
این روزا انگار دل و دماغ خیلی کارا رو نداریم.
ذهنمون زودتر از قبل خسته میشه و حوصلهمون کمتره
با این حال، صبح بیدار میشیم، سرکار میریم، کارا رو انجام میدیم، حرف میزنیم… اما اگه کسی ازمون بپرسه که خوبی؟ در جوابش میگیم نه!
راستش لازم نیست خیلی هم توضیح بدیم چرا.
همهمون داریم با هزینههای زندگی سر و کله میزنیم.
آخر ماه که میشه، میبینیم بخش زیادی از پولمون فقط صرف خورد و خوراک، قبضها، رفتوآمد و کرایه خونه شده.
برای خیلیها، حتی برنامهریزی کردن هم سخت شده، چه برسه به تصمیمهایی مثل سفر!
توی این فضا، طبیعیه که دیگه کسی حوصلهی شعارهای تکراری مثل «مثبت باش» و «تو میتونی» رو نداره.
چون فشار مالی وقتی زیاد میشه، روی اعصاب، روی روابط و صبر و حوصله اثر منفی میذاره.
گاهی آدم خودش هم میفهمه تندتر شده، بیحوصلهتر شده… ولی واقعا دست خودش نیست.
حالا وسط این شرایط، حرف زدن از سفر ممکنه برای بعضیها عجیب به نظر برسه یا حتی آزاردهنده باشه
خب حق هم داریم.
وقتی دخل و خرج با هم نمیخونه، کی دلش میخواد حرف سفر بشنوه؟
انگار داری به کسی که درگیر برآورده کردن نیازهای اولیه هست، پیشنهاد یه هزینهی اضافه میدی.
اما گاهی برای کم شدن فشار ذهنی، آدم لازم داره چند روز از فضای کار و روزمرگی فاصله بگیره.
بهش میگن " سفر درمانی"
اما سوال اصلی اینه که با کدوم پول؟
اینجاست که بحث عقلانی بودن سفر معنی پیدا میکنه.
برای همین هم خیلیها اگر بخوان به سفر فکر کنن،
دنبال گزینههایی میگردن که منعطفتر باشه؛
مثلا تخفیف داشته باشه،
آفر داشته باشه،
یا امکان پرداخت اقساطی.
یکی از مجموعههایی که این روزا اسمش بیشتر شنیده میشه، جیمبو هست

انتخابی مناسب برای وقتهایی که آدم میخواد حساب شده جلو بره، شرایط رو ببینه و بدون فشار مالی انتخاب کنه.
شرایط اقساطی و آفرهای jimbo.travel سفر رو برای هرکسی آسون میکنن
پس سفر رفتن عقلانیه، اگه حساب شده و قابل مدیریت باشه