حاکمان جور وحاکمان دادگر

به نام خدا
اگر در تاریخ نزول آیات الهی دقت کنیم در دوران 13 ساله بعثت نبی اکرم در مکه آیات قرآن بیشتر ناظر بر حقایق عالم هستی از مبدا ومعاد تا فرشتگان وآفرینش الهی بود که بیشتر اوقات با بیان قصصی از پیامبران این حقایق با مردم درمیان گذاشته می شد . اگر آیاتی در باره احکام می بود عموما ناظر برنماز روزه زکات امر به معروف ونهی ازمنکر بود و در مورد اموری مانند جهاد یا خمس یا حج و محرمات کمترین آیه ای دیده نشده است . دلیل آن این بود که در آن دوران آیات الهی مبانی زندگی فردی و اخلاقی انسان را تحکیم می بخشید .
زمانی که پیامبر به مدینه هجرت کردند و توسط مردم به خلافت رسیدند آنگاه آیات مربوط به حکومت ومدیریت جامعه نازل گردید مانند آیات جهاد خمس حج جرائم وکیفرها و...
این آیات مسولیت پیامبر وامام جانشین اورا مشخص میکرد و تا زمانیکه معصوم در قدرت بود مشکلی در اجرای آیات مربوط نبود اما در طول 14 قرن عصر اسلام تنها 14 سال حکومت با معصوم بود وپس از رحلت پیامبر بجز دوره کوتاهی از خلافت امام علی تا کنون همه زمامداران کشورهای اسلامی خود مسوول اعمال دوران خویش بوده وهستند وربطی به دین خدا ندارد .
البته مردم در انتخاب زمامدار مسوولند وبعبارتی خلایق هرچه لایق .اگر زمامداری درست عمل کرده باشد این درستی بحساب او ومردم آن دوره گذاشته میشود واگر هم نادرستی وظلم درمیان بوده وهست باز پای زمامدار و منتخب آن مطرح است نه دین خدا
احکام الهی برای مدیریت جامعه اسلامی باید توسط زمامداری معصوم پیاده میشد واگر دوقرن دوران معصومان چنین میشد آثار آن هوید میگردید وپایه درستی برای زمامداران دوره غیبت معصوم بود اما متاسفانه چنین نشد وامویان وعباسیان وعثمانیان آن کردند که نباید میکردند و بنام اسلام نمودند که نباید بحساب دین خدا گذاشته میشد . شرایط موجود نیز چنین است وهمچنان مردم وزمامداران باید خود پاسخگوی اجرای عدالت باشند نه دین خدا وپیامبر آن
دشمنان ونادانان درتلاشند تا عمل زمامداران نابلد ویا غیر منتخب مردمی را بحساب دین خدا بگذارند که امری نادرست است.