امسال با کلی شوق و انگیزه وارد دانشگاه شدم. از قبل میدانستم که قطعاً پای C++ وسط است و اتفاقاً خوشحال هم بودم. هدفم این بود که C++ را از دانشگاه شروع کنم و بعدش مسیر یادگیری را خودم ادامه بدهم.
با خودم میگفتم:
«اینجا قراره پایهام قوی بشه، بعدش خودم میتونم حرفهایتر برم جلو.»
جلسهی اول که وارد کلاس شدیم، اولین شوک را خوردم:
سیستمها خیلی قدیمی بودند. البته نه آنقدر ضعیف که نشود با آنها C++ مدرن کار کرد، اما اصلاً در حد اسم دانشگاه هم نبودند.
با این حال، هنوز امیدوار بودم.
تا اینکه استاد گفت:
«قراره با Turbo C++ کار کنیم.»
همانجا همهچیز عوض شد.

برای اجرای Turbo C++، یک محیط درست کرده بودند که با DOSBox، داس را شبیهسازی میکرد. یعنی عملاً وارد یک صفحهی آبی میشدی که حس میکردی برگشتی به قبل از دوران سیستمعاملهای گرافیکی.
من اصلاً آن دوره را ندیده بودم. حتی به دنیا نیامده بودم!
ولی قبلاً از روی کنجکاوی یکبار داس نصب کرده بودم و تست کرده بودم. برای همین فضا برایم ناآشنا نبود، اما اصلاً انتظار نداشتم در سال 2026 داخل دانشگاه با این محیط درس بخوانم.
من قبل از دانشگاه، کمی C++ دیده بودم. توی سایتها مثل W3Schools مثال میزدم، تمرین میکردم و فکر میکردم بلدم.
اما وقتی همان کدها را داخل Turbo C++ زدم، پشت سر هم ارور میداد.
اولش فکر کردم مشکل از منه.
بعد فهمیدم نه… مشکل از اینه که این محیط اصلاً با استانداردهای امروزی سازگار نیست.
با اینکه درس را پاس شدم، هنوز هم راستش با Turbo C++ راحت نیستم.
یک نکتهی ناراحتکنندهتر این بود که استاد، جلسهی اول شروع کرد به مسخره کردن دانشجوها.
میگفت:
«بعضیها فکر میکنن بلدن، ولی هیچی حالیشون نیست.»
همانجا فهمیدم مشکل فقط نرمافزار نیست.
خود نگاه آموزشی هم قدیمی است.
استادی که خودش سالهاست آپدیت نشده، همان چیزی را درس میدهد که 20–30 سال پیش یاد گرفته.
دانشگاه باید جایی باشد که:
دانش جدید یاد بگیریم
با ابزارهای روز کار کنیم
برای بازار کار آماده شویم
نه اینکه چیزهایی یاد بگیریم که هیچ جای دنیای واقعی استفاده نمیشود.
واقعاً سؤال من این است:
با این آموزشها، فردا قرار است با چی نان بخوریم؟
با همهی اینها، تجربهی خیلی بدی هم نبود.
جالب بود، متفاوت بود، یک جور سفر به گذشته بود.
اما دانشگاه جای نوستالژی نیست.
جای ساختن آینده است.
من تصمیم گرفتم کاری که از Turbo C++ یاد گرفتم را منتشر کنم.
چون میدانم خیلی از دانشجوها:
گیج میشوند
کلافه میشوند
فکر میکنند مشکل از خودشان است
در حالی که مشکل از سیستم آموزشی است.
میخواهم آموزش بنویسم، شاید ویدیو هم بسازم، تا اگر کسی گیر کرد، محتوای من به دردش بخورد.
اگر تو هم مثل من این مسیر را رفتی، تنها نیستی.
منتظر محتواهای بعدی باشید 🌱
بهزودی شروع میکنم.