هنر و گرایش ها

خانه طباطبایی ها. گرفته شده با دوربین nova 3e خودم.
خانه طباطبایی ها. گرفته شده با دوربین nova 3e خودم.

جمعه مورخ ۱۶ آذر ماه سال ۹۷ با یک تور عکاسی رفتیم کاشان، داستان عکاسی و لذت بردن از ساختار قدیمی و هنرمندانه ی معماری های گذشتگان همیشه جذابه.
چیزی که توی تور خیلی مشخص بود، تفاوت های دیدگاه ادما نسبت به عکاسی بود.
زاویه بندی و اصولی عکس انداختن! چیزی بود که اکثر آدمای دورمون بهش توجه داشتن، در کنار هم یک استادی بود که بیشتر به مضمون و منظور عکاسی بها میداد.

هرچند،سر سپرده بودن و به هر قیمتی مضمون منظور دار در آوردن از یک واقعه ی زیبا خیلی جالب نیست!

بگذریم... .
تو این خونه های قدیمی چیزی که منو درگیر کرد، داستان ها بود. داستان های این عمارت،

رویا بافی درباره ی کودکی که تو بچگی سر ظهر میخواد بره تو حیاط بازی کنه و مامانش نمیذاره بنابراین میره قهر میکنه و سرشو میذاره روی در اتاقش و بعد یهو میبینه دنیا از پشت این شیشه های حیاط چه قشنگه! و از اون به بعد هر وقت دلش میگره میره از پشت شیشه های رنگی اتاقش حیاطتو نگاه میکنه و برای خودش داستان میسازه.
حالا بعد از سالها اون کودک بزرگ شده و به دختری بالغ تبدیل شده،این بار به جرم عاشق شدن توی اتاقش زندانی میشه و باز کل سرگرمیش میشه از پشت شیشه های رنگی بیرون رو نگاه کردن. تنها فیلتر دخترک برای جداکردن غصه هاش از ذهنش میشه شیشه های رنگی اتاقش و رویاپردازی های مختلف درباره ی اتفاق هایی که دوست داشت بیفته و و آزادی هایی که باید می داشت!
از اینها که بگذریم، مطلب اصلی درباره اون روز اینه که در حیرتم از انسان هایی که تفاوت های کاملا مشخص بین خودشون رو نمیبینن و پافشاری میکنن روی درست تر بودن عقاید و روش های خودشون.

نه تو عکاسی بلکه از ورزش رزمی بگیر تا اقتصاد تا تمام حیطه های دیگه ی هنری و غیر هنری ورزشی و غیر ورزشی و غیره...؛ این قضیه ی "شیوه ی من بهتره" وجود داره.

در صورتی که تو دنیایی زندگی میکنیم که به ازای ۷ میلیارد انسان ۷ میلیارد جهت دید وجود داره. من میتونم بگم مضمون گرایی تو عکاسی مهمتره اما کیه که از یک عکس واید پانوراما از یک سازه ی تاریخی بدش بیاد؟
گاهی از اینهمه انتقاد های تیز و بی اساسی که بر هر گرایش وارده خندم میگیره!