من نزدیک به ۱۵ سال است که قرآن را همراه با معنی آن میخوانم. حدود ۱ سال نیز وقت خود را صرف مطالعه آن با تمرکزی بسیار بالا کردم. مطالعات من به من نشان داده است که هیچیک از موضوعات زیر در قرآن ذکر نشدهاند:
۱. سنگسار
۲. کشتن مرتدان
۳. خمس بر درآمد
۴. ازدواج موقت (صیغه)
۵. مدلها و سبکهای خاص برای ریش و سبیل
۶. مدلهای خاص برای ابرو و مژه زنان
۷. رنگ و سبک لباس
۸. رقص، موسیقی و آوازخوانی
۹. آوازخوانی زنان
۱۰. دجال (ضدمسیح) و غیره
۱۱. ظهور هرگونه منجی یا عیسی
۱۲. دعانویسی و طلسم
۱۳. عقرب و عذاب در قبر و غیره
۱۴. ورود جن و شیطان به بدن انسان
۱۵. سرگردانی روح فرد متوفی در این دنیا
۱۶. طلب کمک (استمداد) از زیارتگاهها و شخصیتهای مذهبی
۱۷. حجاب اجباری
۱۸. تفکیک جنسیتی
۱۹. و نظایر آن...
اگر کسی به شما گفت که این موارد در قرآن آمده است، کافی است یک صفحه قبل و یک صفحه بعد از آیهای را که ادعا میکنند، بخوانید. خواهید دید که آن آیه دقیقاً در وسط یک داستان یا موضوعی کاملاً بیارتباط قرار گرفته و اصلاً هیچ ربطی به موضوع مورد نظر شما ندارد.
بخش جالب اینجاست که وقتی در مورد این مسائل با رهبران مذهبی بحث میکنید، آنها یا سکوت میکنند یا با شما موافقند. با این حال، مردم عادی به شما هجمه میآورند و میگویند: «تو چه میفهمی؟ باید از علمای دین بپرسی!» جدی، یک قرآن و دینی که ۱۴۰۰ سال پیش برای مردم آمده، چقدر میتواند سخت باشد که یک جوان ۳۰ ساله امروزی ظرفیت درک آن را نداشته باشد؟ [7]
نکته دیگری که متوجه شدم این است که قرآن مطلقاً هیچ کاری با حکومت و قدرت ندارد. اصلاً در مورد این مسائل نیست و هیچ متنی درباره قدرت و حکومت قبل یا بعد از پیامبر، چه به نفع یا به ضرر اهل سنت یا شیعیان وجود ندارد.
رویکرد قرآن به این مسائل تنها در این حد است که اگر کسی با قصد تجاوز به سرزمین شما حمله کرد، باید با تمام جان و دل از وطن خود دفاع کنید، حتی اگر کشته شوید. زیرا اگر این کار را نکنید، ممکن است خانواده و زندگی شما به دست دشمن بیفتد که این از مرگِ تنها چند نفر بدتر است [1]. یا مثلاً اگر حکومت به شما اجازه نمیدهد که عقیده خود را انتخاب کنید، عبادت کنید و مسلمان باشید، باید از حق خود دفاع کنید یا مهاجرت نمایید [2].
خلاصه اینکه قرآن بیشتر شبیه یک کتاب توسعه فردی یا موفقیت است که اصلاً برایش مهم نیست مخاطبش یک کارگر است یا یک حاکم. این کتاب به هر کس، در هر جایگاه اجتماعی که باشد، میآموزد که چگونه تا حد امکان عادل و درستکار باشد [3].
در یک آیه میفرماید: گرامیترین شما نزد خدا با تقواترین شماست [4]. تقوا دقیقاً همان خودکنترلی (تسلط بر نفس) است. هر کس بهتر بتواند ماهیت حیوانی خود (غرایز و خواستهها)، مانند میل به قدرت و رفتارهای نادرست مثل خشم و غیره را کنترل کند، نزد خدا گرامیتر است.
و به کمک عبادت، که خود نوعی مدیتیشن (مراقبه) است، این مسائل را به ذهن آگاه فرد میآورد [5]. این امر به آنها اجازه میدهد تا با آرامش و خرد بدانند که دارند با خود و دیگران چه میکنند، چه کارگر باشند و چه حاکم.
دو موضوع مهم دیگر، وجود خدا و اخبار زندگی پس از مرگ است. در مورد زندگی پس از مرگ میگوید این خبری است که ما به شما میدهیم تا بعداً نگویید: «اگر میدانستیم، بهتر عمل میکردیم.» [8]
حال، حتی اگر آن را نپذیرید، دستکم گروههای مختلف، هر قبلهای که دارید، در انجام کارهای نیک با یکدیگر رقابت کنید. خود خدا میداند که در جهان آخرت چگونه داوری کند. این به وضوح نشان میدهد که غیرمسلمانان و افرادی با قبلههای دیگر نیز میتوانند به بهشت بروند [6] [9].
[1] سوره بقره، آیات ۲۱۶–۲۱۷ متن آیه (۲۱۶): «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»
جهاد بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناخوشایند است؛ و چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید حال آنکه خیر شما در آن است، و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید حال آنکه شرّ شما در آن است؛ و خدا میداند و شما نمیدانید. (آیه ۲۱۷ نیز به جزییات ایستادگی در برابر متجاوزانِ وطنربا میپردازد).
[2] سوره نساء، آیات ۹۷–۱۰۱متن آیه (۹۷): «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ ۖ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا...»
کسانی که فرشتگان جانشان را میگیرند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها میگویند: «در چه وضعیتی بودید؟» میگویند: «ما در زمین مستضعف بودیم.» میگویند: «مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن هجرت کنید؟»...
[3] سوره نحل، آیه ۹۰«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَيَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ ۚ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَکَّرُونَ»
در حقیقت، خدا به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان میدهد، و از کار زشت و ناپسند و سرکشی بازمیدارد. او به شما اندرز میدهد، باشد که پند گیرید.
[4] سوره حجرات، آیه ۱۳«...إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»
...در حقیقت، گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین [خویشتندارترین] شماست؛ بیتردید خدا دانای آگاه است.
[5] سوره عنکبوت، آیه ۴۵«...وَأَقِمِ الصَّلَاةَ ۖ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ ۗ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ...»
...و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند بازمیدارد، و قطعاً یاد خدا بزرگتر است...
[6] سوره بقره، آیه ۱۴۸«وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
و برای هر کسی جهت و مقصدی است که به سوی آن روی میآورد؛ پس در کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. هر کجا که باشید، خداوند همه شما را گرد میآورد؛ چرا که خدا بر هر کاری تواناست.
[7] سوره قمر، آیه ۱۷«وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ»
و قطعاً ما قرآن را برای پندآموزی و یادآوری آسان کردیم؛ پس آیا پندگیرندهای هست؟ (این آیه عینا ۴ بار در این سوره تکرار شده است).
[8] سوره انعام، آیات ۱۵۶–۱۵۷«أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ»
تا مبادا بگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما نازل شده بود و ما از آموزشهای آنها بیخبر بودیم.»
[9] سوره بقره، آیه ۶۲«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»
در حقیقت، کسانی که ایمان آوردهاند، و کسانی که یهودی شدهاند، و مسیحیان و صابئان، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار شایسته کند، پاداششان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.