اگر نتوانم بپذیرم که گاهی حسادت میکنم، شروع به دیدن حسادت در همه جای دیگران خواهم کرد. اگر نتوانم لحظات ضعف خودم را تحمل کنم، اطرافیانم را ضعیف خواهم نامید. نشانه آشکار آن، حرارت است: وقتی رفتار کسی واکنشی شدید و نامتناسب را برمیانگیزد، اغلب فرافکنی در کار است. فرافکنی سایه، معماری پنهان خودبرتربینی است - من با کثیف کردن شما با ویژگیهای انکار شده خودم، احساس پاکی میکنم.
این مدل ذهنی یک آینه است، نه یک سلاح. هر بار که موجی از آزردگی نسبت به کسی احساس میکنیم و متوجه میشویم که داریم فکر میکنیم: «آن شخص خیلی متکبر است» یا «او خیلی خودخواه است»، فرصتی داریم. مکث کنیم و بپرسیم: «آیا همان ویژگی که در او مرا آزار میدهد، چیزی است که من در خودم از پذیرفتن آن امتناع میکنم؟» همین یک سوال، اتهام را به عملی از خودشناسی تبدیل میکند. رئیس سلطهگری که دائماً تیمش را «تنبل» مینامد، ممکن است در حال فرافکنی وحشت ناشناخته خود از ناکارآمدی باشد. وقتی او شروع به بازجویی از آزردگی خود میکند، آینه به درون برمیگردد.
و چیزی که وقتی از سنگ انداختن دست برداریم، مییابیم یک هیولا نیست، بلکه بخشی نادیده گرفته شده از خودمان است که بالاخره درخواست دیده شدن دارد.