کتاب‌خوان یا کتاب‌خانه؟

چند هفته پیش بود که مشغول خواندن یک کتاب در اسمارت فون خودم بودم یکی از دوستانم پرسید “واقعا کتاب واقعی چه اشکالی دارد که حتی کتاب خواندنت را هم به تکنولوژی وصل کرده‌ای؟” در آن لحظه چون دقیقا در جای حساسی از کتاب بودم حوصله نداشتم خیلی مفصل توضیح بدهم، اما بعدا به این فکر کردم که واقعا سوال جالبی بود. البته این دوست من شاید به شکل درستی سوالش را مطرح نکرده بود، شاید بهتر بود می‌پرسید کتاب‌خوان بهتر است یا کتاب‌خانه؟

داشتن کتاب‌خانه یا به بیان دیگر همان مجموعه‌ای از کتاب‌های واقعی و فیزیکی، مسلما لذت‌های مخصوص به خودش را دارد. همین در دست گرفتن یک کتاب و ورق زدن کتاب و شنیدن بوی صفحات و صدای کاغذها و دیدن کلماتی که روی این کاغذها چاپ شده‌اند، چنان آدم را در خود غرق می‌کنند که اصلا انگار از دنیای واقعی کنده می‌شوی و به دنیای دل‌چسب کتاب‌ها چسبانده می‌شوی. از این‌ها گذشته، وقتی به کتاب‌خانه‌ات نگاه می‌کنی و تمام کتاب‌هایی که جمع‌آوری کرده‌ای را از نظر می‌گذرانی احساس غرور می‌کنی؛ انگار که داری به یک صندوقچه درخشان طلا می‌نگری. تازه، این فرصت را هم در اختیار داری که کتاب‌هایت را با دوستانت هم به اشتراک بگذاری، کتاب قرض بدهی و کتاب قرض بگیری و در همین اثنی با دوستانت در مورد کتاب‌ها بحث و تبادل نظر کنی و حتی دوستان جدید پیدا کنی. کتاب خودش یک پا شبکه اجتماعی است.

همه این‌ها درست. من عاشق کتاب‌های واقعی و داشتن کتاب‌خانه هستم و خودم هم یکی دارم که همیشه سعی می‌کنم آن را به روز نگه دارم. کتاب‌خانه من البته از آن کتاب‌خانه‌ها نیست که روی طبقاتش خاک می‌نشیند، یا از آن‌ها که کتاب‌هایش بر اساس رنگ جلدشان چیده شده باشد، یا از آن‌ها که کتاب‌هایش کاملا نو باقی مانده باشند و حتی باز هم نشده باشند. نه، کتاب‌خانه فقط زمانی خوب است که به روز نگه داشته شود، کتاب از آن برداشته شود، کتاب به آن اضافه شود.

اما با این همه، کتاب‌خوان را هم قبول دارم. منظورم از کتاب‌خوان، هم خود دیوایس کتاب‌خوان یا همان بوک‌ریدر است مثل کیندل آمازون، و هم اپ‌های کتاب‌خوان که روی اسمارت فون‌ها نصب می‌شوند و به شما اجازه خرید و دانلود و مطالعه کتاب‌ها را می‌دهند. کتاب‌خوان‌ها هم مزه خودشان را دارند. با این شیوه مطالعه، نه تنها به مصرف کمتر کاغذ و زنده نگه داشتن جنگل‌ها کمک می‌کنیم، بلکه امکانات جالبی هم در اختیارمان قرار می‌گیرد. مثلا می‌توانیم بدون این‌که نگران خراب شدن کتاب باشیم، هر جا لازم دانستیم یادداشتی را به کتاب اضافه کنیم یا بخشی از آن را هایلایت کنیم؛ کارهایی که خود من شخصا هیچ وقت با کتاب‌های واقعی انجام نمی‌دهم چون معتقدم با این کار احترام به کتاب را زیر پا می‌گذارم و اگر چنین کنم دیگر آن کتاب به درد کسی نمی‌خورد و نمی‌توانم آن را قرض بدهم.

به جز این، کمک گرفتن از تکنولوژی برای مطالعه، فواید دیگری هم دارد. مثلا دیگر لازم نیست همیشه و هر جا یک کیف با چند کتاب را با خودتان حمل کنید. با این اپ‌ها یا دیوایس‌های کتاب‌خوان می‌توانید هزاران کتاب را همیشه و همه‌جا با خودتان همراه داشته باشید و هر کجا که زمان خالی گیر آوردید مشغول خواندن کتاب مورد علاقه‌تان بشوید. بعلاوه، پیدا کردن و خریدن کتاب‌های جدید از طریق اپ‌ها و دیوایس‌های کتاب‌خوان معمولا هم راحت‌تر است و هم ارزان‌تر.

با این همه، قبول دارم که کتاب خواندن با گجت مثل کتاب خواندن با کتاب‌های واقعی نمی‌شود، ولی به نظرم هر کدام خوبی‌های خودشان را دارند. در نهایت فکر می‌کنم مهم اصل خواندن است، حالا به هر روشی که می‌خواهد باشد.



این نوشته ابتدا در وبلاگ شخصی من منتشر شده است. اگر می‌خواهید نوشته‌های بیشتری از من بخوانید یا در مورد من بیشتر بدانید، می‌توانید به وبلاگ من سر بزنید.