درس هایی از استاد



به پیچکی که در اتاق گذاشته ام می گویم استاد زیرا مدام درس هایی به من می دهد.


درس نخست:

پیچک، مدام و بی وقفه رشد می کند. شاخه و برگ های جدید می آورد.

او رشد می کند بی آن که از صاحبخانه، که در ظاهر امر من هستم، اجازه بگیرد.

صاحبخانه من نیستم. دیگریست.

اوست که استعداد و زمینه رشد را در موجودات جهان فراهم کرده .

خداست که اجازه رشد می دهد.


درس دوم:

پیچک هیچ گاه نمی خوابد. نه خواب سبک نه گران.*

شب که می خوابم یکجور است و صبح که بیدار می شوم می بینم برگ های کوچک جدیدی در آورده.

زمانی که من در خلسه خواب و بیداری هستم و یا زمانی که در اعماق اقیانوس زمان، خواب هفت پادشاه را می بینم، او زنده و بیدار و هشیار است.

پس او دائم در حال حرکت است.

رشد، یک حرکت دائمی است. شب و روز و امروز و فردا نمی شناسد.

برای رشد باید همواره هشیار و بیدار بود، نباید حتی لحظه ای از حرکت باز ایستاد.


درس سوم:

پیچک هیچ گاه خسته نمی شود.

زیرا آرام آرام حرکت می کند. حرف نمی زند و اتلاف انرژی ندارد.

بی صدا و هیاهوست.

سکوت بهترین و مهم ترین لازمه رشد است.


درس چهارم

پیچک اهل عمل است.

بی ادعا و بی حرف و حدیث، عمل می کند.

آرام آرام و در کمال سکوت رشد می کند.

با حرف و زیاده گویی، از رشد باز می ایستیم.

«دو صد گفته چون نیم کردار نیست»


درس پنجم

پیچک آنقدر آرام است که فکر می کنیم، یکجا ساکن است حال آن که چنین نیست.

او در حال تسخیر مکان است با این که ریشه اش به خاک بند است.

برعکس پیچک، ما آدم ها گاهی فکر می کنیم در حال رشدیم در حالی که چنین نیست.

ما تنها با گفتگوی دائمی چه به کلام و چه در ذهن، خود را سرگرم می کنیم بی آن که حرکتی بکنیم.

همچون حرکت تصاویر بر گُرده ی سینما ذهن مان مدام حرکت می کند و سرمان را به تصاویر موهوم خیالی گرم می کند.

این ذهن است که بیهوده حرکت می کند حال آن که خودمان، بطرز مسخره ای ساکن شده ایم.

رشد با توهم سکون اتفاق نمی افتد... باید کاری کرد.


درس ششم

پیچک بی توقع است زیرا خدا هرچه لازم باشد به او داده است.

یک استعداد درونی و ذاتی و خاک و زمین و نوری که خدا از پیش فراهم ساخته.

حتی آبی که پای گلدانش می ریزم نیز به دست خدا بر دامان او جاری می شود.

پیچک خودش آفتاب را می جوید و می یابد. خودش، برگ هایش را به سمت نور می چرخاند.

دورتادور او بیشمار لقمه های نور است. او تنها دهان باز می کند و لقمه های جادویی را از هوا می گیرد و می بلعد.

باید نور رشد را جستجو کرد. آرام ارام و صبورانه.


درس هفتم

پیچک نیاز به تایید ندارد.

او برای رشد خلق شده... استعدادش را دارد پس رشد می کند اگر زمینه برایش فراهم باشد.

او تنها نیاز به لوازم مادی هم دارد. خاک غنی و آب و نور و هوا.

همین و لاغیر.

برای رشد نیاز به تایید هیچ کس نیست.

باید یاد بگیریم تایید طلبی را کنار بگذاریم.

کار درست را انجام دهیم بدون نیاز به تایید و بی هیچ محرّک بیرونی.

باید از درون حرکت کرد زیرا لوازم آن را در اختیار داریم.

زمینه رشد ما نیز مانند گیاه است. آب و خاک و نور و هوا.



درس هشتم

پیچک نیازی به صدای خوب ندارد. تنها آرامش را نیاز دارد.

آرامش درون.

گیاه به سکوت و انرژی نامرئی متصل است.

ما نیز باید یاد بگیریم همچون گیاه این سکوت و انرژی را ببینیم و به آن متصل شویم.


درس نهم

بتازگی برگ هایی می رویند که رنگ شان روشن تر از سایر برگ هاست و اندازه شان کوچکتر از آن ها.

ابتدا فکر کردم این برگ ها ضعیفند و در معرض آسیب و خشک شدن هستند .

بعد متقاعد شدم که آن ها نسلی جدید و متفاوت با بقیه هستند.

نسل جدید مدام خودش را با شرایط تازه تطبیق می دهد.

مدام در حال نو شدن است.

بنابراین جهان به یک شکل و یک رویه باقی نمی ماند.

بدون اینکه شاکله اصلی تغییر کند در جزئیات و یا حتی در کلیات، مدام تغییر رخ می دهد و نو به نو می شود.

ما نیز باید نو شویم.

باورها و شیوه ها را مطابق با شرایط روز، نو کنیم.


درس دهم

یکی از شاخه های پیچک، مشکلی دارد که درکش نمی کنم.

برگ های آن شاخه، یکی یکی زرد می شوند.

محل ریشه را در شیشه آب وارسی کردم اما چیزی سر درنیاوردم.

اصل شاخه هم که سبز و قویست.

پس مشکل چیست؟؟

آیا برگ ها حکمتی دارند که بی دلیل می میرند؟

آیا جا باز می کنند تا بقیه رشد کنند ؟

آیا عامدانه و آگاهانه صحنه حیات را ترک می کنند تا جهان تنگ نشود؟

در حالی که برخی از برگ های شاخه پیچک می روند، برگ های جوان از شاخه های دیگر می رویند و سبزی و شادمانی جنگل پیچک را نوبنو تازه می کنند.

این نیز درس تازه ای است.

جهان بر مدار تکرار می چرخد.

بعضی ها می روند و بعضی ها می آیند.

موجودات جهان در یک مدار نامرئی دور می زنند و دوباره به اول می رسند.

همواره تولد اتفاق می افتد و حرکت و حیات، شوق زیستن را نوبنو تازه می کند.

رشد بر مدار تکرار است. این مرگ و تولد نیست. یک حرکت دایره وار همیشگی است.


سوسن چراغچی

24 فروردین 1401



اَللَّـهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ

خداست كه معبودى جز او نيست؛ زنده و برپادارنده است؛

لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ...

نه خوابى سبک او را فرا مى‌گيرد و نه خوابى گران؛

سوره بقره. آیه 255