
جنس تشکیل دهنده جلد کتاب برای محافظت و عمر بیشتر کتاب انتخاب می شود. کتاب های نفیس معمولا از مقوای سخت و ضخیم که به گالینگور شهرت دارند مجلد می شوند تا دوام و عمر بیشتری یابند و از جهت زیبایی نیز بسیار آراسته تر باشند. به جلد های گالینگور، طلاکوب نیز می گویند.
اگر جنس جلد كتاب از انواع مقوا هاي نازك مانند گلاسه باشد، اصطلاحاً به آن، جلد شوميز مي گويند. این دو جنس کتاب از رایج ترین جنس ها می باشد و گاهی اما به ندرت روی این جلدها نیز لفافه ای می کشند.
روکش يا لفاف عبارت است از پوششى کاغذى که به خاطر محافظت جلد - يا زيبائى - روى آن کشيده مىشود. سطح داخلى روکش معمولاً سفيد و خالى است، ولى ندرتاً مطالبى روى آن چاپ مىشود.
لبهٔ گردان روکش معمولاً از جلد کتاب بزرگتر است و مقدارى از آن در دو طرف تا مىخورد و در داخل، ميان جلد و بدنهٔ کتاب قرار مىگيرد. اين قسمت را 'لبه برگردان' مىنامند. روى لبهبرگردان گاه هيچ چيز قرار نمىگيرد، جز بهاء کتاب در پائين لبه برگردان اول کتاب. ولى معمولاً سطح داخلى لبهبرگردانها به شرحى کوتاه دربارهٔ کتاب و نويسندهٔ آن اختصاص داده مىشود. گاه مطلب از لبهبرگردان اول کتاب به لبهبرگردان آخر کتاب ادامه مىيابد. (مطالب روى لبهبرگردان در انگليسى Blurb ناميده مىشوند). بعضى کتابهاى جلد نرم يا جلد شميزى هم داراى لبهبرگردان از جنس کاغذ يا مقواى شميز جلد هستند.
گاه روى روکش، يا در کتابهائى که روکش ندارند روى جلد در پائين، نوارى پهن قرار مىگيرد که روى آن بهاء يا مطالب ديگر نوشته شده يا داراى مطالبى است که صرفاً جنبهٔ آگهى دارد. اهل فن اين قطعه کاغذ نوارى را 'باند يدک روکش' مىنامند.
روى جلد کتاب عبارت است از نخستين سطح بيرونى جلد کتاب؛ اصطلاح 'روى جلد کتاب' گاه ممکن است براى نخستين سطح روکش کتاب نيز بهکار رود. در کتابهائى که روکش ندارند عنوان کتاب روى جلد چاپ مىشود. ولى در کتابهاى روکشدار، عنوان کتاب روى روکش قرار مىگيرد و روى جلد کتاب معمولاً چيزى چاپ نمىشود [مگر در عطف].
نکاتى که روى جلد کتاب يا روى روکش قرار مىگيرند عبارتند از:
نام مؤلف، نام کتاب، و گاه نام ناشر؛ همچنين بهندرت پارهاى جزئيات ديگر، از جمله شمارهٔ ويراست. ترتيب دادن اين نکات، نوع حروف و غيره، کار بخشهاى توليد کتاب است.
در مورد کتابهاى ترجمه بايد گفت که در کشورهاى غربى کمتر نام مترجم را روى کتاب چاپ مىکنند. اما در صورتى که قرار دادن نام مترجم روى جلد کتاب مورد نظر باشد، بهتر است نخست، نام مؤلف، سپس عنوان کتاب، و سرانجام نام مترجم را چاپ کرد؛ يا پيش از نام مترجم افزود: 'ترجمه' يا 'مترجم' . بودن دو نام روى جلد، زير هم و بدون واژههاى 'تأليف' يا 'نوشتهٔ' يا 'ترجمهٔ' و غيره، ممکن است اين پندار را در ذهن خوانندگان هست کند که آن دو تن با هم کتاب را نوشتهاند.
در کتابهائى که به يک سلسله يا مجموعه تعلق دارند، يا نام رديفى دارند، معمولاً نخست نام سلسله و غيره، سپس نام کتاب و پس از آن نام مؤلف قرار مىگيرد.
عطف عبارت است از پشت قطر کتاب، اعم از جلد اصلى يا روکش. ولى گاه به قسمت صحافى کتاب نيز اطلاق مىشود. روى عطف کتاب معمولاً نام مؤلف و عنوان کوتاه کتاب و نام کوتاه يا علامت (آرم) ناشر چاپ مىشود. بسته به قطر کتاب، اين مطالب مىتوانند افقى يا عمودى قرار بگيرند. در صورتى که عمودى چاپ شوند، در کتابهاى انگليسى و آمريکائى مطالب معمولاً از بالا به پائين و در کتابهاى اروپائى بيشتر از پائين به بالا چيده مىشوند. در فارسى شيوهٔ انگليسى - آمريکائى حاکم است، ولى مسئله چندان مهم نيست و بيش از هر چيز به سليقهٔ طراح کتاب بستگى دارد؛ و البته در باختر زمين گاه در يک کشور واحد نمونههاى متضاد فراوان ديده مىشوند.
پشت جلد کتاب عبارت است از آخرين سطح جلد کتاب. اصطلاح 'پشت جلد کتاب' ممکن است براى آخرين سطح روکش نيز بهکار رود. در پشت جلد کتاب گاه چيزى قرار نمىگيرد، و گاه مطالبى دربارهٔ نويسنده، يا کتاب، يا آگهىهاى ديگر، چاپ مىشود. براى کتابهاى دوزبانه و چندزبانه، بهتر است پشت جلد کتاب با زبان يا زبانهاى ديگر کتاب، مشخصات و محتواى کتاب را معرفى کند. بهخصوص در فرهنگهاى دوزبانه مثلاً انگليسى به فارسى که کتاب از چپ بسته مىشود، پشت جلد کتاب طرف اصلى به حساب مىآيد.
آستر بدرقه عبارت است از يک ورقهٔ سرتاسرى که نيمى از آن روى سطح داخلى جلد چسبانده مىشود و نيم ديگر آزاد قرار مىگيرد و جزو بدنهٔ کتاب است. روى قسمتى که به سطح داخلى جلد چسبانده شده معمولاً چيزى نيست. بهندرت ممکن است لوحهٔ آغاز روى اين قسمت قرار گيرد که متعارف نيست. گاه ممکن است روى سراسر آستر بدرقه، نقشه يا چيزهاى ديگر چاپ شود. در کتابخانهها معمولاً 'جيب کتاب' را بيشتر در همين قسمت مىچسبانند. جيب کتاب پاکتى است که 'برگه' يا 'کارت' کتابخانه را در آن مىگذارند.
برگ آزاد عبارت از نخستين برگى است که پس از آستر بدرقه قرار مىگيرد. روى برگ آزاد هيچ چيز چاپ نمىشود و روى و پشت آن نيز در شمارهگذارى واحدهاى پيش از متن به حساب نمىآيد؛ يعنى يک واحد صحافى است، نه جزو متن کتاب. در بسيارى از کتابها، برگ آزاد عملاً همان قسمت آزاد آستر بدرقه است.
بدنهٔ کتاب عبارت است از مجموعهٔ برگهاى کتاب.
صفحه، برگ، ورق، ورقه. صفحه عملاً به دو مفهوم بهکار مىرود:
الف- يک روى 'صفحه' ، به مفهوم هندسي؛
ب- 'برگ' يا 'ورق' يا 'ورقهٔ' کاغذ، که شيئى است مادي، داراى دو رو يا 'صفحه' به مفهوم (الف). در فارسى مىتوان واژهٔ 'صفحه' را به مفهوم 'رو' ى هندسى بهکار برد، و شيء مادى دو رويه يا دو 'صفحه' اى را 'برگ' ناميد.