روز مبادا در لغتنامه به معنای روز سختی و پریشانی است و همانطور که از واژهاش پیداست، روزی است که نباید باشد و نباید بیاید و اگر بیاید، احتمالا قرار است آدمی را با شرایط خاصی روبرو کند.
هیچکس مشتاق روز مبادا نیست.
در روز مبادا که برای هرکسی منحصربفرد است، داشتههای آدمی از هر قلمش محک میخورد؛ نفس آدمی، دوستان، امیدها و آرزوها، دلگرمیها، علائق، ایمان و اعتقادات و... هرچیزی را که بتوان به این لیست اضافه کرد.
اگر خیلی روی #داشته هایمان حساب کرده باشیم، چه بسا در آن روز در مواجهه با حقیقت داشتهها -که درواقع #نداشته هایمان هستند- افسرده شویم و حتی نای ادامه دادن نداشته باشیم ولی یک چیز به غایت خود را به ما نشان میدهد و آن ارزشمندترین سرمایه یعنی #ایمان مان است. در روز مبادا است که ایمان آدمی با عجیب و غریب ترین اتفاقات محک میخورد و زیر این فشار یا تَرَک میخورد و خرد میشود و یا درخشانتر و قیمتیتر میشود.
البته روز مبادا یک روز نبوده، نیست و نخواهد بود. چه بسا تا اینجای عمر، روزهای مبادای زیادی را پشت سر گذاشته ایم که ماهیتا با هم متفاوت بوده باشند. ولی همهشان یک ویژگی مشخص داشتهاند که هرگز نخواستهایم #بادا باشند و محقق شوند! همواره از مواجهه با آن فرار کردهایم و ترجیح دادهایم نهایت التفاتی که قرار است به آن داشته باشیم و حتی مصادیقش را نمیدانیم، صرفا مروز زبانی و یادآوری با لفظ «روز مبادا» باشد.
در روز مبادا، آدمی خود، اطرافیان و... را بیشتر میشناسد. تصویر ذهنی که از خودش و دیگران برای خود شکل داده با دیوار سفت واقعیت روبرو میشود و اصلاح میشود.
چه بسا روز مبادا عنوانی باشد که ما انسانها برای این روز انتخاب کردهایم. شاید بتوان از منظر توحیدی، روز مبادا را روز امتحان خاصی الهی از بندگانش دانست؛ یعنی روزی که خداوند اراده کرده امتحان ویژهاش را از بندهاش بگیرد و چون این روز، نقطه کانونی امتحانات الهی برای بنده میشود، روز مبادا برایش نامگذاری کردهایم؛ و الا هر لحظه و هرروز در معرض امتحانات و ابتلائات الهی هستیم.
همین.