ریسرچ کمی و کیفی در ارتباط با پلتفرم های حوزه کتابخوانی


سلام سلام

در این ویرگول میخوام براتون از ریسرچ کتابخوانی بگم و باید اعتراف کنم بعضی از چیزهایی که نوشتم رو سر این ریسرچ یادگرفتم و دوست داشتم با شما هم به اشتراک بزارم




خوب همه چی برای من از ریسرچ اولیه ام شروع میشه جایی که بدون در نظر گرفتن بیزینس فقط کاربر و حوزه مورد نظر رو میشناسم و این کار رو با چندتا سوال شروع کردم:

کاربرانی که از پلتفورم های کتاب‌خوان استفاده می کنند چجوری کتاب‌هاشون رو پیدا و انتخاب میکنند؟

آیا این اپ ها تونستن جایگزین کتاب اصلی بشن و از قطع هزاران درخت جلوگیری کنن؟

تاثیر دوستان و آشنایان جهت انتخاب یه کتاب چقدره؟

چطور میتونیم انگیزه کاربران رو بیشتر کنیم تا بیشتر کتاب بخوانن؟



در ابتدا مصاحبه و ریسرچ کیفی رو انتخاب کردم که مثل همیشه راجع به ذهنیت آدم ها یه دیدی پیدا کنم.

به نظر من همیشه با مصاحبه شروع کنید چرا که برای پیدا کردن سوالات بعدی و شناخت بیشتر کاربران و بیزینس بهتون کمک میکنه و در بسیاری از موارد با اصطلاحات اون حوزه آشنا میشید. البته بعضی وقت ها ممکنه کافی نباشه مثل من که تا به الان تجربه خواندن کتاب در تلفن همراهم رو نداشتم و نمی دونستم نسخه‌ی epub هم داریم و این مورد را در پرسشنامه که طراحی کرده بودم در نظر نگرفته بودم ولی چون تاثیری در جواب سوالم نداشت از تغیر پرسشنامه امتناع کردم.
کنار مصاحبه اولیه از سکندری ریسرچ هم استفاده کنید یعنی با گوگل دوست بشید و گزارش ها و امار و بلاگ های مرتبط رو پیدا کنثید و حتما حتما در نوت هایی بنویسید، اگر الان به دردتون نخوره ممکنه در ادامه فرایند طراحی به دردتون بخوره.

ولی سوال اصلی اینه که چند کاربر باید پرسشنامه منو تکمیل کنند تا به جوابش مطمئن باشم؟

برای جواب این سوال از ماشین حسابی استفاده کردم.

این چند کاربر یعنی Sample Size من چقدر باید باشه؟

برای پیدا کردنش باید اول جمعیت کاربران Population رو متوجه میشدم برای این قسمت میانگین نصب فیدیبو، کتابراه، طاقچه و نوار در گوگل پلی استفاده کردم که به 650.000 رسیدم.

چرا بازار نه؟ چون اختلاف زیادی بین دانلود نصب طاقچه وجود داشت و فیدیبو رو در بازار پیدا نکردم.

مورد بعدی Confidence Level بود که معمولا برای پژوهش هایی که پزشکی نیستن و خطر جانی و مالی ندارد روی 95% میزارن و این درصد ها در واقع داره به ما میگه اگر بارها و بارها این آزمایش رو تکرار کنیم، در 95% موارد جواب‌ها در بازه‌ی مشخص شده‌ هستن.

مورد بعدی Confidence Interval بود که اوایل منو پیر کرد تا مفهومشو به زبان ساده یاد بگیرم و اینو مدیون روشنک حقیقی یکی از بچهای دیوار هستم؛ این پارامتر به بازده ی انتخابی ما اشاره داره در صورتی که Confidence Level کل جمعیت را در نظر میگیره، در این ریسرچ من 7 دادم هرچی این مقدار کمتر باشه ریسرچ ما دقیق تر و Sample Size ما بزرگتر میشه تا میزان خطای بازده انتخابی را کاهش بده.

در نهایت با وارد کردن این اعداد من به Sample Size = 196 رسیدم.

ولی سوال دردسر ساز اینه که من این تعداد کاربر را از کجا بیارم؟ من که در این پلتفورم ها کار نمی کردم، این تعداد کاربر از کجا بیارم؟

خوب دست به دامن لینکدین، توییتر، تلگرام و اینستاگرام شدم و در نهایت جوری شد که در توییتر (هرکی اسم این پلتفورم ها در توییتش بود + میتونستم بهشون پیام بدم) یه پیام حاوی لینک پرسشنامه ارسال کردم و خوب با ریسک بن شدن اکانتم، 79% از کاربران پرسشنامه ام از توییتر امدن و این روش برخلاف خسته کننده بودنش خوب جواب داد.

در نهایت از 197 بازدید 122 تا کاربر به پرسشنامه ام جواب دادن و 74 نفر باقی مانده رو پیدا نکردم.

که زدم توی ماشین حساب و با 122 تا کاربر و 650.000 جمعیت به خطای 8.87 رسیدم که به نظر خودم برای این ریسرچ اوکیه و نباید از همون ابتدا وسواس زیادی به خرج میدادم.( البته که توی پروژه های واقعی محدودیت زمانی و مالی ممکن باعث این تصمیم بشه)

ولی از کجا بفهمم این کاربران همون کاربرانی هستن که من میخوام؟ چون به کاربرانی نیاز دارم که از این پلتفورم ها استفاده کنند؟

جواب در نحوی طراحی سوالات پرسشنامه است، همچنین بعضی وقت ها فیچر شرطی کردن سوالات در پرسلاین جوابه ولی در این ریسرچ نیازی به شرطی کردن نبود چرا که با یه سوال ساده میتوانستی کاربرانی که فقط کتاب چاپی رو میخوانن رو از پرسشنامه ات حذف کنی.

در این پژوهش از کسانی که از این برنامه ها استفاده نمی کنند را بررسی نمی کند.
در این پژوهش از کسانی که از این برنامه ها استفاده نمی کنند را بررسی نمی کند.


ولی سوالی که برام مطرح شد این بود که چرا اون 63% کامل مهاجرت نمی کنن به این اپ ها؟ و برگشتم به ویدئوهای مصاحبه و اونجا بود که فهمیدم هنوز خیلی از آدم ها کتاب چاپی براشون یه چیز دیگه است. عوامل دیگه ایی مثل پیدا نکردن یا گرون بودن کتاب چاپی و ... باعث انگیزه استفاده از این اپ ها میشد ولی کافی نبود.

برسیم به سوال اصلی من، کاربرها چجوری یه کتاب رو انتخاب می کنند؟

خود این سوال به دوتا سوال تقسیم کردم:

1. توی انتخاب کتاب چه چیزی (بیشتر) برات مهمه؟

براساس درصد فراوانی هستند چرا که کاربر در جواب میتوانستن چند گزینه را انتخاب کند.
براساس درصد فراوانی هستند چرا که کاربر در جواب میتوانستن چند گزینه را انتخاب کند.

نکته ایی که داده های این سوال برام عجیب بود این بود که برای اکثر کاربرها نویسنده و بعد مترجم مهمه در صورتی که برای من شخصا اصلا مهم نبود چون نویسنده ها و مترجم های کمی رو میشناسم و برای درون مایه کتاب مهم تره ولی بگذریم.

حواسمون باشه برای خودمون طراحی نمیکنیم.

ولی به غیر از نویسنده و مترجم بهتره قسمت توضیحات مختصر کتاب رو در طراحی UI بولدتر کنند و مخصوصا برای کتاب های صوتی دقت بیشتری روی قسمت نمونه داشته باشیم و یه تیکه رندوم خود گوینده انتخاب نکنه و از خلاصه ی کتاب بخوانه (این مورد رو من زیاد دیدم توی اپ ها و با توجه به این داده ها به نرم نباید سر سری ازش گذشت)

2. چجوری کتاب ها رو در کتاب فروشی یا اپلیکیشن ها انتخاب میکنی؟

براساس درصد فراوانی هستند چرا که کاربر در جواب میتوانست چند گزینه را انتخاب کند.
براساس درصد فراوانی هستند چرا که کاربر در جواب میتوانست چند گزینه را انتخاب کند.

متوجه شدم پیشنهاد کتاب فروشی ها و اپ ها کمترین تاثیر رو دارند ولی با هوش مصنوعی میشه انتخاب های طرف رو فهمید، حتی اگر تازه به عضو یه اپ شده باشه از دیتای کتاب هایی که سرچ کرده میشه استفاده کرد و به مرور ای قسمت رو بهبود داد.

ولی خارج از سرچ کردن خود فرد، تاثیر دوستان و اینفلوئنسرها رو نمیشه نادیده گرفت که هین بینش خیلی خوبی بهم داد.

براساس درصد فراوانی هستند چرا که کاربر در جواب میتوانست چند گزینه را انتخاب کند.
براساس درصد فراوانی هستند چرا که کاربر در جواب میتوانست چند گزینه را انتخاب کند.


خوب حالا بعد ریسرچ چی؟

ما باید ریشه ایی تر به موضوع نگاه کنیم تحلیل داده های بالا رو که یه بچه 6 ساله هم میتونست بفهمه از اون طرف ما به ویژن و استراتژی بیزینس دسترسی نداریم پس بیاییم فرض میکنیم بیزینس از ما خواسته:

چجوری میتونیم کاربرانمون رو به کتاب خواندن تشویق کنیم؟

برای جوابش نمیشه از کاربرها مسقتیم این سوال رو پرسید چون سوالات آینده جواب های معتبری ندارن، کاربرها الان یه چیز میگن فردا نظرشون عوض میشه.

و خوب کدوم کاربران؟ مثلا فیدیبو 1 میلیون کاربر داره ما نمیتونیم با یه ریسرچ روی همه ی این 1 میلیون تاثیر بزاریم بعضی از این افراد کتاب صوتی گوش میکنند بعضی ها فقط pdf و حتی فقط epub.

حتی بعضی کاربران همان طور که بالا اشاره کردم فقط از این اپ ها استفاده میکنند و سراغ کتاب چاپی نمیرن... خوب وظیفه ما اینه اگر مثلا این گروه رو انتخاب کردیم تفاوت نیازها و مشکلات این دو تا گروه (کسانی که کنار این اپ ها کتاب چاپی هم میخوانن و کسانی که فقط از این اپ ها استفاده میکنند) رو متوجه بشیم.

و مدل های رفتاری دیگه...

من از پرسونا استفاده نمیکنم و کاربران رو براساس رفتارشون دسته بندی میکنم و نیازها و مشکلاتشون رو پیدا میکنم. من معمولا برای دسته بندی از سن استفاده نمی کنم مگر این که مثلا تینیجرها رفتار متفاوت تری نسبت به سالمندان در برنامه با داشته باشند. برای بقیه مشخصات پرسونا هم به همین صورت عمل میکنم...

خوب برای ادامه با توجه به داده ها متوجه شدم کسانی که نظرات/کامنت مردم را انتخاب کردن، دوستان و یا اینفلوئنسرها براشون مهم بوده و این افراد کسانی هستند که کتاب چاپی همراه با اپ ها استفاده میکنند و اپ های فیدیبو و طاقچه را با هم دارند.

معمولا فقط به دیگران اکتفا نمی کنند و خودشون نیز دنبال کتاب هستند. این دسته از افراد کاربران بلقوه و کتاب باز ما هستند و در هفته بیشتر از دو ساعت کتاب میخوانن.

توی بیزینس چون دیتاها کامل‌تره حتی میتونیم دنبال الگویی باشیم که ببینیم معمولا بعد از چندتا کتاب دیگه به سراغ ما نمیان و دلیل ریزش این کاربران رو دیفاین کنیم.

ولی حالا سوال پیش میاد چجوری میتونیم انگیزه این دسته از کاربران رو بیشتر کنیم؟

برای جوابش این دسته از کاربران را در پرسشنامه پیدا کردم و سعی کردم از راه ارتباطی که بهم دادن یه سوال بپرسم؟

دفعه ی اخر که یه مدت کتاب نخریدی چه اتفاقی افتاد؟ چی باعث شد دوباره مثل قبل از این برنامه ها استفاده نکنی؟

و این سوال رو از 7 نفر پرسیدم ولی حقیقتا دلم میخواست تعداد کاربران بیشتری شامل این دسته میشدن و راه ارتباطیشون رو بهم میدادن و اگر قبلا پرسشنامه طراحی کرده باشید می دونید که افراد معمولا تمایلی ندارن که راه ارتباطی خودشون رو به ما بدن و این زمانی بده که دسته کاربرانی که دیفاین کردی خیلی کوچک باشه.

در نهایت به Pain pointهای زیر رسیدم:

با 7 نفر نمیشه به اشباع رسید ولی با استفاده از صحبت های مصاحبه و سکندری ریسرچی که داشتم متوجه شدم:

معمولا کاربرها درگیر کارهای روزانه اشون میشن و انگیزه کتاب خواندن در آن ها کمرنگ میشه.

بعضی کتاب ها سنگینن و تمرکز 100% از کاربر میگیرند برای همین در هرحالی نمیتونن بخوانن.

بعضی دیگر نوتیفیکیشن های گوشی حواسشون رو پرت میکنه.

و بعضی دیگر مثل کتاب واقعی جلوی چشم‌شون نیست که بهشون یادآوری کنه.


برای مشخص کردن مشکل و نیاز کاربر از Problem Statment استفاده کردم:

زهرای دانشجو همیشه در برگشت به خانه در اتوبوس و مترو کتاب میخوانه او نیاز به کتاب های سبک و یا کوتاه داره چون ذهنش خسته است ، معمولا پادکست یا کتاب صوتی رو ترجیح میده

علی کارمند در هفته بیشتر از دو ساعت کتاب های تخصصی و عمیق میخوانه او نیاز داره که ذهنش آزاد باشه تا مفاهیم کتاب ها رو درک کنه،بعضی روزها روتین کتاب خواندن خودشو فراموش میکنه چرا که سر او به شدت شلوغ میشه و کتاب خواندن در کارهاثی روزانه او قطع میشه.




و در نهایت این ویرگول رو تا همین جا به پایان میرسونم و در فاز ایده یابی و بعدش نمیرم ولی اگه دوست داشتید برام توی کامنت یا سوشال مدیا بگید اگر علاقه مند بودین ادامه‌اش که ایده یابی، اولیت بندی ایده ها، Goal Statment و اسکچ رو با هم پیش میبریم.