چرا آن‌جا که تویی من نرسیدم؟

انسان‌های پیروز همیشه توجه دیگران را به خودشان جلب می‌کنند، حتی اگر خودشان نخواهند و ندانند. کمتر کسی را می‌توان یافت که دلش نخواهد مثل آدم‌های موفق و سرشناس باشد. به هر حال همه ما برای خودمان قهرمان‌هایی داریم که سعی می‌کنیم در اکثر ابعاد زندگی از آن‌ها الگوبرداری کنیم. با این همه، برخی اوقات ممکن است غبطه بخوریم که چرا هر چه می‌رویم به جایی نمی‌رسیم که آن‌ها هستند؟

شاید در ابتدا این احساس فقط در حد غبطه خوردن باقی بماند، اما اگر کسی بخواهد به وجود فاصله بین خودش و شخصیت محبوبش بیش از حد دقیق شود احتمالا به مرحله حسودی می‌رسد. حس حسودی دقیقا همان سیاه‌چاله‌ای است که اراده و توان انسان را آرام آرام در خودش فرو می‌کشاند و دیگر هیچ جایی برای رشد و تعالی باقی نمی‌گذارد.

اگر روزی روزگاری این سوال در ذهنت نقش بست که چرا مثل فلان شخص نشده‌ای، این را باید به یاد داشته باشی که هر کدام از ما آدم‌ها در شرایط کاملا متمایزی به دنیا آمده‌ایم و بزرگ شده‌ایم. مسائلی از قبیل تربیت، خانواده، خاطرات، تجربیات و نگرش‌ها همگی روی شکل‌گیری شخصیت ما موثر هستند. خیلی از اتفاقاتی که در زندگی تو رخ داده است شاید در زندگی شخصیت مورد علاقه‌ات رخ نداده باشد یا اگر هم اتفاق افتاده باشد به احتمال زیاد نحوه برخورد او با نحوه برخورد تو در برابر این رویدادها می‌تواند کاملا متفاوت باشد.

با این همه، معنای آن‌چه نوشته شد این نیست که تو نمی‌توانی به موفقیت دست یابی. خوشبختانه رشد و تعالی یک پروسه قابل یادگیری است؛ یعنی هر کسی می‌تواند خودش را در زمینه‌های به خصوص به ایده‌آل‌های مد نظرش نزدیک کند (می‌گویم نزدیک، چون هیچ کس نمی‌تواند کامل باشد). پیشرفت شخصی غیرممکن نیست، بلکه نیاز به همت و استمرار سازنده دارد.

بر همین مبنا، لازم است هر کسی استعدادهای اصلی خودش را پیدا کند. قطعا هیچ کس در تمام زمینه‌ها نمی‌تواند همه فن حریف باشد و فقط در برخی موارد علاقه و استعداد دارد. یکی در نقاشی و طراحی دستی بر آتش دارد و یکی دیگر به نوشتن علاقه‌مند است. استعدادیابی اولین قدم برای پیشرفت شخصی است. پس از آن باید روی بهبود نقاط قوت استعداد خودت کار کنی و آن‌قدر سرگرم تمرین و تکرار شوی که استعداد خودت را به شکوفایی برسانی و در حیطه فعالیت مورد علاقه‌ات تبدیل به یک فرد حرفه‌ای شوی.

بنابراین، صرفا مقایسه کردن هیچ نتیجه مثبتی برای تو که به دنبال موفق شدن هستی ندارد. هیچ دو زندگی را نمی‌توان یافت که دقیقا مانند هم باشند و به همین خاطر هیچ برنامه واحدی برای پیروز شدن در زندگی وجود ندارد. این خود تو هستی که باید راه درست را از میان هزاران مسیر غلط پیدا کنی و این ممکن نیست مگر با استعدادیابی و تمرین و اشتیاق. یادت باشد این‌ها را به هر کس که حس حسادتش گل کرد هم بگویی تا همه یاد بگیریم که چرا نباید بپرسیم “چرا آن‌جا که تویی من نرسیدم؟”.



این نوشته ابتدا در وبلاگ شخصی من منتشر شده است. اگر می‌خواهید نوشته‌های بیشتری از من بخوانید یا در مورد من بیشتر بدانید، می‌توانید به وبلاگ من سر بزنید.