فیلم‎های فرهادی واقعا پایان باز دارند؟

آدم‎ها دو دسته هستند. دسته اول فکر می‎کنند اغلب فیلم‎های فرهادی پایان باز دارند درحالیکه دسته دوم مخالف دسته اول هستند. در این نوشته می‎خوانیم که فرهادی خودش جزو دسته دوم است. فرهادی قصه در یک فیلم کلاسیک را اینطور تعریف می‎کند:

قصه مثل یک حوضچه آرامی است که آب آرامی توشه. یک سنگی در این حوض می‎افته و موج برمی‎داره و این آب متلاطم می‎شه. آب می‎خوره به دیواره‎های حوض، موج جدید به وجود می‎آید. این موج‎ها انقدر می‎رن و میان تا انرژی‎شون کم می‎شه و دوباره به حالت عادی برمی‎گردن. این تجسم بیرونی یک قصه کلاسیک است.

در یک فیلمنامه کلاسیک با توجه به نظریات سید فیلد سه بخش آغاز، میانه و پایان وجود دارد. سنگ مورد نظر فرهادی در یک سوم اولیه فیلم وارد ماجرا میشه. البته اغلب فیلم‎های فرهادی بخش آغازین طولانی‎تری دارند.

درباره الی را مثال بزنیم. تعادل اولیه یعنی از ابتدای فیلم تا گم شدن الی. پیامدهای این اتفاق احساسات و کنجکاوی ما را لحظه به لحظه بیشتر می‎کنه تا در بالاترین سطح این احساسات حل معما رخ بده یعنی پیدا شدن جنازه الی.

بعد از این اتفاق احساسات ما کمی آرومتر می‎شود و تعادل (شاید ناپایدار) ثانویه شکل می‎گیره. در یک فیلم خوب، حال ما در تعادل ثانویه با زمان تعادل اولیه کاملا متفاوته. فیلمی پایان باز دارد که در آن حل معما رخ ندهد. فرهادی در مصاحبه با مجله فیلم درباره فیلم فروشنده می‎گوید:

در فیلم‎های قبلی هم پایان داریم. در پایان درباره الی .... جسد الی پیدا می‎شود. در پایان جدایی .... زن و شوهر در دادگاه از هم جدا می‎شوند. این قصه‎ها پایان باز ندارند، موخره باز دارند.

در فیلم‎های فرهادی بخش موخره بعد از حل معما و قبل از تیتراژ پایان اتفاق می‎‏افتد. خود فرهادی در مورد موخره چه می‎گوید:

کاری می‎کند که شما از اون وضعیت عاطفی و احساسی، بچرخید و در انتهای فیلم برید به سمتی که توش فکر کنید. توی درباره الی، جوان (صابر ابر) اومد به بقیه خبر داد که الی مرده و آن‎ها را ترک کرد. ما یک پلان داریم که ساک نامزدش را توی ماشین گذاشته و داره برمی‎گرده تهران. یک پلان داریم که سپیده (گلشیفته فراهانی) توی آشپزخونه نشسته و شبیه یه شکست خورده است و یک پلان داریم که این جمع دارند یه ماشینی را از توی گل می‎کشند بیرون. این سه پلان، پلان‎هایی نیستند که به لحاظ عاطفی ما را تحت تاثیر قرار بدهند ولی ترکیب این سه تا در کنار هم، باعث میشه که بغض را یکم از شما می‎گیره و شروع می‎کنید به فکر کردن.

مشابه پلان‎های چهارشنبه سوری، دادگاه جدایی و اتاق گریم. اگه دوست دارید یک فیلم با پایان باز ببینید فیلم‎های آنتونیونی گزینه‎های خوبی هستند مخصوصا فیلم ماجرا. ماجرا و درباره الی تا بهم خوردن تعادل اولیه شباهت‏‎های بسیار زیادی دارند. در ماجرا هم جمعی دوستانه با کشتی به سفر می‎روند و در میانه راه آنا گم می‎شه. اما بعد از گم شدن آنا، فیلم ماجرا به سمت و سوی دیگه‎ای می‎ره و پایانی کاملا باز تمام می‎شه.