ویرگول
ورودثبت نام
بابک سیمین زرع
بابک سیمین زرعمن در سال ۱۳۷۱ از دانشکده پزشکی به عنوان پزشک عمومی فارغ التحصیل شدم و در سال ۱۳۷۶ در دوره آموزشی هومیوپاتی شرکت کردم و از آن زمان در درمان بیماران از این روش استفاده کردم.
بابک سیمین زرع
بابک سیمین زرع
خواندن ۱۰ دقیقه·۶ ماه پیش

هومیوپاتی چیست؟ افسانه ها و واقعیتها

هومیوپاتی روش درمانی ست که داروهای ان از گیاهان، مواد معدنی، اجزا بدن موجودات زنده مثل حشرات و گاهی بافت انسانی گرفته شده است. نحوه ساخته شدن داروها بدین ترتیب است که ماده اصلی به دفعات رقیق تر و رقیق تر می شود و بعد از هر بار رقیق شدن ظرف دارو بارها تکان داده می شود و باز رقیق کردن و تکان دادنهای متوالی تکرار می شود. در پاسخ به سوال هومیو پاتی چیست باید بگویم؛ ترجمه هامیوپاتی به فارسی "شبیه درمانی" است به این مفهوم که برعکس پزشکی، دارویی به بیمار داده می شود که خود در انسان سالم همان بیماری را ایجاد می کند! در پزشکی این موضوع برعکس می باشد به عنوان مثال برای تب، دارو ضد تب تجویز می شود. البته همانطور که اشاره کردم داروها کاملا رقیق شده هستند.

دارو ها توسط هامیوپات ها قبلا امتحان شدن و علایم ناشی از مصرف هر دارو مشخص است لذا با توجه علایم بیمار پزشک تصمیم می گیرد که از کدام دارو استفاده کند، یعنی به بیمار دارویی را تجویز می کند که در صورت مصرف مداوم و با دوز بالا در انسان طبیعی همان علایم را ایجاد می کند.

چرا جامعه پزشکی در جهان، هومیوپاتی را از نظر علمی قبول نمی کند؟

همانطور که در بالا اشاره کردم دارو های هومیوپاتی بارها و بارها رقیق می شوند داروهایی که در مراحل اولیه تولید می شوند به مقدار بسیار ناچیزی از ماده اصلی در خود دارند ولی با ادامه عمل رقیق سازی به مراحلی می رسیم که عملا چیزی از ماده باقی نمانده و آنچه هست فقط آب خالص است. علت آن، اصلی در علم شیمی است که عدد آواگادرو نامیده می شود. با محاسبات ریاضی در سال 1811 ثابت شده که در مراحل متوالی رقیق سازی به جایی می رسیم که عملا هیچ مولکولی در محلول باقی نمی ماند. این اصل کل هامیوپاتی را به چالش کشید یعنی تمامی دانشمندان اعم از پزشک، شیمی دان و فیزیکدان، هومیوپاتی را جدی نگرفتند. بعنی دارو هومیوپاتی را دارو نما ( پلاسبو ) فرض کردند.

از طرف دیگر پزشکان با اصل شبیه درمانی که فلسفه اصلی هومیوپاتی در درمان است، مشکل داشتند. برای انها قابل درک نبود که چطور می شود تب کسی را با دارویی درمان کرد که خود مولد تب باشد؟

مسیر تشخیص و درمان در هومیوپاتی چگونه است؟

تشخیص در هامیوپاتی کاملا متکی بر گرفتن شرح حال از بیماری است و چندان خبری از ازمایشات و عکسبرداری نیست. معمولا پزشک با بیمار در مورد افکار و احساسات، عادتهای غذایی، سرمایی یا گرمایی بودنش، کیفیت درد ( در صورت موجود بودن )، عوامل تشدید کننده یک علامت یا عوامل بهبود دهنده ان صحبت می کند و معمولا مفصلتر از شرح حال پزشکی است. و تلاش می کند به کمک اکثریت این علامتها و خصوصبات به تابلویی برسد که مشخصه یک داروست.

هومیوپات ها در 250 سالی که از عمر این رشته می گذرد دارو های بسیاری را داوطلبانه روی خودشان آزمایش کردند. آزمایش کننده شاید یک نفر باشد شاید گروهی از داوطلبان، بهرحال انها دارو را با دوزی بسیار بالاتر از انچه که به بیماران داده می شود مصرف می کنند و بعد از مدت زمانی، علایمی در آنها بروز می کند که یادداشت و گرداوری می کنند. مجموعه این علایم تابلو دارو مورد نطر را شکل می دهند که به آن پرووینگ ( Proving ) آن دارو گفته می شود و به هومیوپات های دیگر جهت استفاده ارایه می شود.

هامیوپات بعد از گرفتن شرح حال، علایم بیمار را با یکی از دارو ها تطبیق داده و آنرا برای بیمار تجویز می کند. تجویز یسته به درمانگر شاید بصورت قرص و شاید محلول باشد اما مقدار آن خیلی ناچیز است؛ مثلا یک تا 20 قرص کوچک. نکته قابل توجه اینجاست که درمانگر تلاش می کند تابلو غالب فرد بیمار را تشخیص دهد تابلویی که اکثریت علایم او را در بر بگیرد (معمولا نمی شود همه علایم بیمار یعنی 100% آنرا در یک تابلو مشخص قرار داد ).

پس هومیوپات به علایم مختلف بیمار یک دارو تجویز می کند. این موضوع قدری خلاف روش درمانی در پزشکی است که برای مثال برای تب دارو ضد تب می دهند، درعین حال بیمار درد معده هم دارد که برای آن هم مثلا داروی پایین آوردنده اسید معده تجویز می شود و یک انسولین هم برای دیابت همزمان بیمار.

طب کل نگر

برای این روش، اصطلاح طب کل نگر بکار برده می شود، این تلقی می تواند در مواردی درست باشد اما متعصبینی که خود را طرفدار هومیوپاتی نشان می دهند ولی در واقع با پزشکی مشکل دارند، از آن به عنوان چماقی برای حمله به پزشکی استفاده می کنند وگرنه این جماعت به لحاظ علمی قادر نیستند طب کل نگر را حتی تعریف و یا آنرا توضیح دهند. این واژه فقط وسیله ایی شده برای حمله به پزشکی. در واقع توضیح علمی آن فعلا غیر ممکن است چون حتی مشخص نیست دارو کجا اثر می کند یا مکانیسم اثر چیست. هر چه این جماعت متعصب می گویند فقط فلسفه و فاقد پایه و اصول علمی است. آنچه که فعلا ما می دانیم این است که دارو هومیوپاتی اثر می کند اما چگونگی اش بر ما مشخص نیست.ولی اگر از واژه طب کل نگر درست و غیر متعصبانه استفاده شود مفهومش این خواهد بود که هومیوپات به چند نوع علامت و بیماری، یک نوع دارو داده و آنرا بهبود می بخشد در واقع تمام آنها را بمثابه یک بیماری می بیند.

واقعیتهایی در مورد هومیوپاتی که توسط پزشکان مخالف با آن، نادیده گرفته می شوند

شخص خود من اول بار که در مورد هومیوپاتی شنیدم ان را به اسنهزا گرفتم بعد از سر کنجکاوی آنرا مطالعه کردم. بعدها وقتی بهبودی بیمارانی را مشاهده کردم که یا بخودم مراجعه کرده بودند یا به هومیوپات های دیگر آنرا باور کردم. با ذکر یک مثال می خواهم موضوع را بهتر بیان کنم. سالها قبل یک هومیوپات در شهر ارومیه کودک مبتلا به سرطانی را درمان کرد که بعد از طی مراحل درمانی بسیار، سلامت وی در وضع بحرانی قرار داشت و پزشکان از درمان او قطع امید کرده بودند. بعد از درمان با هومیوپاتی وضع کودک دگرگون شد و بهبود یافت و بهبودی تا چند ماه ادامه داشت من او را یکبار در فرودگاه ارومیه دیدم. سالم و شاداب به این سو و آنسو می دوید اما چند ماه بعد دوباره سرطان او عود کرد و به دارو های هومیوپاتی جواب نداد و فوت کرد.

درمانگر او شخصی خودستا بود و سعی می کرد از هومیوپاتی چهره ایی غیر واقعی بنمایش بگذارد و بیش از حد به پزشکی حمله می کرد. او از بهبودی این کودک نهایت استفاده را برای تبلیغ خودش کرد. بعد از فوت بیمار حمله پزشکان به شخص درمانگر و همچنین هومیوپاتی شروع شد؛ که دیدید با فلان کودک چه کردند...؟! دیدید دست آخر بیمار به چه روزی افتاد...؟؟!!

اگر از مشکلات شخصیتی درمانگر فوق بگذریم آن پزشکان منتقد حاضر نشدند به این موضوعات بپرداند که: درست است بعد از چند ماه هومیوپاتی در مورد بیمار اثرش را از دست داد ولی پزشکی که قبل از این مدت در مورد آن بیمار به بن بست رسیده بود!!! باز هومیوپاتی موفق تر بود و تواتست چند ماه به عمر کودک اضافه کند و کیفیت آن عمر اضافه، بسیار بالا یود کودکی که من دیدم سالم و با نشاط بود و بازی می کرد نه یک کودک رنجور بعد از شیمی درمانی!

درصد موفقیت با هومیوپاتی

دادن یک درصد مشخص غیر ممکن است. هر شخصی برحسب مشاهدات میدانی و تجربیات خودش نظر می دهد. افراد غیر صادق، آمار کاذب خوشبینانه می دهند اما اساتید وارد و با تجربه و با معلومات که در سطح جهانی شناخته شده اند، آمار 60% را برای موفقیت خود ذکر می کنند. تجربه خود من حدود 50% بود؛ به این صورت که 20% از بیماران نتیجه خوبی گرفتند و راضی و خوشحال بودند، 30% هم بهبودی نسبی داشتند یعنی بیماری کاملا از بین نرفت ولی کنترل شد و بیمار به نسبت راضی تر بود و به درمان خودش ادامه می داد.

ذکر این نکته لازم است که بیمارانی که به هومیوپات مراجعه می کنند سرماخوردگی یا یک گلودرد چرکی نیستند که با یک پنی سیلین ساده خوب بشود!! بیمارانی به این روش درمانی مراجعه می کنند که نتوانستن جواب خود را از علم پزشکی بدست بیاوردند و پیش پا افتاده ترین انها بیماری هایی مثل میگرن و آسم است که درمانشان در پزشکی با چالش هایی روبروست. درمان بیماریهای جدی مثل سرطان یا بیماریهای اتوایمیون ( Autoimmune disease ) کار هر هومیوپاتی نیست و تجربه و معلومات زیادی می خواهد، از جمله مشکلات در این بیماریها عود مجدد بعد از مدتی بهبودی است.

بهرحال اگر پزشکان منتقدی هستند که خیال می کنند رسیدن به این حد از بهبودی به علت اثر پلاسبو یعنی دارونما و تلقین بوده است من توصیه می کنم به این نوع بیماران دارونما بدهند و تلقین کنند ببینند ایا می توانند به این درصد از بهبودی برسند؟!!!

هومیوپاتی در ایران

هومیوپاتی از سال 1348 در ایران وجود داشته، پروفسور ژام که استاد دانشکاه تبریز بودند برای اولین بار دوره آموزش هومیوپاتی در ایران یرگزار کردند که تعداد زیادی از پزشکان در آنزمان با این روش آشنا شدند. ایشان حتی از پروفسور پیر اشمیت، که معروفترین هومیوپات جهان در آنزمان بودند دعوت کرده به ایران آمدند و بیماران زیادی را درمان کردند. همچنین می توان از دکتر فرهمندپور نام برد که در دهه 40 در مطب خصوصی به این روش بیماران را درمان می کردند، ایشان کتابی نیز در مورد هومیوپاتی نگاشتند.

در این میان طرفداران متعصب شخصی، او را به عنوان بنیانگذار هومیوپاتی در ایران معرفی می کنند که البته ایشان نمی توانستند بنیان گذار باشند، چون همانطور که اشاره کردم هومیوپاتی از سال 1348 در ایران وجود داشته است. اما نامبرده سخنرانی های بسیاری در ایران انجام دادند و جامعه ایرانی را با هومیوپاتی بمراتب بیش از گذاشته آشنا کردند که کار ارزنده ایی بود. اما ضمن تبلیغ هومیوپاتی، بی دلیل و بگونه ایی غیر منطقی به پزشکی بسیار تاختند که موجب عکس العمل تندی از سوی پزشکان شد که تا حالا ادامه دارد و منجر به آسیب فراوان به هومیوپاتی در ایران گشت و در محیط های دانشگاهی آنرا به غلط در تقابل با پزشکی و علم فرار داد.

نامبرده همچنین ادعاهایی مطرح کردند؛ در مورد اینکه کاندیدای جایزه نوبل فیزیک هستند یا چند سال کارمند و دانشمند ناسا بودند!! که بعدها مشخص شد موسسه نوبل نام کاندیداهای جایزه نوبل را تا 50 سال محرمانه نگه می دارد و منتشر نمی کند حتی به خود این افراد اطلاع هم نمی دهد، لذا چنین ادعاهایی بنظر واقعی نمی رسند.برای مثال الان در تاریخ نگارش این مقاله فقط نام کاندیداهای نوبل فیزیک از 1901 نا 1974 منتشر شده و از 1975 تا کنون فقط نام برندگان جایزه نوبل فیزیک هر سال اعلان شده که ایشان هم جز برندگان نبودند. همچنین مشخص شد نامبرده هرگز کارمند ناسا نبوده بلکه کارمند شرکت های پیمانکاری در خارج از کشور بوده که برای ناسا پروژه های تحقیقاتی انجام دادند، همانطور که برای موسسه هایی از روسیه و کشورهای دیگر هم انجام داده بوده است.

( لینک موسسه نوبل در مورد شرایط کاندیداتوری جایزه نوبل فیزیک و نحوه اعلان آن:

( https://www.nobelprize.org/nomination/physics/

نتیجه گیری

درمان با هومیوپاتی خرافه و افسانه نیست اما مشکل است چون مثل پزشکی نمی توان از آزمایشات و تصویر برداری برای یافتن دارو چندان استفاده ای کرد. مکانیسم اثر آن ناشناخته است تئوری های داده شده در این مورد بیشتر فلسفه است و هیچ نوع شواهد علمی در تایید آن وجود ندارد. از سوی دیگر افرادی غیر صادق ادعاهایی مطرح کردند: که هومیوپاتی علم کاملی است و نیاز به علم دیگری ندارد و دم از معالجه هر نوع بیماری لاعلاجی می زنند، که البته صحت ندارد. برای مـثال بیماریهای ژنتیک با این روش قابل درمان نیست یا تصلب شرائن پیشرفته ایی که ارگانها را گرفتار کرده قابل درمان نیست اما می توان به بدن کمک کرد که فشار خون را بهتر کنترل کند.

پس اگر به دنبال درمان بیماری خود با هومیوپاتی هسنید می توانید امتحان کنید اما حتما ارتباط خود را با پزشک متخصصتان حقظ کنید و داروهای تجویز شده توسط ایشان را آنطور که توصیه کردند مصرف کنید.

هومیوپاتینوبل فیزیک
۰
۰
بابک سیمین زرع
بابک سیمین زرع
من در سال ۱۳۷۱ از دانشکده پزشکی به عنوان پزشک عمومی فارغ التحصیل شدم و در سال ۱۳۷۶ در دوره آموزشی هومیوپاتی شرکت کردم و از آن زمان در درمان بیماران از این روش استفاده کردم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید