در حوزه تحریمها دریافت کند.
۲. مواضع آمریکا:
دونالد ترامپ در دورههای قبلی ریاستجمهوری خود سیاست فشار حداکثری علیه ایران را دنبال کرد و از توافق هستهای (برجام) خارج شد. با این حال، اظهارات او در جریان نشست آلاسکا کاملاً بر اوکراین متمرکز بود و تنها در مصاحبهای پس از نشست، به موضوع برنامه هستهای ایران اشارهای گذرا کرد. این موضوع نشان میدهد که اولویت کنونی واشنگتن، حل بحران اوکراین و کاهش فشارهای اقتصادی و نظامی بر آمریکا و متحدانش در اروپا است. هرگونه مذاکره درباره ایران احتمالاً نیازمند حضور بازیگران دیگر، مانند اسرائیل و کشورهای عربی، است که در چارچوب نشست آلاسکا بعید به نظر میرسد.
۳. فشارهای منطقهای و بینالمللی:
تنشهای اخیر میان ایران و اسرائیل، بهویژه پس از عملیات وعده صادق ۳ و ادعاهای نتانیاهو درباره برنامه هستهای ایران، ممکن است گمانهزنیهایی درباره مذاکرات پنهان را تقویت کرده باشد. با این حال، تمرکز مذاکرات آلاسکا بر اوکراین و عدم حضور نمایندگان ایران یا کشورهای منطقه در این نشست، احتمال طرح موضوع ایران را کاهش میدهد. اروپا و اوکراین، بهعنوان بازیگران کلیدی در این مذاکرات، بر حفظ تمامیت ارضی اوکراین تأکید دارند و بعید است اجازه دهند موضوعات غیرمرتبط مذاکرات را تحتالشعاع قرار دهد.
۴. اظهارات غیررسمی و تحلیلهای رسانهای:
برخی پستها در شبکه ایکس ادعا کردهاند که پوتین ممکن است کارت ایران را در ازای امتیازات در اوکراین به آمریکا تحویل داده باشد. بهعنوان مثال، یک کاربر مدعی شد که پاسخ شفافتر روسها درباره ایران ممکن است آمریکا را به رویکرد تهاجمیتر علیه تهران سوق داده باشد. دیگری ادعا کرد که در صورت توافق در آلاسکا، سقوط جمهوری اسلامی قطعی است و روسیه ممکن است حمایت خود از ایران را کاهش دهد. این ادعاها، که عمدتاً بدون استناد به منابع معتبر مطرح شدهاند، بیشتر به تبلیغات سیاسی و گمانهزنیهای غیرمستند شباهت دارند و با بیانیههای رسمی دولت آمریکا و کرملین در تناقض هستند.
ارزیابی احتمال معامله با توجه به شواهد موجود و تحلیلهای ژئوپلیتیکی، احتمال معامله مستقیم میان روسیه و آمریکا بر سر ایران در نشست آلاسکا بسیار پایین است. دلایل این ارزیابی عبارتند از:
تمرکز انحصاری بر اوکراین: بیانیههای رسمی دولت آمریکا، کرملین و منابع خبری معتبر نشان میدهد که مذاکرات کاملاً بر حل بحران اوکراین متمرکز بوده و تنها اشاره گذرا به ایران در مصاحبهای پس از نشست توسط ترامپ مطرح شده است.
منافع متضاد روسیه:
ایران شریکی استراتژیک برای روسیه در برابر غرب است. کاهش حمایت از ایران بدون دریافت امتیازات قابلتوجه، مانند لغو کامل تحریمها یا بهرسمیتشناختن الحاق مناطق اوکراین، با منافع مسکو همخوانی ندارد.
فقدان شواهد ملموس:
گمانهزنیها درباره معامله بر سر ایران عمدتاً در شبکههای اجتماعی و بدون استناد به منابع معتبر مطرح شدهاند. این ادعاها با اظهارات رسمی مقامات ایران، آمریکا و روسیه مغایرت دارند.
پیچیدگیهای مذاکرات منطقهای:
هرگونه معامله بر سر ایران نیازمند مذاکرات گستردهتر با حضور بازیگران منطقهای مانند اسرائیل، چین و کشورهای عربی است که در چارچوب نشست آلاسکا غیرممکن به نظر میرسد.
محدودیتهای دیپلماتیک:
حضور نداشتن زلنسکی در نشست آلاسکا و نگرانیهای اروپا و اوکراین از امتیازدهی به روسیه، نشاندهنده حساسیتهای بالای این مذاکرات است. افزودن موضوع پیچیدهای مانند ایران به این گفتوگوها، احتمال دستیابی به توافق در اوکراین را کاهش میداد. با این حال، نمیتوان بهطور کامل احتمال گفتوگوهای غیررسمی یا حاشیهای درباره ایران را رد کرد. اظهارات مبهم ترامپ درباره یک مورد بسیار مهم که هنوز حل نشده، ممکن است به موضوعات دیگری غیر از اوکراین اشاره داشته باشد، اما هیچ شواهد محکمی این فرضیه را تأیید نمیکند.
همچنین، روابط نزدیک روسیه و ایران در سالهای اخیر، از جمله همکاریهای نظامی در سوریه و تجارت دوجانبه، نشاندهنده عمق استراتژیک این رابطه است که بعید است بهسادگی در مذاکرات دوجانبه با آمریکا قربانی شود.
دیدار آلاسکا میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین، بهعنوان گامی مهم در دیپلماسی جهانی، عمدتاً بر یافتن راهحلی برای بحران اوکراین متمرکز بود. این نشست، که با فضای مثبت و اظهارات امیدوارکنندهای از سوی دو طرف همراه شد، پیشرفتهایی در راستای آتشبس و برنامهریزی برای مذاک رات بعدی با حضور اوکراین به همراه داشت. با وجود گمانهزنیهای مطرحشده در شبکههای اجتماعی، هیچ شواهد معتبری مبنی بر معامله میان روسیه و آمریکا بر سر ایران در این نشست وجود ندارد. تمرکز اصلی مذاکرات بر اوکراین بوده و موضوع ایران، در صورت مطرح شدن، احتمالاً در حاشیه و بدون توافق مشخص بوده است. با توجه به منافع استراتژیک روسیه در حفظ رابطه با ایران و اولویتهای کنونی آمریکا در حل بحران اوکراین، احتمال چنین معاملهای در شرایط فعلی بسیار پایین است. با این حال، تحولات بعدی در روابط آمریکا، روسیه و ایران نیازمند رصد دقیق و تحلیلهای عمیقتر است، بهویژه با توجه به تنشهای جاری در خاورمیانه و پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی منطقه.
((معاونت بین الملل بسیج دانشجویی استان همدان))
