نیمنگاهی به کتاب جذاب و پرمخاطب «بیحدومرز»
آقایون! خانمها! حتما درباره ایدههاتون صحبت کنید. حتما توضیح بدید و با آدمهای امنی که کنارتون هستند دربارهاش گفتگو کنید. اینکه ایدهها رو صرفا بنویسید و جایی لیست یا ذخیره کنید، لازم هست ولی کافی نیست. چون تا وقتی دربارهاش صحبت نکنید، ارتباط دلی با اون ایده برقرار نمیشه.
اساسا تا وقتی ایده رو به زبون نیارید، دلتون باهاش ارتباط برقرار نمیکنه و طبعا بخشی از فرایند رشد و توسعه اون ایده اتفاق نمیافته. حرف زدن و صحبت کردن پیرامون یک ایده و یا موضوع، اون چیزی که در دل دارید رو بیان میکنه و تنها راه ارتباط عاطفی و دلی با اون موضوع هست.
چرا اینها رو گفتم؟
چون امروز به فراخور موضوعی به کتاب «بیحدومرز» اثر جان سی. مکسول از انتشارات محبوب آریاناقلم مراجعه کردم. این کتاب روان و خوشخوان رو اولین بار در سال ۱۳۹۸ مطالعه کردم ولی امروز با بخشی از کتاب روبرو شدم که همون سال هم ذهنم رو حسابی درگیر کرده بود و در طول این سالها هم خیلی ازش استفاده کردم.
مکسول در صفحه ۱۰۳ کتاب درباره «نوشتن» و «حرف زدن» درباره ایدهها میگه:
«نوشتن درباره ایده به تفکرتان صبغهای خردمندانه میدهد. در تفکرتان وضوح ایجاد میکند. حرف زدن درباره ایده به آن صبغه عاطفی میدهد. فکرتان را به دلتان متصل میکند. هیچ توجه کردهاید که میتوانید درباره زمانی غمبار در گذشتهتان به صورتی کاملا منطقی فکر کنید، اما وقتی سعی میکنید برای شخص دیگری از آن حرف بزنید، احساساتتان غلیان میکند و بغض گلویتان را میگیرد؟ این همان ارتباط با دلی است که وقتی آن ایدهها را بیان میکنید رخ میدهد.»
این نکته نه فقط در فضای ایده که شاید بیشترین نمودش در درددل کردن آدمها با همدیگه است؛ اونجایی که وقتی موضوعی از حصار ذهن آدمی خارج میشه و دربارهاش صحبت میشه، تازه اون حس عمیق و مرتبط با موضوع هم بروز میکنه و روایت فرد از موضوع کاملا متفاوت میشه.
کتاب بیحدومرز با شعار «حصار ظرفیتهای خود را درهم بشکنید» از جمله کتابهای حوزه توسعه فردی هست که تأکید میکنه فقط با آگاهی و اشراف کامل و همهجانبه به تواناییهای فردیمون هست که دامنه انتخابهامون گستردهتر میشه و اون وقت میتونیم به حد کمال ظرفیت وجودیمون دست پیدا کنیم.
مطالعه این کتاب رو از دست ندید.
لینک پست در لینکدین