ساختار دایره‎ای در کارگردانی فیلم/ نگاهی به روما، جنگ سرد، فروشنده و دزد دوچرخه

دو فیلم اول از سمت چپ اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را برده‎اند و دو فیلم سمت راست امسال نامزد این جایزه هستند
دو فیلم اول از سمت چپ اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را برده‎اند و دو فیلم سمت راست امسال نامزد این جایزه هستند

وقتی از سالن سینما بیرون می‎آییم یا تیتراژ آخر فیلم در تلویزیون پخش می‎شود احتمالا فقط نیم ساعت آخر فیلم را به خوبی به یاد می‎آوریم. این مطلب درباره اینکه کارگردان‎ها چه راهکارهایی دارند که طی فیلم، اوایل فیلم را به یاد ما بیاورند. 4 فیلم را در مورد نشانه برای رجعت به ابتدای فیلم بررسی می‎کنیم.

به فیلم روما اثر آلفونسو کوارون نگاهی کنیم. در تصویر بالایی سوفیا را مشاهده می‎کنیم که رفتن همسرش را نگاه می‎کند و دسته‎ای از نظامیان در حال رژه به سمت او می‎آیند. اینجا دقیقا زمانی است که تعادل درام ما به هم خورده است و از این پس شاهد تلاش کلئو و سوفیا برای برقراری تعادل مجدد هستیم. (دقیقه 35)

در تصویر پایین سوفیا و کلئو را مشاهده می‎کنیم که بعد از گذراندن بحران‎ها توانستند تعادل جدیدی را در زندگی خود ایجاد کنند. دوباره دسته‎ای از نظامیان را در حال رژه مشاهده می‎کنیم. نشانه‎ای که ذهن مخاطب را به سمت دقیقه 35 فیلم هدایت می‎کند و تغییراتی که در زندگی کلئو و سوفیا رخ داده را به یادش می‎آورد. در اینجا کارگردان از جمعیت حاضر در بک گراند به عنوان نشانه رجعت به ابتدای فیلم استفاده کرده است.

ببینیم فرهادی در فیلم «فروشنده» از چه تمهیدی استفاده کرده است . تصویر بالا مربوط به دقیقه 4 فیلم است. عماد به فرد دارای معلولیت کمک می‎کند. پسر می‎گوید عینک، عینکم. زن همسایه می‎گوید که من میارمش. عماد پسر را به دوش می‎کشه و از ساختمون خارج می‎شه.

در تصویر پایین مربوط به دقیقه 148 (انتهای فیلم) ، همسر پیرمرد می‎گوید، عینک عینکش یادتون نره. داماد خانواده پیرمرد را به دوش می‎گیره و از ساختمان خارج می‎شود. تکرار عینک و به دوش گرفتن فرد، باعث می‎شه که در انتهای فیلم ذهن ما به ابتدای فیلم برگرده و تمام تحولاتی که عماد دچارش شده است را به یاد بیاره.

استفاده از نشانه برای رجعت به ابتدای فیلم سابقه طولانی‎ای در تاریخ سینما دارد. برای مثال فیلم «دزد دوچرخه» (1948) را ببینید. کارگردان از کلاه استفاده‎ای خلاقانه کرده است. در دقیقه 8 آنتونیو ریچی که شغل جدیدی پیدا کرده است، کلاه را با افتخار بر روی سرش می‎گذارد. در دقیقه 15 ماریا همسرش در اولین روز کاری کلاه را بر سر آنتونیو می‎گذارد و با خوشحالی او را راهی می‎کند. در دقیقه 85 و در انتهای فیلم وقتی آنتونیو به دلیل دزدی دوچرخه توسط مردم دستگیر می‎شود، کلاهش به زمین می‎افتد و برونو، پسرش آن را برمی‎دارد می‎تکاند و به او می‎دهد تا بر سرش بگذارد. این نشانه در دقیقه 85 ما را به یاد حال خوش آنتونیو در ابتدای فیلم و تحولات پس از آن می‎اندازد.

در فیلم جنگ سرد اثر پاوو پاولیکوفسکی نیز این نشانه را در بازگشت به لوکیشن ابتدای فیلم مشاهده می‎کنیم. در دقیقه 77 (اواخر فیلم) به همان لوکیشن دقیقه 5 بازمی‎گردیم و سقف ساختمان مخروبه را از همان زاویه باز مشاهده می‎کنیم.

تاریخ سینما پر از نمونه‎هایی از این نشانه‎هاست که به صورت آگاهانه و دقیق در فیلم قرار گرفته‎اند. فرهادی از این مسئله تحت عنوان «ساختار دایره‎ای در کارگردانی» یاد می‎کند و می‎گوید که رجعت به گذشته یکی از پتاسیل‎های کارگردانی ست. این رجعت باعث درک بهتر فیلم می‎شود و با این تمهید مخاطب دنیای فیلم را خطی جلو نمی‎رود.