گفتگو در قرنطینه


الف - کرونا هم کار خودشونه تا حواس ما رو پرت کنند.

ب - حواس شما رو از کجا پرت کنند؟

الف - مثلا FATF.

ب - چی هست؟

الف - چطور نمی‌دونی چیه؟

ب - می‌خوام از زبون شما بشنوم.

الف - راستشو بخای خودم هم نمی‌دونم.

ب - خب پس حواس شما رو واسه چی میخان پرت کنند که نمیدونی چیه؟

الف - اینو نمی‌دونم ولی هر موقع همه رسانه‌ها روی یک چیزی تمرکز دارند، یه حسی بهم میگه که قراره تا چند وقت دیگه همه چیز گرون بشه. از زرتشتیه پرسیدند «انا لله و انا الیه راجعون» یعنی چی؟ گفت نمیدونم. فقط میدونم که موقع مهمونی و عروسی نمیگن.

زرتشتی را گفتند: «انا لله و انا اليه راجعون» چه باشد؟ گفت: من تفسیر آن ندانم، اما اینقدر به یقین دانم که در مهمانی و عروسی و مجلس انسش نگویند.

ب - یعنی الان که همه توجه‌شون به کروناست قراره همه چیز گرون بشه؟

الف - نمی‌بینی دلار داره میره بالا باز؟

ب - سعی می‌کنم به این اخبار زیاد توجه نکنم و حرص این چیزا رو نخورم.

الف - یعنی جونت هم برات ارزش نداره؟ الان که دیگه فقط بحث دلار و تورم نیست.

ب - هم جون خودم برام ارزش داره و هم اطرافیانم و هم مردم. اما این نگرانی‌ها بیشتر آدم رو اذیت می‌کنه تا اصل موضوع.

الف - عجب. امیدوارم اگر دور از جونت مُردی، بدون نگرانی و تشویش خاطر بمیری رفیق.

ب - ممنون از دعای خیرت. پس که گفتی الان دیگه حواس رسانه‌ها و مردم از FATF و انتخابات و تحریم‌ها پرت شده؟

الف - حواسشون سر جاشه. فقط نگرانی‌شون از سطح مالی رسیده به سطح جانی.

ب - حالا این ابراز نگرانی‌ها تاثیری روی مردم یا مسئولین هم داره؟

الف - مردم چه‌کاره‌اند. مسئولین باعث شدند اوضاع این طوری بشه.

ب - این که درست. اما اینایی که وقتی ادارات و مدارس تعطیل میشه میرن شمال جزو مسئولین هستند یا مردم؟ یا یک مجری که توی برنامه‌اش هزار نفر رو نشونده داره ازشون خواهش میکنه توی خونه‌هاشون بمونند. یا اون خواننده‌ای که حاضر نیست کنسرتش رو لغو کنه.

الف - مردم هم باید از مسئولین آموزش ببینند.

ب - مگه مسئولین جزو همین مردم نیستند؟

الف - ای بابا. باز همون بحث‌های کلیشه‌ای قدیمی. یاد یه بنده خدایی افتادم که مسئولیت مهمی داشت و همه‌اش میگفت ما باید فلان کار رو بکنیم و بهمان طور باشیم. بعدش بهش گفتند که خدا رو شکر که طرف صحبت‌هات خودت هستی.

ب - اتفاقا ما هم یک مدیری داشتیم که توی جلساتش به ما که کارمندهای ساده بودیم همیشه می‌گفت ما باید یک سری کارهایی رو توی شرکت انجام بدیم که بیشترش برمی‌گشت به خودش. ولی اون مدیر بیچاره هم وقتی می‌بینه کارمندهاش از زیر کار دررو هستند کاری نمی‌تونه از پیش ببره.

الف - با حرفت مخالفم. خدا رو شکر که اختیاردار هیچ جایی نیستیم تا ازمون مسئولیتی بخان. اگر نمی‌تونه مسئولیتش رو انجام بده خب استعفا بده. مولانا یک داستانی داره که زنی به شوهرش پرخاش می‌کرده: «ای مفلس، ای قلتبان» و شوهر در جوابش میگه:

بر لب خشکم گشادستی زبان / گاه مفلس خوانی ام گه قلتبان
این دو علت گر بود ای جان مرا / آن یکی از توست و دیگر از خدا

ب - با همه احترامی که برای مولوی قائلم، به نظرم اینجا تقصیر شوهره هم هست. دو طرف مسئولیت متقابل دارند نسبت به هم. و احتمالا از یک نقطه‌ای اعتماد بینشون خدشه‌دار شده.

الف - از چه نقطه‌ای دقیقا؟ مردم که همیشه پای کار بودند. دیگه چیکار باید بکنند که نکردند.

ب - ممکنه جاهایی انتخابشون اشتباه بوده باشه.

الف - مسئولین انتخاب مردم هستند و مردم دنباله‌رو مسئولین. اما من مگه می‌تونم به تنهایی این دور باطل رو بشکنم؟ با یک گل که بهار نمیشه. اون کسی که قدرت دستشه باید کاری بکنه.

ب -

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید / تو یکی نه‌ای هزاری، تو چراغ خود برافروز

الف - این بحث من و تو هیچ‌وقت به جواب نمی‌رسه. حالا ولش کن. بعد اینکه بحران فروکش کرد، اگر زنده موندیم مفصل با هم بحث می‌کنیم. الان بگو تو که دوست داری همه چیز رو مثبت ببینی، الکل و ماسک و پنبه و دستکش از کجا گیر میاری؟

ب - ظاهرا هر مشکلی راه‌حلی داره. غیر از پیدا کردن الکل و ماسک و دستکش. ما که همچنان امیدمون به شنبه هفته پیشه تا همه چیز درست بشه. آدم به امید - هر چند بدون تدبیر - زنده است.

الف - ما هم که همون دستکش یکبار مصرف‌های آشپزخونه رو استفاده می‌کنیم. ماسک هم گفتند نمی‌خواد بزنید اصلا. صورت مساله‌اش پاک شد کلا.

ب - الکل رو چیکار کردی؟

الف - طبیش گیرمون نیومد. از شما چه پنهون اخوی، خوراکیش هم گیر نمیاد. یه الکل صنعتی خریدیم که هیچ مارکی روی قوطیش نداشت و بوی استون هم می‌داد.

ب - الکل صنعتی از طریق پوست جذب میشه میگن؟

الف - پوست؟ دلت خوشه‌ها. یه عده در اثر خوردن الکل صنعتی مردند.

ب - اون بندگان خدا احتمالا مشروبات دست‌ساز این بلا رو سرشون آورده. الکل صنعتی رو مگه میشه خورد؟

الف - نمیشه خورد. ولی میشه رنگش رو با وایتکس از بین برد و جای الکل طبی قالب کرد.

ب - یعنی با خوردن الکل می‌خواستند ویروس‌هایی رو که داخل بدنشون هست ضدعفونی کنند؟

الف - احتمالا. ولی اگر به این نیت الکل صنعتی خورده باشند دیگه محشره. مثل اون بابا که با پیاز میخواسته دهانش رو خوشبو کنه:

مردی بقالی را گفت اگر پیاز داری به من ده که با آن دهانم را خوشبو سازم. بقال گفت: مگر گه خورده ای که با پیاز دهانت را خوشبو سازی.

ب - تو هم که هر چی میگیم یه حکایت مورددار میخونی تا ریپورتمون کنند. حالا خوردن الکل تاثیری روی ویروس داره یا نه؟

الف - تاثیر که فکر نمی‌کنم داشته باشه. اما بهانه خوبیه برای بعضیا. یکی رو می‌شناسم نمازخون هم هست ولی این روزها از ترس جونش شروع کرده به خوردن. هر چی دستش برسه. از نوع طبیش بگیر تا سگی.

ب - مگه نماز هم میتونه بخونه؟

الف - چرا نتونه؟ میگن یکی با کفش نماز میخونده. بهش میگن با کفش نمیشه نماز خوند. میگه: «ما خوندیم و شد».

درویشی با گیوه نماز می‌گزارد، دزدی طمع در گیوه‌ی او بست. گفت: با گیوه نماز نباشد. درویش دریافت و گفت: اگر نماز نباشد، گیوه که باشد.

ب - امیدوارم طاعات و عباداتش قبول باشه. از روزی که فیلم لیس زدن ضریح رو دیدم، انتظار چیزهای عجیب‌تر از این رو دارم.

عبداللّه مبارک را پرسیدند: کدام خصلت در آدمی نافع‌تر است؟ گفت: عقلی وافر. گفتند: اگر نبود؟ گفت: حُسنِ ادب. گفتند: اگر نبود؟ گفت: برادری مُشفق تا مشورتی کند. گفتند: اگر نبود؟ گفت: خاموشیِ دائم. گفتند: اگر نبود؟ گفت: مرگ در حال.
تذکرة‌الاولیاء