سفر به آذربایجان

تو پست قبلی در مورد تجربه زندگی ۳ ماهه توی باکو نوشتم که می‌تونید از اینجا بخونید. اما توی این پست میخوام یک سری توضیحات اضافه‌تر در مورد باکو بدم که اگر قصد سفر به باکو را داشتید حتما به دردتون میخوره.


یه عکس از بخش پیشرفته باکو
یه عکس از بخش پیشرفته باکو



واحد پول آذربایجان:

مانات آذربایجان دو سال پیش از یورو و دلارم گرون‌تر بود و جزو پولای قدرتمند دنیا بود حدود ۴۰۰۰ تومن ولی الان ۲۰۰۰ تومنه حدودا ، دلیلش اینه نفت ارزون شد، روسیه هم تحریم شد و بانک مرکزی ش برای اینکه بازار جهانی رو از دست نده مجبور شد خواسته واحد پولی رو تضعیف کنه.


قلعه دختر باکو:

قلعه دختر باکو یکی از آثار ساسانی که به نام Maiden Tower معروفه و هم استفاده نظامی ازش می‌شده هم یه زمانی نیایشگاه زرتشتی‌ها بوده.

معروفترین افسانه‌ای هم که در موردش هست اینه که می‌گن پادشاه می‌خواسته دخترش رو به قهرمان جنگی بده ولی دختره عاشق یک چوپان میشه. پادشاه می‌گه می‌فرستمش به سفر با کشتی اگه رفت و زنده برگشت و پرچم سفید کشتی بالا بود باهاش ازدواج کنه، چوپان رو به سفر می‌فرسته و به خدمه کشتی دستور می‌ده بکشنش. وقتی کشتی بر می‌گرده پرچم سفید پایینه و طرف کشته شده، بالای برج دختر به پادشاه می‌گه تو به قلب من احترام نزاشتی چرا من باید به نظر تو احترام بزارم و پادشاه دختر رو پرت می‌کنه از بالای برج پایین ? از اون به بعد اسم اینجا برج دختر شد.


قلعه دختر باکو
قلعه دختر باکو





آذربایجانی‌ها خیلی کم سیگار می‌کشن (برخلاف ترکا). شیعه هستند ولی زیاد اهمیت نمی‌دن. دخترا اکثرا مدرن می‌پوشن و به خودشون میرسن ولی پسرا زیاد به ظاهرشون اهمیت نمیدن. شنیدم اکثرا هم پسرا بی‌وفا و دخترا وفادارن!

اکثر قشر جامعه یکم تنبلن ، امنیت کشور خیلی بالاست دزدی نیست اصلا. اینجا مهاجرای ایرانی، عراقی و نیجریه‌ای زیاد دیده می‌شن.

شهر کامل داره بازسازی میشه و با سرعت به طرف مدرن شدن میرن.

در مجموع کشوری با امنیت بالا، مردمِ آروم، اقتصادِ رو به رشد و زبان انگلیسیِ ضعیف.




یه نکته جالب راجع به قوانین شهری آذربایجان:

فرض کنید سر چهار راهید و همه جا هم خلوته و سبزه ولی شما فقط حق دارید هرجا جهت تابلو می‌گه برید مثلا امکان داره تو چهارراه فقط راست بتونید برید و بخواید با ماشین برید دو تا چهار راه بالاتر کلی دور خودتون بچرخید، شهر همه‌جاش پر از دوربینه و اگه خلاف کنید بلافاصله جریمه سنگین می‌شید و فرداش باید جریمه رو بدید که اگه ندید روزانه سود میره روش.

حتی برای پیاده‌ها هم همینطوره فقط و فقط عابر پیاده باید باشه که بتونید سبز بود برید، و بارها پیش اومده واسم که دو تا چهارراه رفتم که سمت راست بتونم برم چون اگه برم موقع برگشت تو فرودگاه بابت هر خلاف تو پیاده رویم باید ۸۰ هزار تومن یا ۴۰ مانات بدم و ندم نمی‌تونم خارج شم، البته زیر گذر پیاده هم دارن بعضی جاها و در مجموع میبینی مردمشون خیلی رعایت می‌کنن و اعتراضیم ندارن.


اینجا ایونت ردبول بود. ملت با ماشین‌های ساخته شده خودشون مسابقه می‌دادن
اینجا ایونت ردبول بود. ملت با ماشین‌های ساخته شده خودشون مسابقه می‌دادن


یه توضیحی هم در مورد نحوه رفتنم تا باکو بدم اینو هم بگم که من از مرز آستارا رفتم آذربایجان

اول اینکه ساعت ۸:۳۰ صبح گفتن مرز باز میشه پیاده از قهوه خونه راه افتادیم به اون سمت که نرسیده به مرز، تو خیابون پر بود از قاچاقچی‌های مختلف که جلوت رو می‌گرفتن و می‌خواستن هر جور شده راضیت کنن یه جنس ببری اونور مرز، اکثرشون می‌گفتن این ۳ تا باکس سیگار رو ببر اونور مرز، رفیقمون ازت می‌گیره ۱۰ مانات کاسب می‌شی (۲۰ تومن تقریبا) که پول تاکسیتم در میاد برای رفتن به باکو. از اونجایی که شنیده بودیم بهتره به هیچ عنوان قبول نکنیم چون معلوم نیست توشون چی باشه دیگه قبول نکردیم ولی اونا ول کن نبودن.

خلاصه دم پاسپورت چک یه صف خیل طولانی بود از آذربایجانی‌ها و خیلی خرتوخر و شلوغ بود، اومدیم وایسیم تو صف که یکی اومد گفت شما ایرانید نباید تو صف وایسید دستمونو گرفت برد اون جلو، مرز باز شد هولمون داد، داد زد ایرانین ایرانین! ( فک کنم اولین بار بود که پاسپورت ایرانی واسم غرور آفرین شده بود ? ) رفتیم همه رو هول دادیم سریع دوییدیم جلو، خلاصه رسیدیم به پاسپورت چک همون طرفی که کمکمون کرد سریع رد کنیم اون قسمت رو گفت خب پس من کمکتون کردم بیاید این 3 تا باکس رو ببرید اونور مرز طوری نمیشه بخدا فلان بیسار (هی برگه رو دیوار رو نشون می‌داد که زده ۳ تا باکس اشکال نداره و اینکه هی به نیروهای انتظامی اشاره می‌کرد که ببین اینا هم کاری ندارن آشنام تا اینجا اومدن) خلاصه باز قبول نکردیم و مامورها هم یه نگاه بی‌حوصلگی کردن به پاسپورت و رد شدیم اونور.




صحنه رد شدن از روی رود استارا خیلی قشنگ بود، مرز دقیق روی پل روی رودخونه بود ولی عکاسی ممنوع بود.

اومدیم خارج شیم دیدیم یه صف طولانی‌تر از قبلی شکل گرفته از آذری‌ها. ظاهرا آذری‌ها برای کسب درآمد هر روز یه سری جنس رو از مرز رد می‌کنن.

از مرز که وارد خاک آذربایجان شدیم یکی چمدونمونو قاپید! بعد پلیس وارد عمل شد دعوا و… . فهمیدیم راننده تاکسی‌ها اینجوری مشتری جلب می‌کنن واسه خودشون، چون می‌دونن ایرانی هستید چمدون رو می‌گیرین میندازن تو صندوق و شما سوار می‌شید چون فک می‌کنید چه خر تو خریه.

خلاصه که نفری ۱۰ تا ۱۵ مانات میگیرن معمولا تا باکو بیارن، ما ۳ نفر عقب رو حساب کردیم ۴۵ مانات دادیم ولی به شرط اینکه تو شهر مارو ترمینال نبره ببره دم هاستلی تو باکو که می‌خوایم.

حواستون باشه به راننده‌ها، معمولا می‌گن ۳ - ۴ ساعت طول می‌کشه ولی چون شما خسته‌اید و تو مرز کلی علاف شدید می‌گیرید می‌خوابید اونا هم تو مسیر توقف می‌کنن و به کارای خودشون می‌رسن و می‌بینید 5 ساعت تو راه بودید بجاش.




پس برای رد شدن از مرز زمینی آستارا این نکته‌ها رو در نظر بگیرید:

  • مرز ۸:۳۰ باز می‌شه شب قبل با اتوبوس ساعت ۱۱ از تهران راه بیفتید خوبه، دیرترم باشه باز اوکیه.
  • تو مرز تو صف واینسید بگید ایرانی هستید و همون جلو منتظر بمونید در باز شه و بدون تعارف زور چپون برید جلو!
  • اگر قاچاقچی‌ها ازتون خواستن چیزی رو ببرید اونور مرز قبول نکنید.
  • تاکسی بین ۱۰ تا ۱۵ مانات هست، ولی شما رو ۱۰ مانات پافشاری کنید ، معمولا هم بنزه ماشین‌ها لذا بابت ماشین پول اضافی ندید.


اگر دوست داشتید عضو کانال تلگرام من «بریم سفر» بشید. اونجا هم از سفرهایی که رفتم می‌نویسم.

در ضمن این مطلب از این به بعد در این آدرس آپدیت خواهد شد.