آیا ارزیابی فنی هنگام سرمایه‌گذاری بی فایده است؟! (بخش دوم)

در بخش قبل، به توضیح کلی ارزیابی فنی پرداختیم. در ادامه بررسی خواهیم کرد که آیا در روال تملک لازم است ارزیابی فنی انجام شود یا نه.

بعضی افراد معتقدند که ارزیابی فنی در روال ارزیابی کلی یک تیم فنی کاری بیهوده است و تنها باعث هدر رفتن زمان افراد می‌شود. برای نمونه می‌توان به این پست وبلاگ که نویسنده آن یک مهندس نرم افزار و از پایه‌گذاران یک شرکت سرمایه‌گذاری جسورانه است، اشاره کرد. در ابتدای تاسیس این شرکت، معتقد بودند که تجربه کاری ایشان به عنوان یک مهندس نرم‌افزار می‌تواند مزیت رقابتی شرکتشان هنگام تصمیم‌گیری باشد ولی پی‌ می‌برند که این تفکر اشتباه است. چرا؟!

  • وارد شدن به جزییات فنی بی‌فایده است چون نسخه‌های اولیه یک محصول، معمولا prototype هستند و از عمد جوری نوشته می‌شوند که نیاز به دوباره نوشتن یا refactor سنگین در آینده وجود دارد.
  • رساندن محصول به دست کاربران اولویت اصلی است و حتی بزرگترین مهندسان نیز از میان‌برها استفاده و بدهی‌های فنی ایجاد می‌کنند تا محصول هر چه سریعتر به دست مشتری برسد.
  • امکان توسعه و افزایش مقیاس(scale) بسیار اهمیت دارد ولی طراحی محصول برای مقیاس‌پذیری زیاد از روز اول درست نیست.
  • نقش CTO در ابتدای کار مبهم و نامشخص است و در طول زمان تغییر خواهد کرد.

علاوه بر این، امروزه بیشتر استارت‌آپ‌ها از ابزار SaaS، زیرساخت‌های ابری و APIها استفاده می‌شود و اکثر ایده‌ها ریسک فنی بالایی ندارند(آیا در کشور ما هم به همین شکل است!؟). هم‌چنین علت شکست استارت‌آپ‌ها عمدتاً چیزی غیر از مسائل فنی است(شکل زیر).


دلایل اصلی شکست استارت آپ‌ها(منبع: این مقاله)
دلایل اصلی شکست استارت آپ‌ها(منبع: این مقاله)


از سویی دیگر، بعضی معتقدند که هنگام خرید یک ملک یا خودرو افراد از یک کارشناس برای بررسی دقیق و دریافت نظر یک فرد حرفه‌ای کمک می‌گیرند. چرا هنگام تملک یک شرکت چنین ارزیابی انجام نشود؟ یک فرد حرفه‌ای و با تجربه می‌تواند به مسائلی پی ببرد که دیگران متوجه آن‌ها نخواهند شد.

با توجه به بالا بودن نرخ شکست استارت‌آپ‌ها، ارزیابی فنی می‌تواند به کاهش ریسک و هدر رفتن سرمایه کمک کند. هم‌چنین می‌تواند به سرمایه‌گذار کمک کند تا متوجه شود که این تیم می‌تواند وی را به اهداف تعیین شده خود برساند یا نه. علاوه بر این، در این روال می‌توان پی برد که چه نقاط قوتی در این تیم وجود دارد که می‌توان آن‌ها را تقویت کرد و از آن‌ها بهره بیشتری برد و یا چه نقاطی ضعفی وجود دارد که می‌بایست مورد توجه قرار گیرد و آن را بهبود داد.

بعضی افراد معتقدند که چون افراد در شرکت‌های سرمایه‌گذاری عمدتاً دارای پیش‌زمینه‌های مالی و کسب و کاری هستند، ارزیابی فنی با اقبال کمی مواجه شده و به درستی انجام نمی شود و این باعث شده است که بیشتر در زمینه‌هایی سرمایه‌گذاری انجام شود که جنبه فنی ماجرا کم‌رنگ‌تر و برای همه افراد قابل فهم‌تر است! و این شانس برنده شدن ایده‌های تکراری را زیاد می‌کند.

در روال ارزیابی بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری جسورانه و شرکت‌های سرمایه‌گذاری در دنیا، ارزیابی فنی وجود دارد ولی به شکل‌ها و روش‌های متفاوت. همان‌طور که ابتدای بحث ذکر شد، دلایل زیر می‌تواند منجر به تفاوت دیدگاه در مورد لزوم انجام ارزیابی فنی و تعیین شکل اجرای آن شود:

  • هدف از سرمایه‌گذاری: چرا سرمایه‌گذاری می‌کنیم؟ برای اینکه به تکنولوژی خاصی دسترسی پیدا کنیم؟ برای اینکه به یک تیم فنی چابک و کم هزینه نیاز داریم؟ برای تکمیل زنجیره ارزش خود به محصول خاصی نیاز داریم؟ صرفا می‌خواهیم به سود بیشتری دستیابیم؟ و ...
  • سن و طول عمر محصول/شرکت/تیم مورد بررسی: آیا محصول ابتدای راه است و هنوز کامل شکل نگرفته است؟ با یک محصول آماده در دست مشتریان رو‌به‌رو هستیم؟ محصول کاملا بالغ است یا میانه راه است؟
  • تکنولوژی و مسائل فنی چند درصد از کل محصول را شامل می‌شود؟ با یک تکنولوژی بسیار جدید رو‌به‌رو هستیم؟
  • مبلغ سرمایه‌گذاری چقدر است و هزینه ارزیابی چند درصد این مبلغ است؟ آیا وارد شدن به جزییات ارزش صرف هزینه را دارد؟

پاسخ به این سوالات، می‌تواند تعیین کند که ارزیابی فنی انجام شود یا نه و اگر بلی، به چه شکلی. نظر شما چیست؟ لطفا از تجربه خود در مورد ارزیابی فنی بگویید.

در پست بعد به چگونگی اجرای ارزیابی فنی خواهم پرداخت.