می‌شه بهتون تجاوز کنم؟

کاکتوس، فصل یکم، قست سوم

می‌شه بهتون تجاوز کنم؟

صدای حسن و مادرش:

حسن: مامانم اینجوری بهم القا کرده که همه آدمای جامعه آدمای خوبی هستن. خب شاید اگه بهتر می‌تونستن این موضوع رو بهم منتقل کنن شاید نه گوشی من دزدیده میشد نه اعتماد من به جامعه اینجوری از دست می‌رفت.

مرد: این ماجرایی که یکی دو هفته پیش اتفاق افتاد واقعن من رو متاثر کرده، اصلن بذارین این قسمت رو با این داستان شروع نکنیم، چند دقیقه دیگه در موردش حرف میزنیم

زن: حریم خصوصی چیه؟

مصاحبه شونده خانم: بلد نیستم. شاید از یکی دیگه که بلد باشه بخوام که کمک کنه. نمیدونم.

زن: کی مسوول حفظ حریم شخصی افراده؟

مرد مصاحبه شونده: هر کاری بتونیم، کمکی از دستمون بربیاد میکنیم اگه ببینیم یه معلول رو. ولی این بیشتر به عهده شهرداریه. به عهده ارگان‌هاییه که دولتین و بودجه دارن اونا باید کمک کنن و مسائل و مشکلاتشون رو ببینن.

زن: نقش مردم تو رعایت حریم خصوصی همدیگه چیه؟

مرد مصاحبه شونده: اونایی که جبهه بودن و مجروح شدن و تو بیمارستانن میگن ما بیست ساله نه دولت نه مردم هیشکی نمیاد یه سر بزنه ببینه حال ما چطوره. کی باید به داد ما برسه. برخورد مردم تا اون جایی که دستشون میاد باید محبت کنن. حقوق ما بازنشسته‌ها اونقدریم نیست که بتونیم کمک کنیم. کمیته امداد امام خمینی مال همین چیزاست دیگه. به معلولین برسه. بهشون کمک بکنه.

زن: ینی یه تعریف یه خطی نداریم ازش؟

نسیم اسماعیلی: برای ورود بهش باید از شخص اجازه گرفت. چیزی که مربوط به شخص خوده منه وتا من اجازه ندم کسی دیگه اجازه ورود بهش رو نداره.

مرد: محمدجعفر نعناکار تو یه پست ویرگول نوشته بود حریم خصوصی به اطلاعاتی گفته می‌شود که اون اطلاعات می‌تواند در صورت فاش شدن آسیب‌هایی رو به صاحب داده چه از لحاظ روحی و چه مالی و یا جسمی وارد بیارن.

اطلاعاتی مثل وضعیت تاهل، تاریخ تولد، کد ملی، اطلاعات مالی و اعتباری، اطلاعات پزشکی، اطلاعات تماس و مانند اینها که بشه از اون داده‌هایی جدید رو استخراج و یا ازش استفاده تجاری و غیر تجاری کرد

زن: این موضوع خیلی محل مناقشه‌ست، از فیس‌بوک و گوگل درگیرش هستن تا من و تو، حالا فکر کن شرایطی داشته باشی که از نظر اجتماعی هم آسیب‌پذیرتر به نظر بیای، دیگه واقعن هم تعریف سخت می‌شه هم رعایت کردن

صدای الهام: مثلن فرض کنید یک فرد نابینا به دلیل مشکلاتی که وجود داره نمیتونه کارهای بانکیش رو به تنهایی انجام بده و نیاز داره از یک نفر برای انجام امور بانکیش کمک بگیره. مثلن یه فرمی رو بخواد پر بکنه. خب طبیعیه که برای پر کردنش اطلاعات شخصیش رو در اختیاری دیگران قرار بده. یا اگه نامه‌ای براش بیاد و نتونه بخونه مجبور میشه از کسی خواهش کنه که براش بخونه و طبیعتن اون فرد در جریان اطلاعات شخصی فرد نابینا قرار میگیره. متوجه میشه چقدر حقوق میگیره. چقدر تو حسابش پول داره. کد ملیش چنده و مطالب دیگه. یه نکته دیگه که وجود داره اینه که سوال هم میکنن و شما نمی‌تونی بهشون جواب ندی. مثلن شما داری از یه نفر کمک میگیری که یه فرمی رو برات پر کنه و اون در حین پر کردن یه سوالی هم میرسه و طبق فرهنگ ما و طبق نیازی که شما به کمک اون فرد برای پر کردن فرم داری مجبور میشی به سوالش جواب بدی و اینطوری حریم خصوصی خدشه‌دار میشه.

مرد: این صدای الهام یوسفیان بود که از قسمت قبل میشناسینش.

صدای آذین: نکته اول که در مورد حریم خصوصی و افراد دارای معلولیت بنظرم میرسه بحث تکنولوژی هستش. تکنولوژی هنوز اونقدر پیشرفت نکرده که بتونه حریم خصوصی افراد دارای معلولیت رو 100درصد محافظت کنه. مثلا یک شخص نابینا که از نرم‌افزارها و ابزارهای گویاساز استفاده میکنه ممکنه به خیلی از این وبسایت‌ها و اپلیکیشن‌‍‌های موبایلی دست پیدا کنه اما این گویا سازها بعضی اوقات خراب میشن و برای همین باید از فرد دیگه‌ای کمک بخوان که بیان اونو درست کنن. بخاطر همین شاید مجبور بشن پسورد کامپیوتر و موبایل و یه سری اطلاعات شخصی خودشون رو به یه فرد دیگه بدن. یا بحث دولت الکترونیک که الان صحبتش هست و خیلی خدمات دولتی قرار هست که به صورت مجازی ارائه بشه. شاید این برای افراد دارای معلولیت فیزیکی خیلی خوبه بخاطر نامناسب بودن شهر و عدم دسترس پذیری بتونن توی خونه یک سری کارهای دولتیشون رو انجام بدن. اما آیا این وب‌سایت‌ها خدمات کافی رو به افراد نابینا هم میتونن بدن؟ آیا گویاساز دارن؟ آیا فونت اونا و رنگ بندیشون مناسب افراد کم بینا هست؟ یا برای ناشنوایان اینا دسترس پذیر هستن؟ برای افراد دارای معلولیت ذهنی ساده‌سازی شدن؟ باید همه اینا در نظر گرفته بشه تا مطمئن بشیم که یک فرد میتونه بدون کمک گرفتن از کسی از خدماتش استفاده کنه.

مرد: آذین مهاجریان با صدای سرماخورده

زن: بعضی از معلولیت‌ها از زمان تولد وجود داشتن و بعضیای دیگه بعدا به خاطر تصادف، بیماری و یا حتا در اثر خودکشی بوجود اومدن. بنابراین خیلی‌ها یاد گرفتن که چطور با معلولیتشون خو بگیرن و کارهاشون رو خودشون انجام بدن. اکثرشون توی زندگی مستقل هستن و تنها برای انجام کارهای کوچیکی به بقیه نیاز دارن. بنابراین توهین آمیز و آزاردهندس که فکر کنید یه شخص دارای معلولیت نمی‌تونه خیلی کارها رو انجام بده یا همش در تقلا برای انجام کارهاشه

صدای الهام یوسفیان: مورد دیگه در مورد دوستان ناشنواست اونام بخاطر در دسترس نبودن جامعه خیلی وقتا مجبورن از دیگران برای انجام کاراشون کمک بگیرن. مثلا میخوان به یه جایی تلفن بزنن و خودشون نمیتونن صحبت بکنن. چون تو کشور ما امکان مکالمه کتبی وجود نداره. تلفنی که بشه با اونا به صورت کتبی تماس گرفت یا بشه پیام فرستاد وجود نداره. برای همین مجبور میشن از یه نفر خواهش کنن و روی کاغذ مینویسن لطفا زنگ بزن به این اداره مثلا اینو بگو یا به این شماره زنگ بزن قرار رو برای من هماهنگ بکن. و دقیقا همینجا حریم خصوصیشون خدشه‌دار میشه.

زن: تو برخورد واقعی با مثلن یه فرد ناشنوا که نیاز به کمک داره چی کارهایی باید کنیم؟

صدای زن مصاحبه شونده: خب قطعا نمیشنوه مگر اینکه لب‌خونی بلد باشه. من مینویسم براش. توی گوشیم تایپش میکنم براش.

صدای ستایش مهدی‌زاده: این اتفاق یکبار برای من رخ داده. من اولش متوجه نشدم ایشون ناشنوان فقط یه برگه‌ای رو به من نشون دادن. من اول خیلی هول شدم چون نمیدونستم باید چکار کنم. نصف حرکاتی که بعدا بهش فکر کردمو فقط داشتم میگفتم. اشارات دستم بود فکر کنم کمکشون کرد. لحظه آخر یادم افتاد که گوگل مپ رو باز کردم. از روی گوگل مپ بهشون کمک کردم.

مرد: ستایش مهدی زاده تو حوزه فناوری اطلاعات کار میکنه و طبیعیه که از گوگل برای کمک کردن کمک بگیره

صدای آذین: نکته بعدی که میخوام بهش اشاره کنم اینه که بسیاری از این تکنولوژی‌ها که برای بالا بردن حفاظت از اطلاعات شخصی ما بکار میره. مثل دو مرحله‌ای کردن پسورد ایمیل استفاده از اینا ممکن برای افراد دارای معلولیت سخت باشه بطور مثال اینکه شما فقط سی ثانیه فرصت داشته باشید که یه کدی که گوگل براتون فرستاده بزنین تا بتونین حفاظتتون روببرید بالا خب برای یه فرد نابینا که قراره گویا ساز براش بخونه و دوباره برگرده و دوباره همه این مراحل رو بخونه براش خیلی دشوارتره و ممکن هیچ وقت نتونه که اینکارو انجام بده.

مرد: آذین محقق حوزه افراد دارای معلولیته و همچنان صداش سرماخورده‌س

زن:همیشه این پیش فرض رو داشته باشید که فرد می‌تونه کاری که تو دستشه رو خودش انجام بده.

مرد: حتا در مورد افرادی که معلولیت ذهنی دارن هم این پیش‌فرض رو داشته باشیم؟

صدای الهام: این وسط اون گروهی که از همه بیشتر مشکل دارن افراد دارای معلولیت ذهنی و افراد دارای معلولیت روان هستن. چرا که جامعه بخاطر کلیشه‌هایی که وجود داره فکر میکنن این افراد قادر نیستن برای زندگی خودشون تصمیم بگیرن و باید کاملا تحت کنترل بقیه باشن وبخاطر همین موضوع اصولا کسی به اینکه به حریم خصوصی این افراد احترام بزاره اصلا فکرهم نمیکنه. در صورتی که اینها هم به اندازه بقیه حق دارن که به حریم خصوصیشون احترام گذاشته بشه. میتونن برای مسائل خصوصیشون تصمیم بگیرن. اگرم احتیاج به کمک داشته باشن این کمک باید در حد نیاز با رعایت حق و حقوقشون باشه و نهایتن تا جایی که امکان داره بتونن برای زندگیشون خودشون تصمیم بگیرن. من فکر میکنم که مشکل حریم خصوصی یه مشکل فرهنگی در جامعه ماست برای همه و مثل اغلب مسائل که وقتی یه مشکل در کل جامعه وجود داشته باشه افراد دارای معلولیت بیشتر از همه تحت تاثیر قرار میگیرن. دراین موردم بیشتره ما ایرانیا مشکل احترام گذاشتن و احترام گذاشته شدن به حریم خصوصی رو داریم و افراد دارای معلولیت هم بیشتر از بقیه.

صدای محمد جودی: محمد جودی هستم. مدیر گروه حقوقی برابری مطلق. فعال هستیم در زمینه حقوق افراد دارای معلولیت. دانشجوی سال آخر حقوق هستم. یه سری رفتارهایی میکنن مثل نچ گفتن که آزار دهندست یا مثل اینکه رد میشن میگن خدایا شکرت. خب این رفتار الزامن رفتار زشتی نیست ولی باعث آزار افراد دارای معلولیت میشه. یه مساله‌ای هست که خیلی باعث رنجش افراد دارای معلولیت میشه برای خودم پیش اومده اینه که خیلی افراد حس میکنن افراد دارای معلولیت فقیرو محتاج هستن. وقتی از کنارشون رد میشن بارها شده حتی به خوده منم اومدن یه پولی دادن. اینکار اصلا درست نیست. این افراد مثل بقیه مردم ممکن مشکل مالی داشته باشن ولی این طرز برخورد که بخوان مثلن صدقه‌ای به یکی بدن اصلن رفتار درستی نیست. خیلی باعث آزار این افراد میشه.

زن: ممکنه کسی که معلولیتش بعدها و بخاطر تصادف یا هر دلیل دیگه بوجود اومده بیشتر از کسی که از بدو تولد معلولیت داشته به کمک احتیاج داشته باشه. با این حال باید همیشه قبل از این که فکر کنید کسی بهمون نیاز داره، منتظر بمونید که ازتون کمک بخواد.

صدای مادر حسن: من سره کارم بودم که حسن خیلی پریشون با من تماس گرفت و گفت که مامان گوشیمو زدن. من نگاه کردم دیدم که با شماره فردی دیگه تماس گرفته که معمولا این کارو نمیکنه. گفتم چی شده؟ خیلی پریشون بود من کاملا این پریشون حالیش از پشت تلفن حس میکردم.

مرد: وای یاد این ماجرا می‌افتم عصبی میشم باز، ولش کنیم الان بذار آخر پادکست گوش میکنیم چی بوده داستان

صدای الهام: یه مثال دیگه. یه فرد دارای معلولیت جسمی که مثلا برای رفتن به محلی احتیاج به کمک داره و یا برای انجام کاراش نیاز به کمک داره و اون فرد خواه ناخواه در جریان مسائل شخصیش قرار میگیره. یکی از موارد مثلن مراجعه به پزشک. شاید خیلی وقتا شما یه مشکل پزشکی داشته باشین و نخواین کسی بدونه مشکل شما چیه. وقتی که نتونید بدون کمک به مطب پزشک مراجعه کنید مجبور میشین یه نفر رو با خودتون ببرین و اون فرد در جریان نوع و علت و سابقه پزشکی شما قرار میگیره.

مرد: دیروز مولود یه موضوعی رو برام تعریف کرد فک کنم خیلی مختصر و مفید نشون میده ماجرا از دید یه فرد دارای معلولیت چه شکلیه. یه روز داشته از خونه می‌رفته بیرون. سر کوچه وقتی میخواسته سوار ماشین بشه. مرد همسایه یهو میره سمتش بازوش رو میکشه و میگه: بیا من کمکت کنم سوار ماشین شی. چند قدم که باهاش میره، یهو مرده قدماش رو تند میکنه، مولود هم هول میشه و میفته زمین.

زن: اگه قرار بود بیفته که خودش بلد بود بیفته! این آقای همسایه عملن هم نمیدونسته چجوری باید بفهمه کسی که معلولیت داره کمک نیاز داره یا نه و هم بلد نبوده به کسی که معلولیت داره کمک کنه

صدای نسیم اسماعیل زاده: دانشجوی روانشناسی هستم. بین اطرافیانم نه اما یک همکلاسی دارم. کم‌بینایی دارن. فکر میکنم مثلا برای کسی که نابیناست حتی این زل زدن با اینکه اون نمیبینه ولی جزو حریم خصوصیشه. چیزی که برام زیاد میگفت این بود که با آدما دارم حرف میزنم و متوجه نمیشم که اون رفته و اون شخص هم نمیگه و میگفت یه مدت زمانی دارم حرف میزنم با خودم در صورتی که اون آدم نیست. خیلی از این بابت ناراحت بود. یا میگفت یه جاهایی من خودم میتونم برم ولی آدما سعی میکنن کمکم کنن که از این بابت هم ناراحت بود.

مرد: من میگم موضوع فراتر از این حرفاست، یه طرز فکره، یه نگرشه، باید به کسی که معلولیت داره، مثل سایر مردم احترام گذاشت. بهشون به چشم یک انسان نگاه کنیم نه به چشم کسی که کمبود و نقصی داره. سعی کنیم روی شخصیت فردی و توانایی هاش تمرکز کنیم.

صدای زن مصاحبه شونده: انقد ازشون نپرسن مریضیت چیه. نگاهش نکنن. نپرسن دارو چی مصرف میکنی. هی نگن مام تو فامیل یکی داریم اینجوریه. بنظرم کلامی و نگاه.

صدای محمد جودی: یه سری سوالات که بعضی وقتا باعث ناراحتی این افراد میشه. مثلا بیشتر میخوان وارد مسائل خصوصی افراد بشن. براشون سوال برانگیزه واز نظر من ایرادی نداره ولی باعث ناراحتی بعضی دوستان میشه. مثلا اینکه کارای شخصیت چیکار میکنی؟ ازدواج. شغل. وارد مسائل خصوصی میشن که بعضی ناراحت میشن.

صدای سارا امیری: معلولیت جسمی و حرکتی دارم. یادم چند سال پیش تو محرم یه خانمی کنارمن نشستن و به من زل زدن. بعد با من صحبت کردن و همش دلسوزی میکردن. میفت آخی. الهی. هی معلولیتمو به رخم میکشیدن. با ترحم. من بغض کردم. جالب‌تر اینکه ایشون داشتن با خانمی که کنارش بود پچ چ میکرد و درباره من میگفت. هیچی نگفتم ولی یادمه وقتی رفتم خونه خیلی گریه کردم. معلولین بدشون میاد که بهشون ترحم بشه.

مرد: اگر لازمه که حتما از معلولیت کسی اسمی ببرید، بهتره از خودش بپرسید که چه اصطلاحی رو ترجیح می ده و از همون استفاده کنید. کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت رو هم اگه مطالعه کنین دید خیلی خوبی میده بهمون که نگرش درست چیه

صدای مولود: من حتی تجربه کنفرانس و سخنرانی هم دارم. اصلا استادای جوونتر همشون خیلی با حوصله بودن. اونا من رو حتی تو پرسش پاسخ های کلاسی هم شرکت میدادن.

به این صدا خوب دقت کنین، صاحب این صدا یه شاعر و نویسنده فوق‌العاده‌س که تحقیقیات مطالب کاکتوس رو انجام میده و متن این پادکست رو هم ایشون نوشته، این صدای مولود مولویه

زن: مثلا یکی از چیزایی که خیلی برای خود من آزار دهندس، پرسیدن این سؤالاست که چرا تنها میری و میای؟ خانوادت کجان؟ چرا همراه نداری؟ یا ازم همیشه می‌پرسین چی شد که اینجوری شدی؟ مگه من چجوریم اصا؟

مرد: به نظرم اگه بتونیم خودمون رو جای یه فرد دارای معلولیت بذاریم، فهمیدن این که باید با یه شخص دارای معلولیت چطور برخورد کرد، آسونتر میشه. به این فکر کنیم که دوست دارید مردم باهامون چطور رفتار کنن و چطور حرف بزنن.

زن: با افراد دارای معلولیت باید درست مثل سایر مردم برخورد کرد. با همکار جدیدمون که معلولیت داره همونطوری رفتار کنیم که با سایر همکارامون رفتار می‌کنیم. هیچوقت به یه فرد دارای معلولیت خیره نشیم یا با ترحم و دلسوزی باهاش رفتار نکنیم

صدای محمد جودی: باعث تعجبشون میشه. چون معمولا این افراد زیاد در جامعه حضور ندارن و این خودش معظلیه. این حضور نداشتنه باعث میشه برای چشم افراد ما خیلی عادی جلوه نکنیم. ما دیگه عادت کردیم به این تعجبای مردم. عادی باهاشون رفتار میکنیم.

مرد: روی معلولیت تمرکز نکنیم. اصلن چیز مهمی نیست که معلولیت کسی رو کشف کنیم. نه جایزه میدن بهمون نه تو کنکور ازش سوال میاد. تنها نکته مهم اینه که باهاش مثل بقیه رفتار کنیم، مثل آدمای غیرمعلول باهاش حرف بزنیم.

صدای سارا امیری: مثل کشورای اروپایی با ما مثل آدمای عادی رفتار بشه. وقتی میبینن مارو زل نزنن. یا وقتی میریم دنبال کار همش نگن این معلول این نمیتونه. ما رو مثل آدمای دیگه بدونن.

زن: من فکر میکنم خیلی احمقانه است که براساس توانایی یا معلولیت کسی رو قضاوت کنیم. مثلا اینطور فرض کنیم که مردمی که شرایط یا معلولیت خاصی دارن هیچوقت نمی‌تونن به چیزی برسن یا چه میدونم، شغلی به دست بیارن و خوش باشن، مسافرت کنن یا حتی روابطی داشته باشن و ازدواج کنن و بچه دار شن.

مرد: متاسفانه افراد دارای معلولیت می‌تونن طعمه آسون و در دسترسی برای قلدری، سواستفاده، جرم‌های وحشیانه، رفتار ناعادلانه و تبعیض باشن. قلدری، سواستفاده و تبعیض از هر نوعی، اشتباه، ناعادلانه و غیرقانونیه. من، شما و دیگران حق داریم که همیشه در امان باشیم و محترمانه، با مهربونی، عادلانه و با صداقت باهامون برخورد بشه. هیچکس لایق قلدری، سواستفاده، جرم‌های وحشیانه و رفتار ناعادلانه از هر نوعش نیست.

صدای الهام: از نظر حقوقی شهروندان دارای معلولیت هم مثل بقیه حق دارن که به حریم خصوصیشون احترام گذاشته بشه و ارتباطات و مکاتبات و رفت وآمد و اطلاعاتشون، در امان باشه از تجسس و مداخله افراد بدون اجازه اونا. مگر اینکه قانون اجازه بده. ما در کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت که دولت ایران هم بهش پیوسته در ماده22 کنوانسیون تصریح میکنه که هیچ کسی رو نمیشه به دلیل معلولیت حالا هر معلولیتی که هست از داشتن حریم خصوصی و احترام به اطلاعات و ارتباطاتش محروم کرد. صرف نظر از محل زندگیش و شرایطش. واقعیت اینه که محرومیت از دوتا حق باعث میشه که افراد دارای معلولیت با مشکلات زیادی در زمینه حریم خصوصی روبرو بشن. یکی دسترس پذیریه و دوم زندگی مستقل و حضور در جامعه.

مرد: تو ماده 3 اصول کلی کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت اشاره خوبی به این موضوع میکنه و میگه احترام به منزلت ذاتی، خود مختاری فردی از جمله آزادی انتخاب و استقلال افراد، ‎ عدم تبعیض، ‎ مشارکت کامل و مؤثر و ورود در جامعه، ‎ احترام به تفاوت‌ها و پذیرش افراد دارای معلولیت به عنوان بخشی از تنوع انسانی و بشری، ‎ برابری فرصت‌ها، ‎ دسترسی، ‎برابری بین زن و مرد، ‎ احترام به ظرفیت‌های قابل تحول کودکان دارای معلولیت و احترام به حقوق کودکان دارای معلولیت در جهت حفظ هویتشون دارای اهمیته.

صدای آذین: نکته آخر، داستان حقوقی این ماجرا هستش که حتی در قانونی که جدیدن به تصویب مجلس هم رسیده حتی در اونجا اشاره‌ای به حفاظت از حریم خصوصی این افراد نشده. این افراد هیچ‌ گونه ضمانت حقوقی ندارن. برای اینکه اگه یه روز حریم شخصیشون مورد تعرض قرار گرفت باید چکاری انجام بدن.

مرد: بله، آذین همچنان صداش سرماخورده‌س

زن: یاد بگیریم با افراد دارای معلولیت کاملا عادی برخورد کنیم. مثلا برچسب‌ها و اسم‌های تحقیرکننده صورت خوشی ندارن و وقتی با یه فرد دارای معلولیت حرف می‌زنیم نباید ازشون استفاده کنیم. این که یه نفر رو با معلولیتش بشناسیم و یا بهش برچسبی بزنیم که توهین آمیزه (مثل فلج، چلاق یا معلول) بی احترامیه و می‌تونه خیلی راحت به شخص، آسیب بزنه. همیشه حواسمون به چیزی که می‌گیم باشه.

صدای حسن و مادرش:

مادر: من سر کارم بودم که حسن با من پریشون تماس گرفت و گفت مامان گوشیمو زدن. من نگاه کردم دیدم که از شماره فرد دیگه‌ای تماس گرفته. کاری که معمولا نمیکنه. گفتم چی شده؟ گفتش که یه آقایی به من گفت گوشیتو بده من زنگ بزنم به مادرم و من گوشیمو از حالت گویا که برای نابینایان دستورات صوتی صادر میکنه درآوردم و دادم دستش. بعد یه دفعه متوجه شدم این آقا نیستش. به شدت متشنج بود حالش. من حس کردم اگه دیر بهش برسم ممکن تشنج کنه چون تا حالا همچین اتفاقی رو تجربه نکرده بود.

حسن : حسن محمد خانی هستم 20ساله. من جلوی دره محل تحصیلم براش صوتی رو از کار انداختم و بهش گفتم من نابینا هستم و با یه سری سیستمای خاصی کار میکنم و این سیستم نباشه نمیتونم باهاش کار کنم. گفتش عه چه جالب! من گوشی رو بهش امانت دادم ایشون در امانت خیانت کردن. گوشی منو دزدید و از نابینایی من سو استفاده کرد. من پیامی که به بچه‌های نابینا میخوام بدم اینکه اصلا فکر نکنن که بخاطر نابینایی ممکن بهشون رحم بکنن. اصلا اینجوری نیست. من با این طرز فکر بودم که تونستن از من دزدی کنن. اینجوری بودش که من به دیگران اعتماد کردم.

مادر: من این موضوع رو توی توییترم به صورت درد دل نوشتم. نوشتم که یه نفر اومده از پسر نابینای من درخواست کمک کرده و گوشیش رو پسرم در اختیارش گذاشته و این فرد گوشی رو برده. برای حسن توضیح دادم بیشتر از 500 بار شاید بیشتر این توییت من ری‌توییت شده و بیشتر از دویست سیصد هزار نفر بازدید کننده داشت و فقط یک نفر زیر این پست با الفاظ خیلی نامناسبی نوشت این گوشی بدرد این آدم نمیخوره. بهتره که برسه به همون دزده. براش توضیح دادم که خب ببین سیصدهزار نفر خواننده دو سه خط درد دل مادرت فقط یک نفر پیدا شد که منفی نوشت جامعه هم همینطوره.

مرد: طبق روال قسمت‌های قبل از کسایی که به ما کمک کردن تا تونستیم کاکتوس رو به دستتون برسونیم تشکر میکنیم.

تشکر مرد: سارا حلم‌ زاده که از طرف آپارات امکانات خیلی خوبی در اختیار ما گذاشت و به زودی اتفاقات جذابی هم تو آپارات میفته، حسین نوروزی که لطف کرد ما رو توی توییتر معرفی کرد، محمدرضا دشتی که مشاوره خیلی خوبی بهمون داد، محمد واعظ که تیزر معرفی کاکتوس رو ساخت و مسلم ابراهیمی که اجازه داد از فونت‌های زیباش در کاور کاکتوس استفاده کنیم. و یه تشکر ویژه هم بکنیم از خانم پریسا کبیری.