با توجه به این که سال تحصیلی جدید در حال شروع شدنه و خیلیها قراره به فیض خوابگاهی بودن نائل بشن، گفتم یه پست در رابطه با زندگی خوابگاهی و تلخیها و شیرینیهاش بنویسم. اگه نکتهای به ذهنتون میرسه حتمن توی بخش نظرات به اشتراک بگذارید. ?? (برای دیدن توییتهای امبد شده خواهشن ویپیان خودتون رو روشن کنید.)
خوابگاه یعنی جایی که توی اون زندگی خواهید کرد. خوابگاه خونهی دوم شماست و هماتاقیها و همواحدیهای شما هم مثل خواهر و برادر شمان. خوابگاهها به سه دسته تقسیم میشن:
1- خوابگاه دولتی: جاییه که هزینش نسبتن پایینه، معمولن نزدیک دانشگاهست و توی خیلی از موارد شبیه پادگانه! توی خوابگاه دولتی بهتون غذای ارزون میدن (که در پایین راجبش توضیح میدیم!)، البته به شرطی که رزروش کرده باشید. خوابگاه دولتی شبیه مسافرخونهاست، به این معنا که اتاقها جدا جدا و عین همن (تقریبن) و دسشوییها و حمومها توی یک جاهای مشخصیان. (و هر اتاقی حموم و دستشویی مخصوص خودشو نداره!) به احتمال قوی هر طبقه یه چند تا جای مشخص داره که سرویس بهداشتی و حموم و آشپزخونهها اونجاست. سرویس بهداشتی و حموم و... هر خوابگاهی هر روز (یا حداکثر هر 3 روز یه بار) توسط نظافتچیهای خود خوابگاه تمیز میشه. (البته وارد اتاق شما نمیشن و شما باید اتاق خودتون رو تمیز نگه دارید!) هر اتاقی هم (به نسبت اندازه و افراد درون اتاق) کمد، تخت (البته اکثرن بدون تشک!)،فرش و یخچال داره. معمولن تهویه و سیستم گرمایشی و سرمایشی هم داره (ولی ممکنه خراب بشن و یه هفته تعمیرش طول بکشه!) خوابگاههای دولتی معمولن بزرگن و چندصد نفری توش هستن؛ این یعنی میتونید با افراد زیادی آشنا بشید و دوستای زیادی پیدا کنید! خوابگاههای دولتی تمامن توسط دانشگاه مدیریت میشن و عوامل مدیریتی، حراست و... مستقیمن از دانشگاه حقوق دریافت میکنن.
2- خوابگاه خودگردان: تعریف جامعی برای خوابگاه خودگردان وجود نداره. دلیل اینی که بهش میگن خودگردان اینه که عواملی که اونو میگردونن از دانشجویهای ارشد و دکتری خود دانشگاهن. هزینهی خوابگاه خودگردان معمولن بالاتر از خوابگاه دولتیه و معمولن هیچ تضمینی برای امکانات نیست. ممکنه بعضی اتاقا کوچیک باشن بعضیا بزرگ، ممکنه بعضی اتاقا بالکن داشته باشن و بعضی نه و... ولی در کل این شکلیه که هر طبقه به چند تا واحد تقسیم میشه و هر واحد هم معمولن سه چهار تا اتاق داره. هر واحد حموم، توالت وآشپزخونه مخصوص خودشو داره و شما اینارو با همواحدیهاتون شریک میشید! خوابگاههای خودگردان معمولن کوچیکتر از خوابگاههای دولتین ولی بیشتر از خوابگاه دولتی حس خونه به شما میدن. توی خوابگاه خودگردان هم شما از امکانات رفاهی دانشگاه (مثل غذا) برخوردارید ولی این مدل خوابگاهها معمولن از دانشگاه دورن.
3- خوابگاه غیردولتی (پانسیون): پانسیون صرفن برای دانشجوها نیست و کارمندها و سایر اقشار هم ازش استفاده میکنن. پانسیونها (معمولن) تحت نظر دانشگاه نیستن و توی غذا و سایر امکانات باید دست به جیب خودتون باشید! سایر موارد هم (مثل نظافت، سایر اتاق و...) هم بسته به پانسیونیه که توش هستید. پانسیونها معمولن از دوتا نوع دیگهی خوابگاهها گرونترن و چون امنیتشون تضمین شده نیست، توصیه نمیشن.
داخل پارانتز اینو بگم که هر خوابگاهی معمولن اینترنت، نمازخونه و سالن مطالعه و سالن تلویزیون داره. بعضی از خوابگاهها (بیشتر تو خوابگاههای دولتی) بدنسازی و سالن ورزشی هم دارن. اینم در نظر داشته باشید که 99٪ تختهای خوابگاهها دو طبقه هستن و هر کی زودتر برسه میره رو تخت پایین! ??
شما با چند نفر از اقصی نقاط ایران هم اتاقی میشید. شب رو توی یه جا میخوابید و به نحوی عجیب و غریب به همدیگه عادت میکنید! دوستیهایی که توی دوران دانشگاه شکل میگیرن خیلی پایدارن و ممکنه با هم یه بیزنسی رو شروع کنید و با هم کار کنید. معمولن هم اتاقیهای شما هم رشته شما نیستن و این اتفاق خیلی خوبیه! به این خاطر که میتونید باهاشون راجب رشتههاشون صحبت کنید و ایده بگیرید! و البته لازمه که به این نکته اشاره کنم که هفتهی اول خوابگاهی بودن خیلی سخت و زجر آوره! چون توی محیط متفاوتی و به دور از خونه و خانواده خودتون (اونم یا چند صد نفر غریبه!) قرار میگیرید و این حس طبیعیه! ولی بدونید با گذر زمان به همدیگه عادت میکنید؛ تا جایی که موقع خداحافظی تو آخر ترم چشماتون خیس میشه و یه چیزی گلوتونو قلقلک میده و موقعی که برمیگردید به خونه حس غریبگی با خونه و دلتنگی بهتون دست میده!
اینو همیشه به ذهن بسپرید: دیگران شمارو همون قدر که شما اونارو تحمل میکنید، تحمل میکنن! باید مراعات همدیگه رو بکنید. نه صرفن هم اتاقیها، بلکه هم واحدیها و اتاقهای دیگه. گوش دادن به موزیک با صدای بلند، ملچ مولوچ کردن موقع غذا خوردن، با صدای بلند خندیدن موقعی که دوستاتون خوابن یا دارن درس میخونن بیشعوریه! و بدونید این افراد میتونن به مسئول خوابگاه مراجعه کنن و از اون فرد شکایت کنن. سرک کشیدن توی وسایل دیگران، دزدی، به اجازه استفاده کردن از وسایل دیگران هم همین وضعو داره.
ولی جدای از اینا، دوستیهایی که با هم اتاقیهاتون شکل میدید خیلی پایدارن و دوران شیرینی از زندگی شماست. و البته اینو بدونید که زندگی خوابگاهی (مثل این نوشتهها) فانتزی نیست و قراره کلی به همدیگه فحش (به ویژه فحش قومیتی) بدید.? اگه کالآودیوتی، دوتا، PES و FIFA بلد نیستید،نگران نباشید؛ توی چند ماه توشون حرفهای میشید. معمولن به سبک موزیک هم اتاقیهاتون عادت میکنید و با هم میرید گردش و تفریح. شوخیهای خرکی، پاسور بازی کردن و مسخرهبازی عمدهی وقت مفید شما توی خوابگاه رو تشکیل میده و البته این لالوها عدهای هم پیدا میشن که درس هم میخونن...
معمولن خوابگاهی (یا در حالت کلی دانشجو) شدن به این معنیه که قراره کلی فیلم و سریال ببینید. روایت داریم که اصلن دانشجویی که Friends ندیده اصلن دانشجو نیست! به طور خلاصه شما در طول مدت خوابگاهی بودن یک چیز رو خیلی خوب یاد میگیرید: زندگی [نیمه] مستقل
اینا دارن به افتخار شمایی دست میزنن که قراره فرندز دیدن رو شروع کنید و با این شیش تا کاراکتر زندگی کنید و حسابی بهش معتاد شید! (کسی رو نمیشناسم که قسمت آخر این سریال گریه نکرده باشه!)
همین اول کار به این نکته اشاره کنم که خوابگاه به هیچ وجه رفاه خونهی شمارو نداره! (مخصوصن موقعی که توالت و حمومتون رو با چندده نفر دیگه شریکید ?) بذارید با غذا شروع کنیم.
غذای خوابگاه بَده. در واقع حالت لاکچری غذای پادگانه و (به جز جوجه کباب) بقیهی غذاهاش تعریف چندانی ندارن. برنج بیکیفیت خارجی (و گاهن پلاستیکی!)، کوبیدهای که توش پوست مرغ ریختن (و واسه همین نرمه)، عدس پولویی که عدسش مزه خاک میده و گوشتش ترشه و برنجش بی مزست! انقد بهتون شنیتسل و کوکو میدن که شبیه مرغ میشید! ماکارونیهاش خشکه و استانبولیپلوهاش شمارو میبره به اردوگاه کار اجباری گولاگ در اتحاد جماهیر شوروی! ولی با اینهمه بدی غذاهاش نسبتن ارزونن و هر وعده حدود 700 تا 2000 تومان هزینه داره. صبحونهها هم معمولن به صورت بستههای هفتهای یا دوهفتهای عرضه میشن که توشون تخممرغ، خامه و... داره و هزینش کمتر از 10 تومنه ولی معمولن (متاسفانه) خوابگاهیها عادت به خوردن صبحونه رو ترک میکنن! البته به این نکته هم اشاره بکنم که معمولن کنار غذاها آش، سوپ و سالاد هم میدن.
البته به این نکته توجه داشته باشید که ممکنه که بر اثر فراموشی (یا تنفر) غذایی رو رزرو نکرده باشید. پس باید راههای سیر نگه داشتن خودتونو یاد بگیرید. بیسکوئیت و کیک تا یه مدت شما رو سیر نگه میدارن ولی بعد یه مدت یا باید آشپزی یاد بگیرید، یا باید از بیرون غذا بگیرید؛ باید ببینید کدوم یکیش به صرفهتره. خودتونو برای یه رژیم غذایی پر از نودل، برنج، هاتداگ، بندری، همبرگر، ژامبون (که چهار مورد آخر میتونن آپشن «ویژه» هم داشته باشن که همون اضافه کردن قارچ و پنیره!) آماده کنید! پس یادتون نره: کیترینگها، غذافروشیها، فستفودها و سگپزیای (?) دوروبر خوابگاهتون رو خوب رصد کنید!
و به این نکته توجه داشته باشید که توی اپلیکیشنهایی مثل ریحون، اسنپفود، چنگال و چیلیوری هم غذافروشی با قیمت مناسب پیدا میکنید. جالبه بدونید که این اپها دائم تخفیف میدن و حتمن از این تخفیفا استفاده کنید. اکثر موارد ارزونتر از روشهای بالا در میاد. (اپلیکیشن چنگال کد تخفیف دائمی 30٪ بدون محدودیت داره با کد: chatrbaazan)
نظافت اتاق شما با خودتونه! اگه فرش رو کثیف کردید باید خودتون بشوریدش، غذا نباید بیرون بمونه وگرنه گند میزنه (و اون موقعه که میفهمید که آش هم گند میزنه!)، لباساتونو یا باید خودتون بشورید یا باید بدید توی لباسشویی خوابگاه بشورن و مهمتر از همه، یخچال! اگه یخچال بو گرفته باشه مجبورتون میکنن بشوریدش! پس الکی نباید پرش کنید و نذارید چیزی توش گند بزنه!
و صد البته میرسیم به دعوای اصلی، کی اتاقو تمیز میکنه؟! توی این مورد حتی شورای امنیت سازمان ملل هم نمیتونه کاری کنه و دست خودتونه! فقط این یادتون باشه: اگه الآن تمیز کردنش سخته، پس فردا تمیز کردنش غیر ممکنه! پس خودتونو برای «آدمْ بزرگِ اتاق» بودن و فداکاری و از خود گذشتگی کردن آماده کنید.
اگه یکی توی خوابگاه سرما خورده باشه، کل خوابگاه سرما میخورن! پس حتمن واکسنشو به موقع بزنید. ممکنه یکی از دوستاتون بیمار بشه، باید ازش مراقبت کنید یا ببریدش بیمارستان و به خانوادش اطلاع بدید. پس دقت داشته باشید که: شماره تلفن خانواده و یا آشنای نزدیک هم اتاقیها و دوستاتون رو داشته باشید. اگه بخوام کابوس زندگی خوابگاهی رو در یک کلمه خلاصه کنم، باید به «ساس» اشاره کنم. حشرهای که توی تخت و بالش و... شما تخمگذاری میکنه و تنها راه نابود کردنش سمپاشیه. کوچکترین آسیب جسمی برای انسان نداره ولی اثر روانی شدیدی داره، در حدی که فک میکنید الآن داره رو بدن شما راه میره! احتمال این که در حالت نرمال اتاق شما ساس بگیره کمتر از 1 درصده ولی اگه بهداشت رو رعایت نکنید، این احتمال رو افزایش میدید!
زندگی در خوابگاه دخترانه خیلی به زندگی آدمیزاد نزدیکتره تا زندگی در خوابگاه پسرانه! پس دخترخانومها مطمئن باشن زندگی خوابگاهی اونقدری که برای پسرا سخته برای شما سخت نیست! (البته این ریشه در ذات ما پسرها هم دارهها ولی بگذریم!) ولی در عوضش محدودیت هم دارید. برای مثال شما (منظور دخترها) حق پوشیدن تاپ در محیط خوابگاه رو ندارید (البته تو بعضی از خوابگاهها این هست) و اگه ببیننتون جریمتون میکنن. در حالی که تو خوابگاه پسرونه دیدن یه پسر که فقط یه شرت تنشه و یه حوله انداخته رو شونش داره با دمپایی لاانگشتی پلههارو میره بالا جزو نُرمهای زندگی خوابگاهی به حساب میاد! ولی جدای از این مسائل، (به نظر من البته) زندگی توی خوابگاه دخترانه خیلی خشکتره تا خوابگاه پسرانه. ولی عوضش آرامش خوابگاه پسرانه خیلی (خیلی خیلی ...) کمتره! توی خوابگاه پسرانه هر لحظه ممکنه صدای عربده کشیدن یکی بیاد و این اتاق جواب اربدهی اونیکی اتاق رو بده و... شوخیهای خرکی هم توی توی خوابگاههای دخترانه خیلی کمتره. خوابگاههای دخترانه خیلی تمیزترن و خلاصه این که : زندگی در خوابگاه دخترانه خیلی به زندگی آدمیزاد نزدیکتره تا زندگی در خوابگاه پسرانه!
پ.ن: یه محدودیت خیلی بزرگی که خوابگاههای دخترانه دارن (و من تا چند لحظه پیش خبری ازش نداشتم) این بود که توی خوابگاههای پسرانه معمولن گِیت و در اصلی رو ساعت 12 شب میبندن و صبح ساعت 6 باز میکنن ولی توی خوابگاههای دخترانه، پاییز و زمستون ساعت 9 (و بعضی جاها 8:30 حتی!) و توی بهار و تابستون 10 شب میبندن! (البته من خودم دلیلشو دقیق متوجه نمیشم که چرا؟ اون اتفاقی که شب میافته صبح و ظهر نمیتونه بیفته؟!)

اینا نکاتی بود که به ذهنم رسید. اگه سوالی دارید یا اگه حس میکنید چیزی رو جا انداختم توی بخش نظرات بگید. ممنون بابت وقتتون ??