ویرگول
ورودثبت نام
بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
خواندن ۴ دقیقه·۷ ماه پیش

بحران بانک آینده؛ زخمی باز بر پیکره اقتصاد ایران

بحران بانک آینده؛ زخمی باز بر پیکره اقتصاد ایران

بانک آینده، نهادی که روزی با ادعای نوآوری، توانمندی مالی و اهداف توسعه‌محور پا به عرصه نظام بانکی کشور گذاشت، امروز نمادی از ناکارآمدی، تخلف، و آسیب ساختاری در شبکه بانکی ایران است. آنچه در سال‌های اخیر پیرامون این بانک رخ داده، صرفاً یک شکست مالی یا مدیریتی نیست؛ بلکه آشکارکننده ضعف‌های جدی در نظارت پولی، سیاست‌گذاری بانکی و همچنین فقدان شفافیت و پاسخگویی در مدیریت کلان اقتصاد کشور است.

بانک آینده؛ از امید به بحران

در سال‌های آغازین تأسیس، بانک آینده تلاش کرد خود را به‌عنوان یک بازیگر مدرن و پیشرو در حوزه خدمات بانکی معرفی کند. پروژه‌های بزرگ سرمایه‌گذاری، مانند ساخت «ایران مال» و مشارکت در طرح‌های کلان اقتصادی، در نگاه نخست نشان‌دهنده جاه‌طلبی این بانک بود. اما آنچه بعدها آشکار شد، حاکی از یک فساد ساختاری و استفاده نادرست از منابع عمومی برای اهدافی غیربازده و بعضاً شخصی بود.

بررسی صورت‌های مالی این بانک و گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که بانک آینده با زیان انباشته‌ای بالغ بر ۴۰۰ هزار میلیارد تومان، نه‌تنها از مسیر اصلی بانکداری منحرف شده، بلکه به یکی از عوامل جدی در افزایش پایه پولی و خلق تورم در کشور تبدیل شده است. این رقم نجومی که عملاً معادل بودجه چندین وزارتخانه کشور است، به‌خودی‌خود می‌تواند پایه‌های هر نظام مالی را متزلزل کند.

چرا بانک آینده تهدیدی برای اقتصاد است؟
1. خلق نقدینگی بدون پشتوانه: این بانک با برداشت‌های هنگفت از منابع بانک مرکزی، عامل رشد چشمگیر پایه پولی کشور بوده است. بر اساس برخی آمارها، تنها در سال ۱۴۰۱، حدود ۲۵ درصد از رشد پایه پولی به عملکرد این بانک مربوط می‌شد. خلق نقدینگی بدون پشتوانه، بدون تردید موجب تشدید تورم، کاهش قدرت خرید مردم و افزایش شکاف طبقاتی می‌شود.
2. نسبت منفی کفایت سرمایه: نسبت کفایت سرمایه بانک آینده در شرایطی به منفی ۳۶۰ درصد رسیده که حداقل استاندارد بین‌المللی آن ۸ درصد است. این یعنی بانک به هیچ عنوان توانایی پوشش ریسک‌های مالی‌اش را ندارد و در صورت کوچک‌ترین شوک اقتصادی، ورشکستگی آن می‌تواند به بحرانی ملی بدل شود.
3. فقدان شفافیت و پاسخگویی: توقف طولانی‌مدت نماد این بانک در بازار سرمایه، بلاتکلیفی هزاران سهامدار خرد، و عدم انتشار به‌موقع صورت‌های مالی، حاکی از سیاستی در جهت پنهان‌کاری و فرار از پاسخگویی است. این موضوع، اعتماد مردم به کل نظام بانکی و مالی را به‌شدت مخدوش کرده است.
4. سوءاستفاده از تسهیلات کلان: گزارش‌های رسمی نشان می‌دهند که بخش عمده‌ای از تسهیلات این بانک به شرکت‌های زیرمجموعه و وابسته به سهامداران عمده داده شده، آن هم بدون وثایق کافی و با بازپرداخت بسیار ضعیف. در حقیقت، بانک آینده بیشتر شبیه صندوق شخصی برخی افراد عمل کرده تا یک نهاد عمومی در خدمت رشد اقتصادی.

تبعات برای کل اقتصاد کشور

عملکرد بانک آینده تنها یک فاجعه درون‌سازمانی نیست؛ بلکه آثاری دامنه‌دار بر تمام بخش‌های اقتصاد دارد. افزایش تورم، تضعیف تولید داخلی، از بین رفتن اعتماد عمومی به نظام بانکی، و همچنین ایجاد زمینه برای بحران‌های بعدی در سایر بانک‌های مشابه، بخشی از پیامدهای این بحران هستند.

علاوه بر آن، منابعی که می‌توانست صرف تسهیلات برای تولید، اشتغال جوانان یا ساخت زیرساخت‌های حیاتی کشور شود، در باتلاق پروژه‌های پرریسک و بعضاً نمایشی گرفتار شد. در واقع، این بانک به‌جای آنکه محرکی برای اقتصاد مولد باشد، به مانعی برای رشد اقتصادی و رفاه مردم بدل شد.

چه باید کرد؟

در برابر بحرانی به این ابعاد، نمی‌توان با مماشات و برخوردهای سطحی مواجه شد. سه مسیر اساسی در پیش روست:
• اصلاح ساختاری و نظارتی: نظام بانکی نیاز به بازنگری عمیق در ساختارهای نظارتی، ارزیابی ریسک و سیاست‌گذاری دارد. بانک مرکزی باید اختیارات و ابزارهای لازم برای مداخله مؤثر در بحران‌های مشابه را داشته باشد.
• برخورد قضایی با متخلفان: مدیرانی که با سوءمدیریت، فساد یا بی‌مسئولیتی چنین بحران‌هایی را رقم زده‌اند، باید پاسخگوی عملکرد خود باشند. نبود پاسخگویی، پیام خطرناکی برای کل نظام مالی است.
• تصمیم قاطع درباره ادامه فعالیت بانک آینده: برخی کارشناسان پیشنهاد ادغام یا حتی انحلال کنترل‌شده این بانک را مطرح کرده‌اند؛ چرا که ادامه حیات آن با همین ساختار و زیان‌ها، چیزی جز تعمیق بحران به همراه ندارد.

جمع‌بندی

بحران بانک آینده نه‌تنها یک بحران مالی، بلکه نشانه‌ای از بی‌ثباتی نهادی در ساختار اقتصادی ایران است. این بحران نشان داد که ضعف در نظارت، تمرکز قدرت اقتصادی در دست گروه‌های خاص، و بی‌توجهی به سلامت نظام بانکی، چگونه می‌تواند اقتصاد یک کشور را به مرز فروپاشی نزدیک کند. اکنون، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت اصلاحات واقعی و عزم ملی برای نجات اقتصاد کشور احساس می‌شود. اقتصاد ایران دیگر تاب تجربه “بانک آینده”‌های بیشتر را ندارد.


محمد کشاورز قاسمی

جانشین سابق حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)

اقتصاد ایران
۱
۰
بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید