چند سؤال مهم پیرامون افکار عمومی و متولیان آن
🛑 متولی مدیریت، ساماندهی و هدایت #افکار_عمومی در بحرانها، تنشها و فتنههای سیاسی، فرهنگی و نظامی و یا در شرایط عادی و طبیعی کشور چه کسی/کسانی یا نهادی/نهادهایی است؟
آیا پس از خواندن این سؤال، اسم فرد یا نهادی به ذهنتان رسید؟
*
سالهاست حوزه #رسانه و مفاهیم مرتبط با آن از سواد رسانهای و سواد فضای مجازی تا تولید محتوا و روایت و...، جزو پر ارجاعترین موضوعات و سوژهها بخصوص از زبان مسئولان و افراد صاحب تریبون و فعالان رسانهای -چه رسمی و چه غیر رسمی- در شرایط خاص و غیر خاص کشور است. اما آیا فایده عملی نیز داشته است؟
تولید روایتهای متعدد از یک موضوع از سوی فعالان رسانهای و مردم عادی و کنشگری آنها در فرمهای حرفهای و غیرحرفهای امری طبیعی است اما مدیریت این روایتها و طراحی یک کلان روایت مطلوب و جامع که سایر روایتها را در بر بگیرد و برچسب منفی به راویان دلسوز و واقعبین نزند، نیازمند یک متولی بوده و خواهد بود.
اهمیت این موضوع هنگامی دوچندان میشود که در شرایط خاص مثل فتنه اخیر و فتنه مهسا، محدودیتهای ایجاد شده سایه جدی بر روایت راویان میاندازد و زمینه را برای به انحراف کشاندن روایتها و بروز سوگیریها و برخی شیطنتها باز میکند.
طبعا اعمال محدودیتهای ارتباطی از سوی نهادهای امنیتی و انتظامی با اهداف مشخص صورت میگیرد ولی از این سو کسی خود را متولی مدیریت و هدایت افکار عمومی و زمینهسازی بستر تولید روایت میداند؟
چه میزان قطع و وصلی اینترنت ذیل یک سیاست جامع و مدبرانه با هدف ساماندهی افکار عمومی و در جهت تقویت یک روایت صحیح و نه لزوما رسمی تعریف میشود؟
آیا با وصل شدن اینترنت و در دسترس قرار گرفتن روایت «دیگری» و انتشار تصاویر جدید و احتمالا سانسور شده از اتفاقات اخیر، نگرانی پیرامون افکار عمومی هم فروکش میکند و مسئولیتی متوجه آن متولی نخواهد بود؟
تناقض در روایت خودی و دیگری چگونه برای مردم تبیین و توجیه میشود و چه سیاستی برای کمّ و کیف اقناع مردم اتخاذ میشود؟
چه میزان با تولید و انتشار روایتهای بهظاهر متفاوت ولی همسو و تقویت کننده مبانی انقلاب و نظام همراهی میشود؟
نقش آن متولی که در سطور اول ذکر شد، در مدیریت و طراحی کلان روایت اصلی که این خرده روایتهای تولید شده ذیل آن تولید و منتشر شود چیست؟ اساسا چه کسی درد روایت دارد؟ چه کسی درد ذهن و فکر و ذهنیت مردم را دارد؟
*
بیائید یکبار دغدغه معیشت مردم را نداشته باشیم! درد حرف مردم، درد فهم مردم، درد دیدههای مردم را داشته باشیم. چه کسی مسئولیت رفع تناقضات میان آنچه مردم میبینند و میشنوند با آنچه مبانی و آرمان و آرزوی انقلاب و نظام است را دارد؟
علیرغم اینکه از بزرگ و کوچک، مسئول و غیرمسئول، اهمیت و ضرورت رسانه و طراحی پیام و تولید محتوا و روایت اثربخش و مناسب را میدانند و دائما لقلقه زبانشان است و البته نقش اعجابانگیز رسانههای معاند و #فضای_مجازی را در تحریک نوجوانان و جوانان جدی و غیرقابل انکار میدانند، چرا حداقل در شرایط خاص به این نگاه و باور صحیح توجهی نمیشود؟ چرا در مقام و موقعیت ارائه یک روایت صریح و مستدل و اثربخش، زبانمان لکنت دارد و حمایتهای مادی و معنوی برای این مهم روزانه کمتر و کمتر میشود؟
مگر نه اینکه رسانههای دشمن با بودجههای هنگفت چند صد میلیون دلاری از طریق کانالها و شبکههای متعدد ماهوارهای و اینترنتی در هرلحظه در حال بمباران محتوایی و رسانهای، پمپاژ ترس و ناامیدی و ارائه روایتهای اثرگذار برای مردم بیدفاع ما هستند ولی در مقابل ما همچنان همان سیاست دائمی «پاک کردن صورت مسأله» و «زیرسبیلی رد کردن» را پیش گرفته و میگیریم؟
چندبار از خلأ روایت سازی صحیح و عدم ارائه #روایت_اول باید ضربات خونین بخوریم ولی عبرت نگیریم و نگیریم؟
چرا احزاب سیاسی برای منافع باندی و جناحی خودشان بلدند که چگونه مردم را ترغیب، تحریک و اقناع کنند ولی وقتی پای کلیت نظام و حاکمیت در مواجهه با دشمن بیرونی و قسمخورده در میان است، همگی غلاف کرده و روزه سکوت میگیرند؟ متأسفانه این مورد، چپ و راست هم ندارد...
چرا یکبار برای همیشه این مسأله مهم جای خود را در سرلیست مسائل اصلی کشور باز نمیکند و به دغدغه دلسوزان توجهی نمیشود؟
*
متأسفانه بپذیریم یا نپذیریم، بخش عمده افکار عمومی در چنبره دشمن است و صحت این گزاره را میتوان از میزان خشونتهای انجام شده توسط نوجوانان و افراد فریبخورده با مدیریت عناصر تروریست در اغتشاشات اخیر پی برد که ابتدا فکرها و ذهنها به تسخیر درآمده و سپس آن جنایات فجیع انجام شده است...
اما ای کاش مخاطب این «چرا» های مقدس مشخص بود...
#ملاحظات #یادداشت