اعتراضات ۸۸ «از ریشه تا تیشه!»



از ماجرای ۹ دی ۸۸ ، ۱۲ سال گذشته و هم اکنون به یک روتین تبدیل شده است.

بعضی از بزرگان و مسئولین، که در سال ۸۸ جزو ساکتین فتنه و یا حتی جریان های نزدیک به فتنه محسوب میشدند، اما حالا در بزرگداشت های ۹ دی سخنرانی می کنند!

اگر یک واقعه را نتوانیم درست روایت کنیم، آن واقعه به ضد خودش تبدیل می شود.

اینها درست مثل کسانی هستند که در انقلاب و جنگ نقش جدی نداشتند اما بعدها مدعی شدند و فضای عمومی مغلوبه شد.

این خیلی مهم است که شما نسل های جوان، این ماجراها را درست ببینید.

ماجرای فتنه ۸۸ فقط این نبود که چند نفر از مسئولین سیاسی کشور از جناح های خاص، زیر بار نتیجه انتخابات نرفته باشند.

اینکه اتفاق جدیدی نبود! در دوره های مختلف هم رخ داده بود که نتیجه انتخابات پذیرفته نشده باشد. مثل مجلس سوم و ششم. یا سال ۷۶ که اصولگرایان خاتمی را نمی خواستند و در ۸۴ جریان اصلاحات، میخواستند رای احمدی نژاد باطل شود. ۹۶ هم جریانی که شکست خورد، نمیخواست نتیجه را بپذیرد.

ماجرا بالاتر از نپذیرفتن یک جناح سیاسی است. ما نباید روح یک ماجرا را نباید فراموش کنیم!

یک عده فتنه ۸۸ را سیاسی، برخی امنیتی و برخی هم فرهنگی می دانند. هیچ یک از اینها هم نادرست نیست، اما فقط این نبود.

اما فتنه ۸۸ نتیجه خودش را در سال ۹۲ و ۹۶ و آبان ۹۸ نشان داد. یعنی یک ماجرایی زیر فتنه بود که کسی به آن توجه نکرد. رهبری در تقابل با فتنه، استراتژی درستی را اتخاذ کردند.

انتخابات ۸۸ یکی از بهترین انتخابات های جمهوری اسلامی بود، از آن جهت که بحث های جدی درمورد آن میشد و مخالفین و موافقین نظراتشان را اعلام میکردند. انتخابات ها از ۷۶ بود که واقعی شد. سال ۸۸ حتی توده های عادی مردم در حال بحث و تحلیل بودند در ۸۸ چند اتفاق مهم افتاد. مردم ما برای رای دادن، نگاه می کنند کدام جناح، حرف تازه ای می زند و از وضع موجود متفاوت است. لزوما درگیر دوگانه اصولگرا و اصلاح طلب هم نیستند.

در ۸۸ صحنه ای جلوی مردم بود که جناح های سیاسی پوست انداخته بودند و شعارشان آشکار شده بود.

یک عده از نخبگان سیاسی، بر توده جوانان دهه ۶۰ سوار شدند تا مطالبات اینها را پاسخ دهند. هر جناحی سعی داشت به نوعی از دردهای مردم سخن بگوید.


مردم به این مسئولین نگاه میکردند.

سیاسیون میگفتند ما این وضع را نمی پذیریم.

شور و حرارت ایجاد می کردند تا توده عادی مردم را به صحنه بیاورند، اما از آن طرف هم بی مسئولیتی وجود داشت.


۲۵ خرداد ۸۸، یک و نیم میلیون نفر جمعیت حوالی میدان آزادی برای تجمع آمده بودند.

مردم از یک طرف، مطالبات انباشته داشتند و از طرفی به برخی مسئولین نظام اعتماد داشتند که شعارهای انقلابی و استکبار ستیزانه می دادند.

از طرفی هم ذهنیت مردم این بود که این جناح های سیاسی، خودشان یک طبقه مرفه شده اند و از مردم دور افتاده اند.

در وقایع سال ۸۸، صدا و سیمای ما در زمینه سیاسی کاملا منفعل بود و بسیار بد عمل کرد. اما در وقایع اخیر، مقداری بهبود یافته است. در همین احوال، تلویزیون bbc فارسی بسیار فعال بود.


اتفاق مهم:

طبقه مسئولین مرفه که قبلا انقلابی بودند، حالا افتاده بودند به برگشت خوردن به شعارها.

و تبدیلش کردند به جذب کردن بدنه ای که یک سری مخاطب داشت.


شعارها:

اگه تقلب نشه، موسوی اول میشه

نفت و دلارو بردن، سیب زمینی آوردن

رای مارو دزدیدن، دارن باهاش پز میدن

منبع شعارها: https://ghiam.ir/?p=624


فضا عادی نبود، بلکه جنگ طبقاتی بود.

از آن طرف، مسئولین سابق نظام، با این گروه تازه رای آورده جنگ داشتند.

از طرف دیگر هم، فضای مطالبات انباشته جوانانی که بی پاسخ مانده است.

از یک طرف، بی مسئولیتی فعالان سیاسی.


آمریکایی ها از هر فرصتی برای براندازی جمهوری اسلامی استفاده می کند‌. برای همین هم روایت امنیتی و سیاسی از این ماجراها کافی نیست. باید ریشه را ببینیم!

ما باید ماجرای بین مردم را حل کنیم.

رهبری می تونست بگوید همه را بگیرند اما چنین کاری نکردند. بلکه با مردم صحبت کردند و گفتند مردم بصیرت داشته باشید! گفتند دانشجو ها و طلاب و ...هر کدام وظیفه ای دارند.


از یک جایی به بعد، اینها وارد حمله گفتمانی شدند و ما هم باید دفاع میکردیم.

ماجرا رفت سمت اینکه تبدیل شد به:

اصل نظام نشانه است / انتخابات بهانه است

دیگر بحث احمدی نژاد نبود. بلکه ریشه را نشانه گرفتند.


اینها روز قدس حرمت شکنی کردند و یک توده مردم از اینها جدا شدند و ما برای اولین بار یک کار بسیجی جدی انجام دادیم.