سبک نوشتار وبلاگ‌ها چگونه باشد بهتر است؟

من تقریبا همیشه وبلاگ‌ها و وبلاگ‌نویس‌های فارسی را دنبال می‌کردم و مطالب‌شان را می‌خوانده‌ام؛ خیلی قبل‌تر از این‌که خودم هم وبلاگ‌نویس بشوم. از همان دوران قدیم تا کنون یک اختلاف همیشگی بین وبلاگ‌نویس‌ها وجود داشته است و آن هم سبک نوشتار و نوع نگارش است. این روزها که در ویرگول به عنوان یک پلتفرم وبلاگ‌نویسی اجتماعی ایرانی وقت می‌گذرانم این مشکل بیشتر به چشمم می‌خورد. بد ندانستم اگر کمی در مورد این اختلاف سلیقه بیشتر توضیح بدهم.

قبل از هر چیز یادآوری می‌کنم که سبک نوشتار یک نویسنده چه وبلاگ‌نویس باشد و چه نویسنده کتاب یا هر شاخه دیگری، کاملا مبتنی بر سلیقه نویسنده است. برخی‌ها سبک نوشتار محاوره را بیشتر می‌پسندند و برخی دیگر به نوشتار اصطلاحا کتابی بیشتر علاقه دارند. چون نویسنده صاحب اصلی آثارش هست پس این اختیار را هم دارد که انتخاب کند چگونه بنویسد.

با این همه، از لحاظ حرفه‌ای تصمیم گرفتن در مورد سبک نوشتار و شیوه نگارش به پارامترهای خاصی وابسته است. کسانی که طرفدار سبک محاوره‌ای هستند باور دارند که این سبک لحن صمیمی‌تری دارد و مخاطب راحت‌تر می‌تواند با آن ارتباط برقرار نماید، گرچه از دید من و برخی دیگر این روش نگارشی خواندن نوشته را سخت‌تر می‌کند و سطح کلی متن را به کلاس پایین‌تری تنزل می‌دهد.

شاید علت این‌که اکثر کتاب‌های فارسی چاپ شده به زبان نوشتاری ادبی یا همان کتابی نوشته شده‌اند همین باشد که خواندنش ساده‌تر است. قطعا این دلیل بزرگی است، اما دلایل دیگری هم برای توصیف برتری ادبیات کتابی نسبت به ادبیات محاوره وجود دارد. 

زبان فارسی شاید یکی از معدود زبان‌هایی در دنیا باشد که زبان محاوره‌اش با زبان ادبی‌اش تفاوت‌های اساسی دارد. شاید حجم کثیری از لغات و عبارات زبان محاوره فارسی با زبان ادبی فارسی تفاوت داشته باشد یا اصلا معادلی برای‌شان پیدا نشود. حالا تصور کنید کسی که به مطالعه کردن علاقه‌مند است و وقت خودش را صرف خواندن نوشته‌های من و شما می‌کند بیشتر به خواندن کدام ادبیات تمایل دارد؟ مسلما نگارش کتابی یا ادبی انتخاب منطقی‌تری است، چون این امکان به مخاطب داده می‌شود که نه فقط موضوع نوشته را بیاموزد، بلکه به دایره لغات ادبی خودش هم بیافزاید.

ما به عنوان نویسنده این وظیفه را داریم که زبان ادبی فارسی را حفظ کنیم. هیچ کس در مکالمات روزانه به طور کتابی حرف نمی‌زند. همه ما زبان محاوره را برای صحبت‌های روزانه خود انتخاب می‌کنیم. حالا اگر نویسنده‌ها هم به زبان محاوره در نوشته‌های خودشان روی بیاورند چه اتفاقی می‌افتد؟ مسلما به مرور زمان ادبیات کتابی به دست فراموشی سپرده خواهد شد و هر آن‌چه باقی خواهد ماند زبان محاوره است.

جدا از این موارد، به نظر من وقتی یک نویسنده می‌کوشد کلمات ادبی را با سبک کتابی در نوشته‌های خودش بگنجاند و به شکلی آن‌ها را در کنار هم قرار دهد که معنا و مفهوم و آهنگ منحصر به فردی ایجاد کنند، در واقع در حال هنرنمایی است. تمام هنر یک نویسنده به همین روان‌نویسی ادبی است، وگرنه محاوره‌نویسی را که هر کسی بلد است. به همین خاطر است که می‌گویم نوشته‌های محاوره‌ای از ارزش کار نویسنده می‌کاهد.

به عقیده من، زبان محاوره جایگاه خودش را دارد اما ادبیات کتابی باید در دنیای نوشته‌ها حفظ بشود و به حیات خودش ادامه بدهد. شما چه نظری دارید؟ به نظرتان سبک نوشتار وبلاگ‌ها چگونه باشد بهتر است؟



این نوشته ابتدا در وبلاگ شخصی من منتشر شده است. اگر می‌خواهید نوشته‌های بیشتری از من بخوانید یا در مورد من بیشتر بدانید، می‌توانید به وبلاگ من سر بزنید.