
چند عنصر وجود دارد که یک فیلم مسابقه ای نمی تواند از دست بدهد - سرعت، اشتیاق، سهام، و مهمتر از همه، خطر. مایکل مان با موفقیت همه چیز را در فراری به تصویر می کشد و تماشاگران را روی صندلی راننده می نشاند و سکانس پایانی غم انگیزی که تصادف آلفونسو د پورتاگو (گابریل لئونه) را در میل میگلیا 1957 به تصویر می کشد، وحشتناک تر می کند. مان در طول فیلم فراری از آزادی های هنری برخوردار است، حتی اگر حادثه دی پورتاگو نمایشی دقیق از آنچه واقعاً در آن لحظه رخ داده است، از جمله وحشتناک ترین پیامدهای آن است. راننده، ناوبر او و نه تماشاگر - از جمله پنج کودک - کشته شدند. با این حال، رویدادهایی مانند این اغلب پیامد اقدامات بسیاری هستند و این قسمت غم انگیز موتوراسپرت را برای همیشه تغییر داد.
پیشروی Mille Miglia فراری به اندازه خود مسابقه مرگبار بود
دهه 1950 یک دوره متناقض برای ورزش موتوری به طور کلی بود. در آن زمان (و حتی امروزه نیز)، مسابقه بسیار عاشقانه تلقی می شد، زیرا رانندگان جسور جان خود را در تعقیب شکوه ابدی روی ماشین های فلزی که به سختی از پرواز در هوا جلوگیری می کردند، به خطر می انداختند. با این حال، در همان زمان، خطر رانندگی یک ماشین مسابقه ای بدون هیچ گونه تدابیر امنیتی در آن زمان کافی بود تا بسیاری از رانندگان مستعد را از این ورزش دور نگه دارد.
این شرایطی است که اسکودریا فراری در آن زمان به شهرت رسید و بر صحنه مسابقات اروپا تسلط یافت. در سال 1956، فراری پیش از این قهرمان Mille Miglia شده بود و هر چهار جایگاه برتر را با ستاره جوان در حال ظهور یوجنیو کاستلوتی (مارینو فرانچیتی) به دست آورده بود. در فراری، ما کاستلوتی را به عنوان رانندهای شایسته و در عین حال ناکافی برای آرزوهای افسانهای انزو فراری (آدام درایور) ملاقات میکنیم که نتوانسته رکورد مازراتی را در اتودرمو دی مودنا شکست دهد. او در واقع یکی از برترین رانندگان اسکودریا و یکی از مورد اعتمادترین خلبانان انزو بود. مرگ او در مارس 1957 کمتر از یک سال پس از پیروزی او در Mille Miglia در سال 1956 رخ داد، زمانی که فراری او یکی از چرخ های خود را در حین رانندگی آزمایشی در مودنا از دست داد. کاستلوتی تنها چند هفته قبل از Mille Miglia در سال 1957 درگذشت که دومین ضربه بزرگ به انزو فراری در کمتر از یک سال بود. اولین مورد مرگ پسرش دینو در ژوئن 1956 بود. این دو تراژدی باعث شد فراری به فکر کناره گیری کلی از ورزش موتوری باشد و معتقد بود که او مرگ را برای مردم به ارمغان می آورد.
البته این شخص فراری نبود، بلکه فقدان تدابیر امنیتی برای حفظ امنیت رانندگان و تماشاگران بود. به عنوان مثال در سال 1955، تصادف با یک مرسدس بنز باعث مرگ 82 تماشاگر در مسابقه 24 ساعته لمان شد. خود Mille Miglia قبلاً یک رویداد خطرناک در نظر گرفته می شد. در سال 1956، شش کشته و 14 مجروح در بین رانندگان و تماشاگران رخ داد. این واقعیت که این مسابقه در امتداد نزدیک به 1000 مایل جاده های باز در حومه ایتالیا برگزار شد، مردم شهرها و روستاهای محلی را دعوت کرد تا اتومبیل های تندرو در حال عبور از کنار خانه هایشان را ببینند و تیم هایی مانند فراری مایه غرور و شادی ایتالیا بودند، پس چه کسی این کار را انجام نمی دهد. آیا می خواهید ریسک کنید و آنها را ببینید؟
آلفونسو دی پورتاگو یک راننده محبوب بود، اما همه چیز به تراژدی اشاره داشت
وقتی آلفونسو د پورتاگو در صحنههای اولیه فراری به مودنا میرسد، به طور اتفاقی کسی جز خود انزو فراری را نمیبیند که پشت چراغهای راهنمایی منتظر است - و درست زمانی که فراری به یک راننده جدید نیاز دارد. در واقع، دپورتاگو حداقل یک سال قبل از Mille Miglia در سال 1957 برای فراری رانندگی می کرد و قبلاً یک خلبان مشهور بود. یک نجیب زاده اسپانیایی از خانواده ای ثروتمند، او نماد آن دوران در ورزش موتوری بود - کسی که صرفاً از روی اشتیاق مسابقه می داد، جذاب و یک جنتلمن بود. این واقعیت که او با ستاره هالیوود لیندا کریستین (سارا گادون) قرار می گرفت، اغلب او را در هر بخش از روزنامه ها نیز قرار می داد.
سال 1957 سومین تلاش د پورتاگو در Mille Miglia بود. او و دوست و دریانوردش ادموند نلسون (اریک هاوگن) قبلاً قدرت خود را در مسابقه استقامتی معتبر امتحان کرده بودند اما هرگز نتوانسته بودند آن را به پایان برسانند، به این معنی که هیچ یک از آنها کل مسیر را نمی دانستند. آنها به عنوان چهارمین خودروی فراری وارد مسابقه شدند و انتظارات زیادی پیرامون عملکرد دی پورتاگو وجود داشت. او سهم خود را برای تضمین پیروزی فراری انجام داد، اما هرگز مدعی پیروزی در خود مسابقه نبود، که راننده باتجربهتر پیرو تاروفی (پاتریک دمپسی) بدون ناوبر پیروز شد، زیرا او مسیر را به خوبی میدانست و خطراتی را که برای حیوانات و حیوانات داشت. کودکان بدون نظارت در طول آن می دوند.
فراری از پیشبینیهای زیادی برای دراماتیک کردن سفر دپورتاگو تا زمان مرگش در Mille Miglia استفاده میکند، از جمله از او میخواهد در صورت مرگش برای لیندا کریستین نامهای بنویسد و او را به جای مرده واقعی، یوجنیو کاستلوتی، قرار دهد. در فیلم، زمانی که د پورتاگو در رم توقف می کند، لیندا کریستین به نظر می رسد قبل از رفتن با او سلام می کند و از او می خواهد که در برشا، آخرین ایستگاه، با او ملاقات کند. این واقعاً اتفاق افتاد و در تصویری ثبت شد که به "بوسه مرگ" معروف شد - لیندا در حال بوسیدن د پورتاگو با چشمان باز وهمآور، تقریباً انگار در حال پیشبینی چیزی تاریک است.
در آخرین ایستگاه خود در مسابقه، دی پورتاگو علیرغم اصرار تکنسینهای فراری از تعویض لاستیکهای خود امتناع کرد، زیرا میترسید که این کار او را به تاخیر بیندازد. او با عصبانیت ادامه داد و در نهایت به خط مستقیم طولانی در اطراف شهر Guidizzollo رسید، جایی که یکی از لاستیک هایش منفجر شد. این باعث شد فراری او به هوا برود و در هوا بچرخد. این هواپیما از حاشیه خارج شد و به چندین تماشاگر برخورد کرد و 9 کشته از جمله پنج کودک بر جای گذاشت. در فیلم، دپورتاگو در امتداد وسط جاده رانندگی میکند، اغلب به نشانگرهای خط برخورد میکند تا اینکه یکی از آنها لاستیک او را پنچر میکند و او را به پرواز میفرستد. گفته می شود جسد او در نزدیکی لاشه هواپیما پیدا شده است که تکه تکه شده است.
انزو فراری مقصر این تصادف شد و Mille Miglia ممنوع شد
فراری رابطه طوفانی انزو فراری با رسانه ها را به خوبی به تصویر می کشد، زیرا شخصیت قدرتمند و در عین حال پرقدرت او بود. پس از انتشار اخبار تصادف، طبیعتاً از سوی همه از جمله مطبوعات رسمی واتیکان مورد بازجویی قرار گرفت. همه چیز تا آنجا پیش رفت که او به دلیل مرگ دو پورتاگو، نلسون و تماشاگران متهم به قتل عمد شد. او ابتدا مقصر اعلام شد، اما بعداً ثابت شد که علت تصادف، خط تیز بودن خط بوده است. این فیلم نشان می دهد که بلافاصله پس از مسابقه در کارخانه فراری در مودنا به این نتیجه رسیده است، اما در واقع سال ها طول کشید - انزو باید قاضی را متقاعد می کرد تا یک هیئت فنی متشکل از مهندسان خودرو را گرد هم بیاورد که به این نتیجه رسیدند که لاستیک دی پورتاگو منفجر شده است. به دلیل خط تیز در جاده Guidizzollo. فراری سپس از تمامی اتهامات تبرئه شد.
سال 1957 به دلیل تصادف دو پورتاگو، آخرین رویداد Mille Miglia بود، زیرا دولت ایتالیا مسابقات استقامتی در جاده های باز را ممنوع کرد. بسیاری از مسابقات مشابه دیگر مانند Carrera Panamericana معتبر در سراسر جهان یا ممنوع یا لغو شدند. به گفته کوچکترین پسر انزو، پیرو لاردی فراری (جوزپه فستینزه)، هر مرگی که در پیست مسابقه اتفاق میافتد، پدرش را میلرزاند، اما Mille Miglia در سال 1957 باعث شد که او همه چیز را در نظر بگیرد، بهویژه به این دلیل که بیشتر قربانیان کودک بودند.
ایمنی در موتوراسپرت برای دهه ها پس از Mille Miglia 1957 یک مسئله باقی ماند و تنها امروزه با جدیت مورد نیاز با آن برخورد می شود. ممنوعیت مسابقات جاده ای باز اولین گام مهم بود و به دنبال آن مسابقات به پیست های مسابقه محصور با صندلی های مناسب برای تماشاگران محدود شد. مسابقات جاده آزاد، مانند رالی، هنوز هم برگزار می شود، اما بدون تماشاگر. برای رانندگان، تنها در ماه مه 1994 بود که FIA، نهاد حاکم بر اتومبیلرانی، با نیاز به تغییر مواجه شد، زمانی که دو راننده فرمول 1، از جمله اسطوره برزیلی آیرتون سنا، در پیست مسابقه ایمولا (به نام انزو و دینو فراری) جان خود را از دست دادند. . امروزه اتومبیلهای مسابقهای مجهز به «سلول بقا» هستند که قرار است از آنها محافظت کند، و اتومبیلهای کابین باز دارای «هاله» هستند، ساختاری که از راننده در برابر زبالههای پرنده محافظت میکند.