متن شماره 2

ی چیزای هست که باید بهش اعتقاد داشته باشیم. من قبل از اینکه وارد این حوزه بشم برام اهمیت زیادی داشتن و دنبال این چیزا بودم ولی وقتی تا ی مقدار خوبی از مسیر رو رفتم و ی سری چیزها رو تجربه کردم، ایمانم برگشت و عوض شدم.

از بحث دور نشیم داشتم میگفتم چیزایی که باید بهشون ایمان داشته باشیم چیا بودن. (تایپ 10 انگشتی خیلی حال میده....YEAY..... آره این وسط هر چی دلم بخواد میگم یکم خلم یا به قول دوستم هممون خلیم)

- چیزی به نام امنیت وجود نداره.

- حریم شخصی هم صرفا دو تا واژه هستن.

- همه، همه چیز رو میتونن بدونن و یا بهش درسترسی داشته باشن.

کسی که از کامپیوتر فقط خاموش روشن کردن رو بلده نخونه چون نمیفهمه.

کسی که یکم کامپیوتر رو میفهمه و کار میکنه باهاش (بازی و برنامه حساب داری نهههه کار تخصصی) ترجیحا با یکی که برنامه نویسه بشینه بخونه و ازش کمک بگیره.

اونی که برنامه نویسه راست کار خودشه بشینه بخونه و بیاد نظر بده که بهتر بشه و نکاتی که یادم رفته رو بگه.

درسته به امنیت اعتقادی ندارم ولی ی سری ها هستن که احترام براشون قائل ام و به عنوان کارشناس امنیت و مدیر امنیت توی شرکت ها دارن کار میکنن و از این جور چیز ها دارن پول در میارن. این دسته هم بیان کمک مطلب خوب بدیم بیرون.

آخرش میریم زیر خاک حداقل ی چیز به ی آدم فهمونده باشیم.

میگن کم بزن همیشه بزن.

فعلا اولشه با متن های کوتاه میرم جلو.

حیف که Tor نیومد بالا رو سیستمم با چه مکافاتی باید توی اینترنت بگردیم. همش تقصیر اونیه که ترانزیستور رو اختراع کرد. اگه نشسته بود نون و ماستشو میخورد الان این کامپیوتر و ارتباط امن و این مزخرفات رو نداشتیم.

"به ...فلانم" رو یاد بگیرین بگین و گرنه بخوای اعصاب خودتو خورد کنی که آی فلان یارو بدون اینکه از من بپرسه شمارم یا آدرس خونم رو پیدا کرده بخوای زندگی کنی، اعصاب برات نمی مونه. هر چیزی شد بگین به فلانم و رد شین. تهش میرین زیر ی وجب خاک.

https://github.com/morabayealbalou/open-notes/blob/master/note-2.txt