بنظر میاد شاید مهمترین وظیفه ما استراتژیستهای محتوا در شرایط قطعی اینترنت، حفظ روحیه و انگیزه کارفرما و جلوگیری از ورود کسبوکارها به وضعیت انفعال و سکوت باشه.
طبیعیه که خیلی از برندها در شرایط بحرانی مثل الان، اولین چیزی که متوقف میکنن و یا در اولویت آخر قرار میدن، #چرخه_محتوا است، درحالیکه دقیقاً در همین زمان طلایی باید ارتباطشون با مخاطب رو حتی در محدودترین شکل ممکن حفظ کنند.
یکی از نقشهای ما کارشناسان حوزه محتوا اینه که این موضوع مهم رو به کارفرما یادآوری کنیم که برندها و کسبوکارهایی دوام میارن که در هر شرایطی، جریان محتوا و ارتباط با مخاطب رو متوقف نکنند.
طبعا پیش از طراحی هر استراتژی، ما باید خود کارفرما رو برای ادامه دادن اقناع کنیم و مصرانه تلاش کنیم که ناامیدی و بیانگیزگی جای تصمیمگیری منطقی و صحیح رو نگیره.
بعد از همه این تلاشها، تازه استراتژی جایگزین معنا پیدا میکنه و باید سراغ ظرفیتهای موجود برای وضعیت بدون اینترنت رفت. مثل استفاده از ظرفیت کمپینهای محیطی، تمرکز بر ارتباطات محلی و فیزیکی، بازتعریف نقاط تماس با مخاطب، فعالیت در پلتفرمهای داخلی و... .
اینجاست که نقش واقعی استراتژیست محتوا مشخص میشه؛
اینکه هنر #استراتژی_محتوا فقط تعیین کمّ و کیف تولید و انتشار محتوا نیست، بلکه تلاش برای اقناع کارفرما و ترغیب کسبوکارها جهت حفظ جریان ارتباط، اعتماد و حضور برند در ذهن مخاطب در روزهای سخت و بحرانی هم هست.
لینک پست در لینکدین