
رابطه متقابل ایران و لبنان، محصول تحولات چند دهه اخیر و پسا انقلاب اسلامی نیست! پیش از آنکه نام لبنان با مقاومت گره بخورد و پیش از آنکه ایران و لبنان در یک جبهه سیاسی قرار گیرند، میان خراسانِ بزرگ و جبل عاملِ شامات، میان سبزوار و صور، پیوندی شکل گرفته بود که امروز نزدیک به هفت قرن از عمر آن میگذرد. پیوندی که با یک کتابِ فقهی آغاز شد، با مهاجرتِ فقهای امامیه تداوم یافت و در روزگار کنونی در قامت مقاومت منطقهای ظهور پیدا کرده است.
نخستین فصل این روابط و خدمات متقابل به قرن هشتم هجری بازمیگردد؛ زمانی که قیام سربداران خراسان پس از دههها سلطه ویرانگر مغول، پرچم قیام و مبارزه برافراشتند و خواستار تشکیل دولت شیعه اثناعشری بودند. در دوران حکومت خواجه علی مؤید، آخرین امیر بزرگ سربداران، حکومت برای اداره جامعه که محبان خاندان عصمت و طهارت بودند و نیز برای استقرار پیدا کردن نظم دینی مبتنی بر فقه امامیه به یک دستورالعمل و متن قانونی شرعی نیاز داشت؛ در همین مقطع، شهید اول، محمد بن مکی عاملی، فقیه برجسته جبل عامل، کتاب «اللمعة الدمشقیة» را برای شیعیان ایران و انقلاب سربدار آنان نگاشت؛ اثری که قرن ها و تا به اکنون به یکی از مهمترین متون فقهی حوزههای علمیه تبدیل شد و در ایران تدریس می شود. بدین ترتیب، نخستین خدمت بزرگ جبل عامل به ایران نه در میدان سیاست، بلکه در عرصه اندیشه و تشکیل دولت و نظام سیاسی بر مبنای فقه امامیه رقم خورد.
این ارتباط در سدههای بعد نیز با فراز و فرود ادامه یافت. آثار شهید اول و سپس شهید ثانی در حوزه های علمی شیعی گسترش پیدا کرد و زمینهای فراهم ساخت که با ظهور دولت صفویه به اوج خود برسد. با رسمی شدن مذهب تشیع در ایرانِ صفوی دولت شیعه شاه تهماسب برای تثبیت ساختار مذهبی و حقوقی خود به عالمان برجسته شیعه نیاز داشت و جبل عامل مهمترین خاستگاه این سرمایه علمی بود. از همین رو، گروهی از بزرگترین عالمان شیعه از جبل عامل راهی ایران شدند؛ شخصیتهایی چون محقق کرکی، شیخ بهایی و دهها فقیه و اندیشمند دیگر که در شکلگیری نهادهای علمی- آموزشی و اداری- قضایی ایرانِ صفوی نقش بنیادین ایفا کردند.
اگر تشیع در عصر سربداران از قلم شهید اول بهره برد، در عصر صفوی از حضور مستقیم عالمان جبل عامل برخوردار گشت. آنان در تبیین فقه حکومتی، تربیت نسل جدید فقهای ایرانی، توسعه حوزههای علمیه و حتی پیشرفت علوم مختلف نقشآفرینی کردند. در مقابل، ایران نیز به مهمترین مرکز رشد و انتشار آثار آنان تبدیل شد. از این رو، رابطه ایران و جبل عامل در آن دوران صرفاً یک ارتباط علمی نبود، بلکه نوعی همکاری تمدنی به شمار میرفت که آثار آن تا امروز باقی مانده است.
چند قرن بعد، این پیوند تاریخی در قالبی دیگر احیا شد. در نیمه دوم قرن بیستم و در شرایطی که شیعیان لبنان با محرومیت گسترده و تجاوزات مکرر رژیم جعلی صهیونیستی روبهرو بودند، شهید موسی صدر که ایرانی بود؛ پرچمدار نهضتی شد که هدف آن بازگرداندن عزت و هویت به شیعیان لبنان بود. تأسیس جنبش اَمل و سازماندهی سیاسی و اجتماعی شیعیان، نقطه عطفی در تاریخ معاصر لبنان به شمار میرفت. در کنار او، مصطفی چمران، دارنده دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه برکلی آمریکا، زندگی آرام دانشگاهی را رها کرد و راه جنوب لبنان را در پیش گرفت. شهید چمران دوشادوش شهید موسی صدر به آموزش و سازماندهی نیروهای مقاومتِ جنوب جبل العامل پرداخت و بخشی از زیرساختهای فکری و تشکیلاتی مقاومت اسلامی لبنان را پایهگذاری کرد. سالها پیش از آنکه نام حزبالله در معادلات منطقه شنیده شود، این دو چهره ایرانی درلبنان بذر مقاومت را کاشتند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، فصل جدیدی از روابط ایران و لبنان آغاز شد. اگر در قرون گذشته جبل عامل بخشی از سرمایه علمی و فقهی خود را در اختیار ایران قرار داده بود، این بار ایران در عرصه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی در کنار مردم لبنان قرار گرفت. در دهههای بعد، شکلگیری و تقویت جریانهای مقاومت منجمله حزب الله قهرمان، آزادسازی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، ایستادگی در جنگ ۳۳ روزه و نبردهای سالهای اخیر، نشان داد که این همکاری از سطح روابط متعارف سیاسی فراتر رفته و به یک پیوند راهبردی تبدیل شده است.
رابطه ایران و جبل عامل پیش از آنکه یک ائتلاف سیاسی باشد، یک پیوند تاریخی و فرهنگی است. ما دارای خاطرات مشترک، عالمان مشترک، شهیدان مشترک و آرمانهای مشترک هستیم و به همین دلیل سرنوشت ما نیز از یکدیگر جدا نیست. شیعیان لبنان به وقت سختی و عسرت خون پاک خویش نثار مردم ایران کردند، جفاست اگر در این ایام سختی جان فدایشان نباشیم.
آرش وثاقتی جلال - دانش آموخته کارشناسی ارشد پیوسته حقوق خصوصی، دانشگاه علوم قضایی تهران