ویرگول
ورودثبت نام
blue angel
blue angelتموم قصه‌های قشنگ یه "اما" دارن.
blue angel
blue angel
خواندن ۲ دقیقه·۹ ساعت پیش

حقیقت

همان صحنه ی ناگوار تلخ،همان لحظه‌ی خوردن سیلی بر گونه،ریختن ناگهانی سطل آب سرد،مواجه شدن فردی غریبه با هویت واقعی خود،گفتن ناگهانی خبر بد.

تمام این لحظه ها برای توصیف یک موقعیت بود:مواجه کردن فردی مغرور با خود واقعی اش! تصور کنید فردی به صورت ناگهانی آینه ای در جلوی شما قرار دهد و آن آینه نه فقط تصویر ظاهر شما بلکه تصویر باطن شیطانی که عمری او را از دیگران پنهان کرده بودید و تصور می‌کردید هیج وقت دستتان رو نمی شود و همان انسان خیر خواه و مهربان باقی می مانید را نمایان کند و در جمعی که شما همه‌ی آن انسان های بی گناه را فریب داده بودید شخصیت و هویت واقعی‌تان را بر ملا کند. آن لحظه حس انزوا و خشم در شما فوران می‌کند و اگر کودکی خردسال باشید هراس جایگزین خشم می شود؛ اشک از چشمانتان سرازیر و به سرعت به آغوش مادرتان پناه می برید. همه ی این واکنش ها طبیعی است، شنیدن ناگهانی حقیقت هر انسانی را دچار شوک و یا حمله ی عصبی میکند‌ تمام تلاش های این چند سال زندگی تان در لحظه ای نابود می شود. شیطان درونی شما بیدار و از چشمان‌تان قابل رویت است. نگران نیستید زیرا امکان پذیر نیست کسی صحبت های آن فرد مقابل را باور کند او شخصیت منفی داستان است و شما همچنان قهرمان قصه.

سال ها میگذرد و شما هنوز آن فردی که هویت واقعی‌تان را افشا کرده است به یاد دادید و حس تنفر‌ شما آن قدر رشد کرده است که تبدیل به انتقام شده است.

آلبرت انیشتین میگوید: ضعیف ها انتقام می گیرند،قوی ها می بخشند،با هوش ها نا دیده می گیرند.

اما در منطق شما چنینی نظریه ای قابل درک نیست و به راحتی رد می شود.

به نظر شما انتقام غذایی است که سرد سرو می شود و زمانی که آنها شما را فراموش کرده و به سراغشان می‌روید صدای جیغ هایشان قشنگ تر به نظر می آید.

شاید شیطانی باشد اما برای کسی که تمام عمرش را در انتظار انتقام نشسته، منطقی است.

فرض کنید در خیابان، جاده ، بزرگراه ، اتوبان رانندگی میکنید زیاد فرقی نمی‌کند در کدام مکان شلوغ شهر باشید شما دیگر هیچ یک از مردم شهر را نمیبید یا به آنها توجه نمی‌کنید همه ی فکر و ذکرتان فقط شده همان فردی که آینه را در مقابل شما قرار داده است.

در تمام داستان ها آن فرد که از نظر من قهرمان واقعی قصه است از نظر مردم اهریمن است و شیطان واقعی، قهرمان‌.

احمقانه است اما اکثر اوقات داستان اینگونه به پایان می‌رسد.

آب سرد
۱
۰
blue angel
blue angel
تموم قصه‌های قشنگ یه "اما" دارن.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید