چرا نقاشی مونالیزا انقدر مشهور است؟

به هنر علاقه داشته باشید یا نه، حداقل یکبار هم که شده اسم تابلوی مونالیزا به گوشتون خورده. نقاشی مونالیزا یا لبخند ژکوند معروف ترین تابلوی لئوناردو داوینچی به حساب میاد. این تابلو داخل موزه‌ی لوورِ پاریس نگه داری میشه و پر بیننده ترین و شلوغ ترین بخش موزه، متعلق به همین تابلوئه. درباره این تابلو کتابهای زیادی نوشته شده و کپی های زیادی هم ازش به فروش رسیده. هنوز که هنوزه ازش اقتباس میشه و حتی توی محصولات بازاری و کیچ، مثل پازل و تابلو فرش و غیره داخل خود ایران هم میشه تصویر اونو دید! سوال اینجاست که چرا این نقاشی اینقدر معروفه؟

از لحاظ زیباشناسی تابلوی مونالیزا تمام عنصرهای دلنشین و متناسب که معمولا در نقاشیهای داوینچی هست رو با خودش داره. نورپردازی و سایه گذاری های دقیق، پرسپکتیو دو گانه، ترکیب بندی مثلثی که به کار تناسب داده و از طرفی شکل خاص پرتره که لبخند خاص و مبهمی داره و صورت فاقد ابرو و حتی ابهام در تشخیص جنسیت اون این تابلو رو به تابلویی منحصر به فرد تبدیل کرده. نوع رنگ بندی سردِ منظره‌ی پشت سر، به ابهام در پرتره کمک بیشتری کرده. اگر پرتره ها و تابلوهای اشرافی در زمان رنسانس نگاه کنید، تابلوی مونالیزا تفاوت زیادی با اونها داره و این یکی دیگه از دلایلیه که این تابلو رو خاص کرده. اما همه این دلایل زیباشناسی کافیه که این اثر را اینقدر معروف و مشهور کرده؟ باید بگم که صرفا اینطور نیست و دلیل اصلی شهرت این تابلو داستانهاییه که پشت این تابلو در تاریخ اتفاق افتاده.

بیاید از زمان خلق شدن این تابلو شروع کنیم. داوینچی یک سفارش نقاشی پرتره از یکی از اشراف فلورانس ایتالیا حدود سالهای 1500 میلادی دریافت میکنه که همسر اونو نقاشی کنه. اما بنا به دلایل مبهم و نامعلوم داوینچی تابلوی نقاشی رو به سفارش دهنده نمیفروشه. بعضی ها معتقدند که داوینچی انقدر از این تابلوی خودش خوشش اومده که حاضر به فروشش نمیشه و از طرفی بعضی ها معتقدند که از اثر خودش زیاد راضی نبوده و حتی اونو کامل نکرده بوده اما به هر دلیلی این تابلو رو با خودش به فرانسه میبره و اونو به پادشاه فرانسه در اون زمان یعنی فرانسیس اول میفروشه. بعد از مرگ فرانسیس این تابلو دست به دست توسط اشراف مختلف در کاخ های فرانسه به دیوارها نسب میشده تا اینکه انقلاب فرانسه اتفاق میوفته و خیلی از آثار هنری مثل تابلوی مونالیزا به موزه لوور انتقال داده میشن تا به نمایش عموم در بیان. تا اینجای قصه تابلوی مونالیزا یک نقاشی رنسانسی معمولی از یک هنرمند معروف تلقی میشد اما یه روز ناپلئون در زمان پادشاهی خودش این تابلو رو از موزه به کاخ خودش میبره و اونو به اتاق خودش نسب میکنه. این کار ناپلئون باعث میشه که توجهات بیشتری به این تابلو جلب بشه و بعد از اینکه ناپلئون برکنار و تبعید میشه این تابلو رو به موزه دوباره برمیگردونند و از اون به بعد خیلی از مردم این تابلو رو به تابلوی ناپلئون میشناختند.

تابلوی مونالیزا بعد از دزدیده شدن، در حال برگرداندن به موزه لوور
تابلوی مونالیزا بعد از دزدیده شدن، در حال برگرداندن به موزه لوور

شهرت تابلوی مونالیزا زمانی بیشتر و جهانی شد که در سال 1911 یکی از خدمه های موزه این اثر رو دزدید و با خودش به ایتالیا برد. تا قبل از پیدا شدن این تابلو این خبر در همه جای دنیا سر و صدا به پا کرد و اتهام های ناروای زیادی به افراد مختلف زده شد که از معروف ترین این اتهامها، اتهام به پیکاسو، نقاش مدرن اون زمان بود. در طی ربوده شدن این تابلو کپی های زیادی به عنوان اصل در نقاط مختلف جهان خصوصا آمریکا به فروش رسید و این اتفاق باعث شناخته شدن بیشتر تابلو شد. انگیزه اصلی سارق تابلو این بود که این اثر متعلق به ایتالیاست و باید در ایتالیا هم نگه داری شه. بعد از دستگیری سارق، این تابلو دوباره به موزه لوور برگردونده شد و از اون به بعد حجم عظیمی از توریستها وقتی به فرانسه می‌اومدند علاقه داشتند تا "تابلویی که از موزه لوور دزدیده شده" رو ببیند این روند تا به امروز هم ادامه داره به طوری که حتی مردم دلیل شهرت این تابلو فراموش شده و مردم فقط به خاطر اینکه از زبان بقیه بارها اسم اونو شنیدند دوست داشتند تابلو رو از نزدیک ببیند. این شهرتِ فارغ از ارزش هنری و زیبایی شناسی که مردم رو به مونالیزا جلب میکرد باعث شد بسیاری از هنرمندهای معاصر رو برانگیزه و نقدهای مختلفی از این اثر بکنند. از جمله معروف ترین اونها، اقدام مارسل دوشان هنرمند دادائیست بود. این هنرمند یک کپی از تابلوی مونالیزا رو کشید و روی صورت اون، با دو خط سیبیل گذاشت و اسم تابلو رو هم گذاشت مونالیزای سیبیلو! بعد تابلو رو به موزه برد و جای اونو با تابلو اصلی عوض کرد. هرچند مدت زیادی طول نکشید تا نگهبانها از این موضوعِ جایگزینی مطلع شدند و جای اونو دوباره درست کردند اما این عملیات دوشان مثل بمب توجه مردم زمان رو بیشتر جلب کرد و حتی باعث شد تعصبات و جبه‌های مختلفی در باب این تابلو شکل بگیره. در سال 2005 هم کسی به قصد نابودی تابلو سعی داشت روی اون اسید بپاشه اما فقط قسمت پایینی تابلو خراب شد و سالها طول کشید تا دوباره تابلو رو بازسازی کنند.

مونالیزای سیبیلو اثر مارسل دوشان
مونالیزای سیبیلو اثر مارسل دوشان

همونطور که قبلا هم گفته شد، همه این اتفاقات و داستانهای تاریخی، شهرت این تابلو رو افزایش داده اما بخش ناراحت کننده اینجاست که ارزش هنری و زیبایی اثر به خاطر این شهرت کمتر بهش توجه میشه. اگه گذرتون به موزه لوور افتاد و به سالنی که مونالیزا داخلش نگه داری میشه برید، میبینید که تابلوهای مختلفی در اونجا وجود داره که هم از لحاظ تاریخی و هم از لحاظ هنری و زیبایی شناسی قابل تامل هستند اما بخش عمده و عظیم جمعیتی که در حال سلفی و عکس هستند فقط معطوف به یک تابلوئه: تابلوی مونالیزا