ویرگول
ورودثبت نام
یلدا
یلدا
یلدا
یلدا
خواندن ۱ دقیقه·۱۹ ساعت پیش

پست اول:

زندگی من یک حلقه داشت. حلقه‌ای که در اون نور بود و گرمایی دلنشین، شبیه به آفتاب صبح که مادر-خورشید دست دراز می‌کنه و به نرمی روی صورتت می‌کشه.

می‌شد اینکه بیرون از این حلقه‌ی نور، چیزهای دیگری هم وجود داره رو از یاد برد.

ولی واقعیت، خودشو به حریم این حلقه تحمیل کرد، به گریبانم چسبید، دست خورشیدو کنار زد و محکم مشت به صورتم کوبید.

من دارم درد می‌کشم.. . ولی گرمای اون نورو هنوز یادمه!

نویسندگینویسندگی خلاق
۰
۰
یلدا
یلدا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید