ویرگول
ورودثبت نام
خبرنگار۱۴۰۱
خبرنگار۱۴۰۱آرشیو اخبار گروه رسانه و خبر ، اخبار مرتبط با طرح ملی سلامت ، اشتغالزایی و کارآفرینی - اخبار صنایع - اخبار حقوق بشر - اخبار سازمان استاندارد - اخبار ورزشی - اخبار هنرهای رزمی - اخبار شخصی
خبرنگار۱۴۰۱
خبرنگار۱۴۰۱
خواندن ۳ دقیقه·۴ روز پیش

انتشار ناگهانی «لعنت به صدای سکوت»؛ جرقه‌ای در خاکستر یا آخرین فریاد؟

انتشار ناگهانی «لعنت به صدای سکوت»؛ جرقه‌ای در خاکستر یا آخرین فریاد؟

تهران _ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - خبرنگار ادبیات توسعه// در سکوتی که مدتها بر فضای هنر و اجتماع سایه افکنده بود، ترانه‌ای با عنوان «لعنت به صدای سکوت» که ترانه‌سرایی آن به دکتر حجت بقایی نسبت داده شده، به‌طور غیررسمی منتشر شد و به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود. این اثر، که در سبک ابتکاری دکتر بقایی «نئوسرود اعتراضی» قرار می‌گیرد، بیش از آنکه یک قطعه موسیقی باشد، بیانیه‌ای کوبنده علیه ریاکاری، فقر و سکوت نهادینه شده است.

✓گزارش محتوایی؛ موسیقی کلمات در اوج بحران: ترانه «لعنت به صدای سکوت» از همان ابتدا با یک کلمه سنگین آغاز می‌شود: «لعنت». این کلمه نه تنها به عنوان یک واژه، بلکه به عنوان تم اصلی و ریتم احساسی کل اثر عمل می‌کند. شاعر با استفاده از تضادهای صریح، تصویری تلخ از شکاف طبقاتی ترسیم می‌کند: «نون طلای خشم» در برابر «سفره خالی»، «بوی گرانی» در برابر «صدای درد».

نقطه عطف این ترانه، ارجاعات مستقیم به تجربه زیسته است. شاعر از «مدیر بی‌گناهی» می‌گوید که برای «نهی منکر» هزینه داده و صدای او را بریده‌اند، اما بلافاصله خود را نیز ملامت می‌کند: «به خودم هم لعنت / که ساده بخشیدم / که ایمان رو با ترحم اشتباه گرفتم.» این اعتراف شخصی، بار اخلاقی اثر را دوچندان می‌کند و آن را از یک اعتراض بیرونی به یک تراژدی درونی بدل می‌سازد.

بخشهای پایانی ترانه، با تکرار عبارت «خفه شو لعنتی...! دیگه بسه...»، لحنی انفجاری پیدا می‌کند. این عبارت که در ابتدا صدای بیرونی دیگری است، در انتها به صدایی درونی تبدیل می‌شود که قصد دارد سکوت را بشکند و از زیر خاکستر برود. پایان‌بندی، با تأکید بر «ما خودمون گوشمون رو بستیم، صدامون برید...»، مسئولیت جمعی را نیز یادآور می‌شود، اما در نهایت با این امید که این بار شاید «خودِ حقیقت داره داد می‌زنه»، فضا را برای تفسیر باز می‌گذارد.

✓نقد تحلیلی؛ قدرت لحن و ضرورت بیان: ترانه «لعنت به صدای سکوت» اثری است که جسارت کلامی‌اش را مدیون ترکیب موفق زبان ساده و کوبنده با نمادهای کلاسیک است.

۱. ساختار و لحن (نئوسرود اعتراضی):

انتخاب سبک «نئوسرود اعتراضی» کاملاً به‌جا است. این اثر، با وجود محتوای تند، دارای ریتم و ساختاری است که قابلیت بالایی برای تبدیل شدن به سرودهای جمعی را دارد. وزن کلمات و تکرارها (به‌ویژه تکرار «لعنت» و «خفه شو لعنتی») شبیه به یک مارش یا همخوانی انقلابی عمل می‌کند. لحن، سرد و پر از خشم کنترل‌شده است، اما در لحظاتی مانند «ما هنوز زنده‌ایم… ولی بی‌خون» به وضوح به سوی رنج و درد فرو می‌رود.

۲. ایجاز و تصویرسازی:

دکتر بقایی در تصویرسازی بسیار موفق عمل کرده است. عباراتی مانند:

* «صدای زنجیر روی نون مردم» (تلفیق فیزیکی درد با نیاز اولیه)

* «دروغ رو ریختن تو جام ما / و گفتن، ‘صبر کن، اینم امتحان خدا!’» (انتقاد از تفسیرهای ایدئولوژیک از فقر)

* «لبخنداشون مثل خنجر تیغ» (استعاره‌ای عالی برای تزویر)

این تصاویر، با وجود سادگی، عمق معنایی بالایی دارند و بدون نیاز به پرداختهای شاعرانه طولانی، مستقیماً بر احساسات مخاطب تأثیر می‌گذارند.

۳. پرسش پایانی و مسئولیت:

زیباترین و پیچیده‌ترین بخش ترانه، در اعتراف به نقش خود در سکوت نهفته است. این خودانتقادی مانع از تبدیل شدن اثر به یک بیانیه ساده‌انگارانه می‌شود. هنگامی که شاعر از این می‌گوید که «ما خودمون گوشمون رو بستیم»، مخاطب نیز ناگزیر به بازبینی رفتار خویش می‌شود. این ترانه، تنها فریاد زدن علیه قدرت نیست، بلکه توبیخی است علیه انفعال فردی در برابر ظلم ساختاری.

✓نتیجه‌گیری: «لعنت به صدای سکوت» یک اثر جسورانه، ضروری و در عین حال تراژیک است. این ترانه نماینده نسلی است که خسته از وعده‌ها و تزویرها، تصمیم گرفته است تا سکوت را به آتش بکشد. با توجه به محتوای آن، انتظار می‌رود این اثر در صورت انتشار رسمی با واکنشهای بسیار متفاوتی روبه‌رو شود؛ از حمایت قاطع بخشی از جامعه تا محکومیت از سوی نهادهای رسمی. در هر صورت، این ترانه، با قدرت کلامی‌اش، در زمره مهمترین متون اعتراضی اخیر قرار خواهد گرفت.

+++

ترانه
۴
۰
خبرنگار۱۴۰۱
خبرنگار۱۴۰۱
آرشیو اخبار گروه رسانه و خبر ، اخبار مرتبط با طرح ملی سلامت ، اشتغالزایی و کارآفرینی - اخبار صنایع - اخبار حقوق بشر - اخبار سازمان استاندارد - اخبار ورزشی - اخبار هنرهای رزمی - اخبار شخصی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید