فرزانه سادات باطنی | ارشد اندیشه سیاسی
مفهومشناسی امت و ملت در فهم کارکرد دانشگاه
در اندیشه سیاسی اسلام، مفهوم امت ذاتا متعلق به ادبیات اسلام است و ملت که برآمده از تعریف دولتملت یونان است، نه محصول مدرنیته (که به غلط گاهی اینطور تعبیر میشود.) بلکه محصول تمدن غرب است. با اینحال در اندیشه امام خمینی، ما شاهد یک دیالکتیکی میان مفهوم امت و ملت هستیم که البته با فرض دوگانهانگاری این دو مفهوم، نمیتوان به شرح واقعی آن پرداخت. ایده شکلگیری نهاد دانشگاه، ماقبل خود نیاز به تعریف برخی مفاهیم دارد. تا الان الگوهای مختلفی پیرامون نهاد دانشگاه شکل گرفته است. بهطور مثال، الگوی ناپلئونی که دانشگاه را محلی برای کادرسازی دولت میداند و به عبارتی دولت نظارت مستقیم بر وضعیت دانشگاه دارد. الگوهای دیگری مثل همبولتی (پژوهش محور)، مبتنی بر بازار و دانشگاههای بریتانیایی (با تمرکز بر سیاستگذاری و برنامهریزی) از جمله الگوهایی هستند که در بحث ایدههای محوری دانشگاه مطرحاند. برخی از دانشگاهها هم که در کشورهای مستعمره تاسیس شدهاند که در حاشیه ایدههای اصلی دانشگاه بهنوعی دنبال پیادهسازی سیاستهای کلان استعماری هستند. در یک صورتبندی دیگر، دانشگاهها از حیث حکمرانی به چهار وضعیت مبتنی بر ایدئولوژي – قدرت و دولت – آکادمی – بازار تقسیم میشوند. فارغ از بررسی هرکدام از ایدههای مطرح شده که در این مجال نمیگنجد، آنچه بهعنوان فرض پذیرفته شده متن، لحاظ شده است انگاشتن نهاد دانشگاه به مثابه یک نهاد اجتماعی است. نظرات مختلفی تا الان پیرامون استقلال نهاد دانشگاه به علت مستقل بودن فرآیند تولید علم مطرح شده که یقینا در شرح موضوع استقلال دانشگاه مسئله استقلال راهبری دانشگاه از نهادهای فرادست ارزشمند تلقی میشود، ولی ماهیت بحث استقلال زمانی مطرح است که اساسا ایدهای برای دانشگاه وجود داشته باشد. بهنوعی نهاد اجتماعی بودن دانشگاه بدین معناست که دستگاه تولید علم در کشور در مواجهه با اجتماع شروع به کار میکند. حال اگر ایدهای تحت عنوان ایده حکمرانی دانشگاه براساس نهاد بازار مطرح باشد، کلان مسئلهای به نام استقلال دانشگاه به مثابه یک نهاد اجتماعی (آکادمیک) از نهاد بازار محل تامل قرار میگیرد. در اصل، چهار گانهای برای استقلال مطرح است؛ استقلال از دولت – بازار – الهیات و توده مردم. اما واقعیت این است که ما در مرحله مواجهه با ایدهای تنظیم شده برای دانشگاه نیستیم و نهایتا از روایت دانشگاه در سالهای گذشته و در اندیشه افراد مختلف میتوانیم صورتبندی خاص ارائه دهیم. فلذا متن حاضر در جهت دفاع از ایده خاصی پیرامون دانشگاه در مواجهه با دیگریای مبتنی بر موارد مطرح شده نیست بلکه تحلیلی از صورتبندی روایتهای مختلف از دانشگاه است که در نسبت مواجهه دانشگاه با دو مفهوم امت و دولت شکل گرفته است. با توجه به اینکه مفهوم استقلال از دولت اساسا برساخت مدرنیته است، فرض انگاشتن اجتماعی بودن نهاد دانشگاه ماقبل تلقی ارزشمند بودن استقلال از دولت است. دراصل نسبت داشتن دانشگاه با دولت بهعنوان یک امر نفی شده تلقی نمیشود. دانشگاه یک نهاد اجتماعی است که در یکی از بحثهای استقلال یا تعریف ایده خود، نسبتی با «اجتماع» برقرار میکند. در این نسبت یا بهصورت کارکردی (انتفاع اجتماع از دانشگاه)، یا بهصورت راهبردی (راهبری دانشگاه برای اجتماع) نسبت جامعه با دانشگاه نیاز به یک صورتبندی متقن و دقیق دارد. ماقبل صورتبندی، نیاز است اجتماع را از حیث مولفه ایدئولوژی بررسی کنیم. بهعبارتی آن دیالکتیکی که میان دو مفهوم ملت و امت برقرار است در یک وجهی دارد سازه دانشگاه ما را میسازد. دو مفهوم امت و ملت زاویه ورود به بحث کلانتری است که قصد داریم با انتخاب چنین زاویهای به بحث عینیت بیشتری ببخشیم، دوگانه کلیتر میان دو رسالت «سعادت انسانی و اجتماعی» و «منفعت ملی» است که اگر از هر زاویهای جز مفهوم امت و ملت به آن بپردازیم، گویی دو مسیر در کار است که نسبتی با یکدیگر ندارد. امت خاستگاهی عقیدتی و ایمانی دارد و به مجموعه اجتماعها و انسانهایی خطاب میشود که ذیل دین اسلام، به عقیده و باور مشترکی رسیدهاند. ملت، فارغ از تکثر تعاریفی که میشود و بعضا وابسته به دولت تعریف میشود، اما وجه اشتراک نظریهپردازان و اندیشمندان در تعریف این واژه سرزمین و مرزهای یک کشور است که بهنوعی به اجتماعی گفته میشود که متعلق به یک نژاد یا سرزمین خاص باشد. ابتکار انقلاب اسلامی وحدت میان این دو مفهوم بود. بااینحال وحدت به معنای از دست دادن کارکرد هرکدام از این تقسیمبندیها و بهنوعی در ایده دانشگاه به معنای نادیدهگرفتن پایگاه اعتقادات در طراحی هدف دانشگاه نیست. واژه امت ما را به کلاندغدغهها و مسائلی میرساند که ذیل سعادت بشر«هدف دین» تعریف میشود و بهنوعی در مسئلهیابی، مسائلی از جمله مسئله فلسطین یا استعمار، ناشی از یک توهم توطئه نبوده بلکه «مطالبه» از سوی مردم فهم میشود. آنچه در ادبیات آکادمیک ما عرفا دیده میشود وجهی از رویکرد ناسیونالیستی نسبت به هدف دانشجویان برای حضور در دانشگاه است. بهعبارتی گویی حضور در نهاد دانشگاه در خدمت نیازهایی است که آن را مرزهای کشور تعیین میکند. اقتضای چنین رویکردی فرآیند تولید علم را در خدمت سعادت بشر قرارنداده بلکه به منافعی محدود می.شود که عمدتا مادی و در خدمت بقای کشور یا توده مردم هستند. ماحصل چنین رویکردی برای نهاد دانشگاه منجر به پیامدهای مشخصی میشود، از جمله بحران اخلاق در صحنه دانشگاه میان بازیگران میدان در سطح مسئله (مشابه آنچه در سه ماهه ابتدای سال ۱۴۰۱ تجربه کردیم.) و ماهیت تولید علم در خدمت اهداف مادی، در لایههای عمیقتر که قصد بر شرح آن پیامدها نیست.
بهطور کلی نهاد دانشگاه را میتوان در یک نسبت معنادار با جامعه و دیگر نهادها، یک نهاد اجتماعی فرض کرد که نسبت خود را با جامعه متناسب با ماهیت و تعریف از جامعه (مفهوم امت) میسازد. در چنین نسبتی، تعیین راهبرد و اصولی مبتنی بر پایگاه باورهای مردم، برای نهاد دانشگاه دور از ذهن نیست و همچنین مسائل و نیازهای جامعه در مرزهای منافع یک کشور محدود نمیشود.