بندگان آزاد نه بندگان دربند

بنام خدا

زمانی که آدمی آفریدگارخودرا شناخت بنده میشود وبه ریسمان او چنگ میزند آنگاه خداوند بپاس این بندگی اورا آزاد میکند و میشودبنده آزاد یعنی او آزادانه خودرا دربند آفریدگارخود قرار داده است وخداوند اورا آزاد میگذارد تا هرلحظه که بخواهد برود وبرگردد .

اینکه ما به ریسمان الهی چنگ میزنیم یعنی فرامین اورا میپذیریم و اطاعت می کنیم اما توان آدمی ومصلحت او امری است که درزمان ومکان مشخص میگردد ولذا خداوند به او اختیار میدهد تا با مسوولیت خویش براساس مصلحت وضرورت عمل کند .بنابراین اگرچه ما خودرا دربند او قرار داده ایم او بنده خودرا آزاد دوست دارد تا درهرلحظه این بندگی را آزمایش کند نه اینکه ازروی اجبار واکراه بندگی کند.

در جمهوری اسلامی ایران که برپایه بندگی خداوند بنا شده است هرگونه تفسیر وتصمیم در مسیر محدودیت بندگان خدا خلاف مشیت الهی است وآنان همیشه آزادند تا حکومت خودرا برگزینند ودر مورد قوانین آنهارا بنابر مصلحت وضرورت تغییر دهند . بندگان خدا با اراده خود حکومت خودرا تعیین میکنند ودر ادامه راه همیشه این اراده وجوددارد ونبایدآنرا محدود وبندگان آزاد خدارا به بند کشید