
فلسفه اصلی جمعه سیاه تخفیف بر روی تمامی کالاها است. تخفیفی که باعث ترغیب مشتریان برای رفع نیازهای خود با هزینه کمتر در آستانه سال نو و خالی شدن انبار فروشگاهها با حاشیه سودی کمتر است.
اما در سالهای اخیر رقابت بین فروشندهها به حدی بالا گرفت که مفهومی به نام Doorbuster به وجود آمد. اما Doorbuster به چه معنا است؟ همانطور که میدانید کلمه Door به معنای «در» بوده و کلمه Buster به معنی انفجار یا شکستن چیزی است.
به همین دلیل کالاهای با تخفیف ویژه را Doorbuster نامیدند زیرا این کالاها باعث صف کشیدن مردم پشت درهای فروشگاه شده و حتی در بسیاری از موارد نیز تراکم جمعیت مشتریان باعث شکسته شدن در فروشگاه شد.

جمعه سیاه (به انگلیسی: Black Friday) یا حراج جمعه در آمریکا روز بعد از روز شکرگزاری است که عملاً آخرین جمعه ماه نوامبر بهشمار رفته و آغاز آیین خرید برای کریسمس حساب میشود.
هر چند آمریکای شمالی محل اصلی رخداد این سنت است، اما همچون بسیاری از سنتهای دیگر این منطقه، این سنت نیز به کشورهای دیگر سرایت کردهاست. این روز به قدری اهمیت دارد که فروشگاهها قبل از ساعت ۴ صبح کار خود را آغاز کرده و مردم از همان زمان برای خرید به فروشگاه هجوم میآورند و باید تا قبل از آغاز شب خرید کرده باشند.
در گذشته، قانونی نانوشته بین حسابداران رایج بود. در ترازنامههای خود، اگر صورت سود و زیان آنان منجر به ضرر میشد؛ از جوهر قرمز استفاده میکردند. استفاده از جوهر قرمز رنگ، تنها جهت نمایانتر شدن ضرر در بیلان بود. اما اگر صورت سود و زیان به سود میانجامید، از جوهر مشکی استفاده میشد.
در اوایل دهه ۶۰ میلادی، حسابداران همیشه فردای روز عید شکرگزاری، حسابهای خود را مشکی رنگ میدیدند. این روز سرآغاز موج سود و خریدهای پیش از عید به حساب میآمد. از این رو، بین خود آن را «بلک فرایدی» به معنای جمعه {جوهر} مشکی نامگذاری کردند.
خشونت، جرم و درگیری در جمعه سیاه یکی از دلایلی است که پلیس این نام را برای این روز در نظر گرفته است. که ریشه در قتل ها و درگیری های این روز در فروشگاه های مختلف دارد.

طبق تحقیقات سایت WalletHub , چهارده درصد از کالاهای فروش رفته در این روز قیمتی برابر با روزهای عادی دارند و هفده درصد فروش جمعه سیاه نیز حتی قیمتی بالاتر از قیمت این روز دارند.
رکوردشکنی در بلک فرایدی؛ فروش ۷.۴ میلیارد دلاری در ۲۴ ساعت
از کل فروش آنلاین بلک فرایدی ۲.۹ میلیارد دلار از طریق گوشی انجام شده که نسبت به سال قبل نشان دهنده رشد ۲۱ درصدی است.

درصدهای تخفیف شگفت انگیز و هیجان برانگیز اولین نکته ی بلک فرایدی است که ما را در یک وهم نیاز فرو می برد و در مواجه با محصولاتی که گویا بعد از این روز دیگر توان خریدش را نخواهیم داشت، سریعا میل به نیاز پیدا می کنیم.
نیازی که صرفا برآمده از هیجان کاذب است، هیجانی که توسط بمباران تبلیغاتی در سوشال مدیا و فروشگاه های چند منظوره و زنجیره ای صورت میگیرد.
این حراج که منجر به خالی شدن انبار شرکت های توزیع کننده می شود و کار را برای شرکت های تولید کننده راحت می کند سرآغازیست برای کشورهای دیگری که به تقلید از آمریکا این سنت را اجرا می کنند، تا جامعه خود را به سمت مصرف گرایی ببرند.
مصرفگرایی مشوق یک نظام اجتماعی، اقتصادی است که همواره خرید کالا و خدمات بیشتر را طرح ریزی میکند. این مقوله در اقتصاد عبارت از اتخاذ سیاستهای اقتصادی برای اشاعه مصرف است.
مصرف گرایی اقتصاد را به سمت سرمایه داری میبرد، چیزی که در نگاه اول شاید آنچنان شفاف نباشد اما پر واضح است که مصرف موجب تولید می شود و تولید در اقتصاد لیبرال کاپیتالیسمی موجب تجمیع سرمایه در جیب سرمایه داران می شود و قشر کارگر با رویای رسیدن به سرمایه کار می کند و کار می کند و اما او تنها ابزاریست برای تامین کالای این حراجی ها.
اما این حراج در ایران روی دیگری هم دارد، برندهای بزرگ فروش آنلاین و فروشگاهی با نزدیک شدن به این روز دست به افزایش قیمت می زنند و با دستکاری کردن نمودارهای قیمت قبل محصولات مخاطب را در هیجانی کاذب، به این وهم می رسانند که او باید خرید کند و در غیر این صورت او دچار زیان می شود.
مصرف گرایی موجب ساخت و تولید می شود و این موضوع علاوه بر تاثیرات فرهنگی و اقتصادی موجب ضررهای جبران ناپذیری به طبیعت نیز می شود و البته آنجایی داستان مضحک می شود که تمام این برندها دائما در حال راه اندازی پویش های در مورد محیط زیست و طبیعت هستند و اما در اصل خود آن ها از اصلی ترین تولیدکننده آلاینده های زیستی هستند.

ما در گروه بوریا در مناسبت های مختلف و در شرایط مختلف برای محصولات خود تخفیف های مختلفی گذاشته ایم و اما ترجیح دادیم که در این روز سوار بر موج تبلیغاتی نشویم بگذاریم در شرایطی که واقعا ما را می خواستید، برایتان خلق ارزش کنیم:)