ویرگول
ورودثبت نام
صلاح الدین احمد لواسانی
صلاح الدین احمد لواسانیمن صلاح الدین احمد لواسانی هستم متولد سال 1338_ و یک مالتی پتانسل که همه آثارم در چنین فضایی شکل گرفته است بزودی بیشتر با هم اشنا خواهیم شد.
صلاح الدین احمد لواسانی
صلاح الدین احمد لواسانی
خواندن ۵ دقیقه·۵ ماه پیش

گفت‌وگو با صلاح‌الدین احمد لواسانی | نویسنده، صدا، و رمان‌های چندوجهی

مقدمه:
در دورانی که بیشتر نویسندگان در یک قلمرو مشخص باقی می‌مانند، صلاح‌الدین احمد لواسانی از مرزها عبور کرده و قلم، صدا، تصویر و فناوری را با هم درآمیخته است. او نه فقط روایت‌گر داستان‌ها، بلکه یکی از پیشگامان رمان‌نویسی آنلاین در زبان فارسی است.

فصل اول: احمد؛ نویسنده‌ای که خود را تکثیر می‌کند

مقدمه
در جهان رمان‌های صلاح‌الدین احمد لواسانی، همیشه شخصیتی به‌نام «احمد» حضور دارد. اما این احمد نه تکرار صرف یک شخصیت، بلکه بازتاب‌های متنوع و تکامل‌یافته‌ای‌ست از خود نویسنده. به تعبیر خودش:

«همه شخصیت‌های داستان‌های من احمد هستند، بدون هیچ اغراق. هرچه می‌نویسم، مطلقاً خودم هستم.»

در این فصل، به سراغ منشأ این نگاه، آغاز نوشتن رمان‌های آنلاین، شکل‌گیری شخصیت‌ها و سیر تحولی روایت‌ها می‌رویم.


از رادیو تا هند؛ مهاجرتی با طعم تولید و آرامش

احمد لواسانی تا سال ۱۳۷۶، از چهره‌های شناخته‌شده در رادیو ایران بود؛ نویسنده، گوینده، کارگردان و تهیه‌کننده. اما سال ۱۳۶۷، نقطه‌ای بود که به قول خودش «رادیو خسته‌اش کرد». از این رو، تصمیم گرفت مسیر تازه‌ای را تجربه کند: سفر به هند، نه به‌عنوان مهاجر سیاسی، بلکه با هدف راه‌اندازی یک تجارت در پاسخ به فراخوانی برای تولیدکنندگان خارجی.

او در شهرهای پونا و بمبئی ساکن شد و شب‌ها را در کنار دانشجویان ایرانی در کافی‌نت‌ها و جمع‌های فرهنگی می‌گذراند. در یکی از همین شب‌ها، جرقه یک تحول بزرگ در تاریخ ادبیات دیجیتال فارسی زده شد.


اولین رمان آنلاین فارسی

در آن سال‌ها، یکی از جوانان ایرانیِ ساکن پونا از او خواست نسخه‌ای از رمان قدیمی‌اش با عنوان «قصه عشق» را در اختیارش بگذارد. اما همه نسخه‌های این رمان در جریان انقلاب از بین رفته بودند. برای جبران، لواسانی گفت: «خودم دوباره برایت می‌نویسم.»

و این‌چنین، نوشتن اولین رمان آنلاین فارسی آغاز شد:
رمانی با عنوان نهایی «می‌بینمت که تماشا نشسته‌ای مرا» – برگرفته از شعری عاشقانه، که هم شاعرش و هم نویسنده‌اش خود لواسانی بود.

او فصل‌به‌فصل این رمان را در انجمن‌های آنلاین و گروه‌های نوپای اینترنتی منتشر کرد؛ تجربه‌ای جسورانه در زمانه‌ای که هیچ قالبی برای چنین کاری وجود نداشت. به‌گفته خودش:

«آن زمان کسی رمان را به‌صورت آنلاین و فصل‌به‌فصل منتشر نمی‌کرد. تا آنجا که ره‌گیری شده، این رمان تاکنون بیش از ۸ میلیون بار دانلود شده است.»

صفر انسان: ادامه‌ای از یک خلاقیت پرخطر

پس از پایان آن رمان، پروژه بعدی آغاز شد:
«صفر انسان» – رمانی متکی بر تجربه‌ها و آدم‌هایی که در همان سال‌ها در کنار او بودند. جوانی به نام یزدان نعمتیان کرمانشاهی که همیشه بی‌دریغ به کمک او می‌شتافت، الهام‌بخش شخصیت «پروفسور» در داستان شد.

با این حال، لواسانی تأکید می‌کند که شخصیت «احمد» در رمان «صفر انسان»، درواقع برگرفته از شخصیتی به نام رضا روحانی‌ست؛ دستیار استاد، که وجه دیگری از «خودِ نویسنده» را بازتاب می‌دهد.

«تمام شخصیت‌های داستان‌های من واقعی هستند. اما این‌ها هرگز در زندگی واقعی کنار هم نبوده‌اند. من آن‌ها را بر اساس ساختار دراماتیک کنار هم نشانده‌ام، تا یک رمان واقعی با شخصیت‌ها و داستان‌های متفرق واقعی شکل بگیرد.»


گریه‌های شبانه در خواب؛ تجربه زیسته در رمان

از نظر لواسانی، رمان‌نویسی فقط خلاقیت نیست؛ یک تجربه سنگین انسانی‌ست که تا اعماق روح نویسنده نفوذ می‌کند.
او درباره نوشتن «می‌بینمت که تماشا نشسته‌ای مرا» می‌گوید:

«در زمان نوشتن آن رمان، هر شب در خواب اشک می‌ریختم. متکایم خیس می‌شد.»

یا درباره رمان «باغچه بیدی» که از نظر او کامل‌ترین اثرش است، می‌گوید:

«نشاندن شخصیت‌های مختلفی که هرگز همدیگر را ندیده بودند، در یک باغچه خیالی، دیوانه‌کننده بود. اما به گمانم، باورپذیرترین ساختار ممکن را پیدا کردم.»


واقعیت‌گرایی رادیکال در رمان‌نویسی

نکته‌ شگفت‌انگیز در روایت‌های لواسانی، این است که تخیل در رمان‌های او با واقعیت درآمیخته، اما نه برای فرار از واقعیت – بلکه برای تشدید آن.

او به‌صراحت می‌گوید:

«هرچه می‌نویسم، خودم هستم. اما این به این معنی نیست که رمانم تمام شود یعنی من تمام شده‌ام. احمد در این رمان‌ها تکثیر شده و تا وقتی رمان هست، من هم هستم.»


تجربه آفریقا؛ تحقق یک خیال دیرین

در پایان رمان «باغچه بیدی»، احمد به آفریقا مهاجرت می‌کند و با سرمایه‌ای از یک خیریه، تجارت تازه‌ای را آغاز می‌کند.
جالب اینکه لواسانی در سال ۱۳۹۰ دقیقاً همین مسیر را در زندگی واقعی خود طی کرد. او به تانزانیا سفر کرد تا مقدمات یک تجارت بزرگ را فراهم کند؛ اما با شیوع کرونا، ناچار شد به ایران بازگردد.

«این احمدِ رمان‌ها در زندگی من ادامه پیدا می‌کند. احمدی که خیال می‌کردم در داستان جا می‌ماند، تبدیل به پروژه‌ای زنده شد.»


بیابانگرد: از پیش‌بینی تا تحلیل سیاسی

در کنار داستان‌نویسی، لواسانی نگاهی عمیق به تحولات سیاسی ایران دارد.
او در پیج «بیابانگرد» در اینستاگرام، ۱۱ روز پیش از آغاز اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶، درباره وقوع این اعتراض‌ها نوشته بود. همان‌جا بود که برخی از مخاطبان، او را بیش از یک نویسنده دیدند؛ کسی که می‌فهمد چه چیزی در راه است.


یادداشتی درباره آموزش رایگان و فلسفه رهاسازی

در کنار همه این فعالیت‌ها، او کلاس‌های آموزش رایگان گویندگی و دوبله راه‌اندازی کرد. اما نه به‌سبک رایج. او می‌گوید:

«استادان من از من پولی نگرفتند؛ من را آموزش دادند، نه معامله کردند. پس من هم اجازه نمی‌دهم بابت آموزش، از هنرجویی پول بگیرم.»

برای لواسانی، آموزش یک رابطه انسانی‌ست، نه یک قرارداد اقتصادی.
او نه‌تنها مهارت می‌آموزد، بلکه شاگرد را پس از آموزش «آزاد» می‌کند تا خودش باشد، و خودش بماند.

این نگاه، رگه‌هایی از فلسفه هایدگر را در خود دارد:
آموزش نباید هستی شاگرد را «مشروط» یا «وابسته» کند. شاگرد باید در فرآیند یادگیری، به «بودن اصیل» خود برسد.


جمع‌بندی: احمد ادامه دارد...

در پایان این فصل، نمی‌توان از یک احمد حرف زد. بلکه باید از چندین احمد در لایه‌های زمانی و مکانی گوناگون گفت که هرکدام بخشی از لواسانی‌اند؛ اویی که همواره در حال بازآفرینی، تحلیل، زیستن و نوشتن است.

در نگاه او، رمان تمام نمی‌شود. چون خودش هنوز در حال حرکت است.
نه محصول است، نه پایان. او جریان است.

آموزش رایگان
۰
۰
صلاح الدین احمد لواسانی
صلاح الدین احمد لواسانی
من صلاح الدین احمد لواسانی هستم متولد سال 1338_ و یک مالتی پتانسل که همه آثارم در چنین فضایی شکل گرفته است بزودی بیشتر با هم اشنا خواهیم شد.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید