
من رکوعی هستم و شغلمو خیلی دوست دارم: کمک به کسانی که یادگیری مجازی رو به کلاسهای حضوری ترجیح دادهاند!
روشهای یادگیری غیرحضوری قدمت زیادی ندارند، اما مخاطبهای خاص خودشان را پیدا کردهاند. من به یادگیری غیرحضوری علاقمندان زبان انگلیسی کمک میکنم و در اینجا از تجربیات خودم درباره آدمها مینویسم. چون فهمیدهام که ذهن هرکدام از ما مختصات خاص خودش رو داره و با دیگران متفاوته.
یکی از زبانآموزهام کارمند بخش دولتی هست. شش ماهی از شروع دورهاش گذشته بود و نه تمرینی انجام میداد، نه فیدبکی میگرفت و نه حتی جواب تماس تلفنی رو میداد!
بعد از کلی پیگیری بالاخره تونستم شماره جدیدی پیدا کنم و باهاش حرف بزنم.
میگفت سطح زبانش خیلی پایینه و لهجه بدی داره. میگفت به خاطر شرایط کاریاش نمیتونه وقتی برای تمرین اختصاص بده.
ازش خواستم به من اعتماد کنه، فقط روزی ده دقیقه زمان بگذاره، هر روز در تلگرام با من در ارتباط باشه و اگر مشکل داشت با کمک هم رفع کنیم. اگر نتیجه نداد تصمیم بگیره.
با بیمیلی قبول کرد.
از فردای اون روز فایلهایی را که مناسب سطحش بود به برشهای یک دقیقهای تبدیل کردم و هر هفته یکی را برایش فرستادم.
از اون خواستم روز اول فقط فایل را ببینه و سعی کنه چیزی رو که میشنوه بنویسه و عکس نوشتههاش رو برام بفرسته.
بعد از دریافت اولین عکسش، تازه فهمیدیم مشکل املای کلمات داره!!!!!
متن اصلی فایل رو برایش فرستادم و خواستم مقایسه و غلطگیری کنه، انجام داد و بعدش نوشت که کمکم داره از این مدل منظم تمرین خوشش میاد.
روز بعد ازش خواستم همین 4-5 جمله فایلش رو بشنوه و شروع کنه به تکرار زیاد و هر وقت زمان آزاد داشت، صداش رو ضبط کنه و بفرسته.
نتیجه غیرمنتظره بود!!!
صداها خیلی خوب بود. شاید به خاطر اینکه هیچ زمینهای از زبان نداشت و بدون پیشداوری با عمل کردن به چند توصیه ساده من، خیلی خوب نتیجه گرفته بود.
گرچه خودش هم باورش نمیشد بتونه با تمرین کم نتیجه موثر بگیره!
الان چند ماه از اون زمان میگذره، زبانآموزم تمریناتش را هر هفته انجام میده و اگر سوال داشته باشه در تلگرام به انگلیسی از من میپرسه! شاید از نظر گرامری در متنش مشکلاتی هم وجود داشته باشه، ولی اشتیاقش به تمرین و یادگیری قابل تحسینه!
بازم از تجربیات خودم با زبان آموزام براتون مینویسم چرا که به نظر من هر کدوم از این جریانات یک تجربه جالب و آموزنده رو تو دل خودش داره.
از تجربه این زبان آموز به نتیجه رسیدم که اگر از بزرگی و سختی موانع سر راهمون نترسیم و تمرین رو به اجزای کوچک تبدیل کنیم و به طور مستمر و مداوم روی اون مسئله تمرکز داشته باشیم، یه جا به خودمون میایم و میبینیم توی اون کار چقدر پیشرفت کردهایم.