«زنگ خطر، سالهاست که به صدا درآمده؛ اما گوشهایی که باید بشنوند، هنوز در خواباند.»

صنعت دامداری ایران، با سابقهای چند هزار ساله، از ارکان بنیادین اقتصاد کشاورزی و تأمین امنیت غذایی کشور بوده است. اما امروز، در بسیاری از روستاها، صدای بعبع گوسفندان جای خود را به سکوت داده و گلههایی که روزی مایه افتخار یک طایفه بودند، اکنون به کشتارگاهها سپرده شدهاند. دامداران خرد و حتی حرفهای در سراسر کشور، یکییکی با واقعیتی تلخ مواجه شدهاند: ادامه این مسیر، بهجای سود، تنها زیان و نابودی در پی دارد. متاسفانه در چند روز گذشته به دلایلی متعددی اقتصادی، تورم، نبود نیرو کار، عدم رشد مناسب قیمت دام زنده و خشکسالی شاهد بازگشت به اتفاقات ناخوشایند چند سال پیش هستیم که بسیاری از دامداران از روی اجبار، دام های مولد خود را روانه کشتارگاه ها کردند و بره های خود را با قیمتی ارزان به فروش رسانند.
فروپاشی این صنعت، آرام و بیسروصدا در حال وقوع است. دامداری ایران نه با یک بحران، بلکه با زنجیرهای از معضلات اقتصادی، ساختاری، اقلیمی، مدیریتی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. مقاله پیشرو تلاشیست برای واکاوی ریشههای این بحران، و ارائه راهکارهایی واقعبینانه برای عبور از آن.

▪️ اصلاحات ناقص و خصوصیسازی بیبرنامه
پس از انقلاب و بهویژه در دهه ۱۳۷۰، سیاستهای تعدیل ساختاری و خصوصیسازی بدون بسترسازی مناسب، بهویژه در حوزه تأمین نهادههای دامی، موجب شد که بسیاری از دامداران، دیگر به منابع حمایتی دولتی دسترسی نداشته باشند. حذف یارانهها و رهاسازی بازار نهادهها در برابر واردکنندگان بزرگ، موجب شد قیمت خوراک دام، دارو، تجهیزات و خدمات درمانی از کنترل خارج شود.
▪️ تمرکز بر دامداری صنعتی به قیمت نابودی دامداری سنتی
در دو دهه اخیر، تمرکز نهادهای سیاستگذار بر توسعه دامداریهای صنعتی، بدون توجه به بسترها و نیازهای اقلیمهای بومی و سنتهای تولیدی محلی، عملاً به حاشیهراندن دامداریهای سنتی و نیمهسنتی منجر شد؛ درحالیکه بیش از ۷۰٪ تولید گوشت قرمز سبک ایران همچنان بر دوش همین دامداریهای کوچک مقیاس است.
۱. افزایش مداوم قیمت نهادهها و ناتوانی در تأمین خوراک دام
طبق دادههای مرکز آمار ایران در میانه سال ۱۴۰۴:
قیمت جو دامی در بازار آزاد به بیش از ۲۰,۰۰۰ تومان رسیده.
یونجه خشک در بسیاری از مناطق کشور از مرز ۲۵,۰۰۰ تومان به ازای هر کیلوگرم عبور کرده.
قیمت کنسانتره پرواری، بسته به ترکیب، به ۲۰,۰۰۰ الی ۲۵,۰۰۰ تومان در هر کیلو رسیده است.
درحالیکه نرخ فروش هر کیلو دام زنده سبک، بهزحمت به ۳۲۰ تا ۳۳۰ هزار تومان رسیده، هزینه تمامشده برای تولید هر کیلو گوشت، برای دامدار خُرد و سنتی هم تقریبا با همین مبلغ فروش برابری میکند.
«وقتی هر روز ضرر میکنی، دیگه اسمش دامداری نیست. اسمش خودکشی اقتصادیه!»
— نقل از یک دامدار در استان اردبیل
۲. خشکسالی شدید و از بین رفتن مرتعهای طبیعی
سازمان هواشناسی کشور تأکید دارد که در سال آبی ۱۴۰۳، بیش از ۶۵٪ مراتع کشور دچار کمبارشی حاد شدهاند. این پدیده موجب نابودی چراگاههای طبیعی شده و دامداران را مجبور به خرید خوراک گران کرده است. همچنین کاهش منابع آبی باعث کاهش شدید تولید علوفه بومی و وابستگی به واردات نهادههای دامی شده است.
۳. فقدان بازار فروش مستقیم و وابستگی به دلالان
شبکه توزیع سنتی، هنوز در قبضه دلالان پرنفوذی است که دام را با قیمت پایین از دامدار خریداری و با سود قابل توجه به بازار مصرف عرضه میکنند. دامدار نه توان تبلیغ مستقیم دارد، نه ابزار عرضه آنلاین یا حضوری مؤثر.
۴. نبود بیمه واقعی و سازوکارهای حمایتی
بسیاری از دامداران خرد، به دلیل پیچیدگیهای اداری و عدم اعتماد، از بیمه کردن گله خود پرهیز میکنند. در مواردی هم که بیمه وجود دارد، تعهدات آن بهقدری ناکارآمد است که در عمل پوشش موثری برای خسارات نیست.
۵. افزایش قاچاق دام زنده و ناهمخوانی عرضه با تقاضای داخلی
با وجود ممنوعیت قانونی، قاچاق دام زنده به کشورهای همسایه مانند عراق و افغانستان، خصوصاً در مرزهای غربی و شرقی، رونق یافته است. علت اصلی آن، اختلاف قیمت شدید ارز و سود بالای این تجارت زیرزمینی است.
عواقب جدی ادامه بحران دامداری در کشور
از بین رفتن نژادهای بومی مانند افشاری، شال، مهربان، زل، قزل افشار که طی قرنها با اقلیم ایران سازگار شدهاند.
مهاجرت جمعیت دامدار به حاشیه شهرها و نابودی سرمایه اجتماعی و فرهنگی.
وابستگی شدیدتر کشور به واردات گوشت قرمز.
افت شدید ضریب امنیت غذایی ملی.

۱. اصلاح بازار نهادهها و حذف انحصار واردکنندگان
شفافسازی زنجیره تأمین، کاهش رانت، و نظارت بر بازارگاه نهادههای دامی، یکی از مؤثرترین راهکارهاست.
ایجاد بازار مستقیم فروش دام توسط دامدار به مصرفکننده
از طریق توسعه پلتفرمهای فروش آنلاین منطقهای، مراکز عرضه مستقیم در میادین، و حمایت از برندهای محلی دامداران.
پرداخت یارانه تولید بهجای یارانه کالا
حمایت هدفمند از دامدارانی که واقعاً در حال تولید هستند، نه صرفاً تخصیص ارز ترجیحی به واردکننده.
توسعه بیمههای کارآمد و پوشش ریسک دامداران
از جمله بیمه خشکسالی، بیمه تلفات، و حتی بیمه قیمت فروش.
توسعه پرورش نیمهصنعتی نژادهای بومی با بهرهوری بالا
با آموزش تخصصی به دامداران و حمایت در تأمین تجهیزات و جیره علمی.
مقابله واقعی با قاچاق دام زنده از مرزهای شرقی و غربی
با گسترش کنترل هوشمند، جریمههای شدید، و تقویت انگیزه ماندن دام در داخل.
جمعبندی نهایی: اگر دامدار را تنها بگذاریم، دام هم خواهد رفت
سکوت سنگینی بر دشتها حاکم است. دیگر کمتر صدای زنگولهها از درهها میپیچد. اگر همین امروز تصمیم نگیریم، فردا خیلی دیر خواهد بود. دامداری سنتی ایران، اگرچه کوچک، اما شالودهای است که امنیت غذایی و استقلال تولید را بر دوش میکشد. فروپاشی آن، نه فقط یک شغل، که هویت یک ملت را در معرض خطر قرار خواهد داد.
«ما صدای خسته دامدارانیم؛ گوش شنوا میخواهیم، نه وعدههای فراموششده.»